‏مدت‌ها برایم سؤال بود که چرا در فارسی عکاسی معمولاً به Aperture می‌گوییم «دیافراگم»، در حالی که از نظر فنی این دو دقیقاً یک چیز نیستند.


از نظر دقیق اپتیکی:


‏Diaphragm یا Iris Diaphragm خودِ مکانیزم تیغه‌ای داخل لنز است؛ همان تیغه‌هایی که باز و بسته می‌شوند و اندازهٔ دهانهٔ عبور نور را تغییر می‌دهند.


‏Aperture خودِ گشودگی یا دهانه‌ای است که نور از آن عبور می‌کند.


‏f-number نیز عددی مانند f/1.4، f/2.8 یا f/8 است که نسبت فاصلهٔ کانونی لنز به قطر مؤثر گشودگی را بیان می‌کند.


‏بنابراین وقتی در فارسی می‌گوییم «دیافراگم را روی f/2.8 گذاشتم»، اگر بخواهیم از نظر فنی دقیق باشیم، منظورمان در واقع این است که «گشودگی دیافراگم را روی f/2.8 تنظیم کردم».


اما چرا در فارسی به Aperture هم می‌گوییم «دیافراگم»؟


‏به نظر می‌رسد پاسخ را باید در تاریخ ورود عکاسی و اصطلاحات فنی اروپایی به ایران جست‌وجو کرد.


‏واژهٔ «دیافراگم» در فرهنگ‌های فارسی به عنوان واژه‌ای با منشأ فرانسوی ثبت شده است.


‏در زبان فرانسه واژهٔ diaphragme از مدت‌ها قبل اصطلاحی اپتیکی بوده و به مکانیزمی گفته می‌شود که اندازهٔ گشودگی یک سیستم اپتیکی و در نتیجه مقدار نور عبوری را کنترل می‌کند.


‏این واژه در نهایت ریشهٔ یونانی دارد و مفهوم اولیهٔ آن چیزی شبیه «حائل»، «جداکننده» یا «پرده» بوده است.


‏عکاسی در قرن نوزدهم وارد ایران شد؛ یعنی در دوره‌ای که زبان فرانسه در آموزش علمی و فنی ایران نفوذ زیادی داشت.


‏در دوره‌های اولیهٔ آموزش عکاسی در ایران نیز افراد و منابع فرانسوی نقش قابل توجهی داشتند. ژول ریشار فرانسوی از افرادی بود که در دورهٔ قاجار در ایران فعالیت داشت و با آموزش علوم و فنون جدید ارتباط داشت. بعدها نیز عکاسان و مدرسان فرانسوی دیگری در آموزش عکاسی ایران حضور داشتند.


‏بنابراین به نظر می‌رسد اصطلاح فرانسوی diaphragme از همین فضای زبانی و آموزشی وارد فارسی شده و به صورت «دیافراگم» در زبان عکاسی ایران جا افتاده باشد.


‏بعد از آن هم اتفاقی کاملاً طبیعی در زبان رخ داده است: نام خودِ مکانیزم به چیزی که آن مکانیزم ایجاد یا کنترل می‌کند نیز تعمیم پیدا کرده است.


‏در نتیجه «دیافراگم» که در اصل نام مجموعهٔ تیغه‌ها و مکانیزم تنظیم دهانه است، در زبان عکاسان فارسی‌زبان برای میزان باز یا بسته بودن آن نیز به کار رفته است.


جالب اینجاست که این موضوع فقط مخصوص زبان فارسی نیست.


‏در زبان فرانسه هنوز اصطلاح ouverture du diaphragme، یعنی «گشودگی دیافراگم»، کاملاً رایج است.


‏در ایتالیایی نیز واژهٔ diaframma یکی از اصطلاحات معمول عکاسی است.


‏حتی در متون قدیمی انگلیسی نیز ترکیب‌هایی مانند diaphragm aperture دیده می‌شود.


‏بنابراین این تصور که «همهٔ دنیا می‌گویند Aperture و فقط ما ایرانی‌ها اشتباهاً می‌گوییم دیافراگم» چندان دقیق نیست.


‏آنچه در فارسی اتفاق افتاده بیشتر نتیجهٔ مسیر تاریخی ورود اصطلاحات عکاسی و سپس تحول طبیعی زبان بوده است.


اگر بخواهیم از نظر فنی تفکیک دقیق‌تری داشته باشیم:


Diaphragm / Iris Diaphragm
‏مکانیزم و مجموعهٔ تیغه‌هایی که اندازهٔ دهانه را کنترل می‌کنند.


Aperture
‏گشودگی یا دهانه‌ای که نور از آن عبور می‌کند.


f-number
‏عدد f، مانند f/1.4، f/2.8، f/5.6 یا f/8.


‏بنابراین به جای اینکه بگوییم:


«دیافراگم این عکس f/2.8 بوده است.»


‏از نظر فنی دقیق‌تر است بگوییم:


«گشودگی دیافراگم f/2.8 بوده است.»


‏یا ساده‌تر:


«عکس با f/2.8 گرفته شده است.»


‏با این حال، استفاده از کلمهٔ «دیافراگم» به معنای Aperture در فارسی عکاسی آن‌قدر قدیمی و جاافتاده است که نمی‌توان آن را صرفاً یک ترجمهٔ غلط دانست.


‏بیشتر با یک تحول طبیعی زبانی روبه‌رو هستیم؛ یعنی نام ابزار به چیزی که آن ابزار کنترل می‌کند نیز اطلاق شده است.


‏به نظرم قسمت جالب ماجرا این است که وقتی امروز یک عکاس ایرانی می‌گوید «دیافراگم را باز کن»، احتمالاً بدون اینکه بداند از اصطلاحی استفاده می‌کند که سابقه‌اش به دورانی برمی‌گردد که زبان فرانسه یکی از مهم‌ترین زبان‌های انتقال علوم و فنون جدید به ایران بوده است.


‏به عبارت دیگر، بخشی از تاریخ عکاسی قرن نوزدهم هنوز در زبان روزمرهٔ عکاسان ایرانی زنده است.



یادداشت: این نوشته با کمک هوش مصنوعی برای تحقیق، گردآوری و تنظیم مطلب تهیه شده است. اگر دوستان منبع قدیمی‌تر، نمونه‌های تاریخی یا اطلاعات دقیق‌تری در این زمینه دارند، خوشحال می‌شوم به بحث اضافه کنند.