صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج : از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
Like Tree151تشکر

موضوع: عکس شماره ۳۰

  1. #11
    كاربر ويژه Mashhadi Vahid آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 2006
    محل سکونت
    Mashhad
    نوشته ها
    4,046
    تشکر شده
    21040
    تشکر کرده
    8302

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nmroshan نمایش پست ها
    خیر وحید عزیز
    اتفاقا گفته ایشان مهم است. دریافت حس از عکس و انتقال آن مهم است. حتی اگر مبهم باشد. چون باعث دقت و ریزبینی بقیه در بررسی عکس می‌گردد. چون باب بحث را می گشاید. چون شاید بقیه بتوانند این نکته مبهم را رمزگشایی کنند.
    با عرض ادب و احترام ؛ به نظرم هر عکسی میتواند برای هر کسی حسهای آزار دهنده یا حسهای خوشایند داشته باشد ، که خود این حس ها میتواند از مسائل تکنیکی و فنی ناشی بشود یا از ایده و اجرای عکاس .

    صرف گفتن جمله هایی مثل اینکه " این عکس حس خوبی دارد " یا " این عکس حس خاصی دارد اما نمیدانم چرا ... " بدون اینکه نویسنده قادر یا مایل به توضیح در مورد حسش باشد ، میتواند مجموعه ای از صدها کامنت و نظر را در پی داشته باشد که در نهایت هم چیز خاصی در انتها نداشته باشد .

    و صد البته این نظر شخصی بنده است و چه بسا اشتباه .
    nmroshan، Daruosha، K_NMT و 2 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    وحيد قديري راد

    www.flickr.com/photos/ghadiri

  2. #12
    كاربر همراه Mohamad_Ali آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2009
    محل سکونت
    Isfahan
    نوشته ها
    438
    تشکر شده
    2211
    تشکر کرده
    5238

    پیش فرض

    اول به نظر میاد این عکس پرتره باشه ولی وقتی چشم ها تاریک هستند و دیده نمیشوند ذهن ادم درگیر چیستی عکس میشه.(ادم به قوانین اصلی و بدیهی عکاسی پرتره پی میبره)
    بعد یکم که نگاه میکنم میبینم شاید بوکه باشه ولی با کمی دقت بیشتر میبینم نه! کاملا همه مناطق در فوکاس مناسب هستند.

    برای چهره فرد پشت این فیلتر کذایی به نظر نورپردازی خوبی هم صورت گرفته ولی این فیلتر یا صفحه اضافی روی اعصاب هستش.

    کلا عکس وهم آلودیست ولی من هرچه نگاه کردم به جای اینکه نتیجه و حس خاصی درک کنم اعصابم داغون شد که عکاس واسه چی چنین کاری کرده!!!

    ممنون
    nmroshan، saadi126، Miri و 3 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  3. #13
    كاربر فعال ahmad.abaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    941
    تشکر شده
    3512
    تشکر کرده
    3137

    پیش فرض

    بله کوروش عزیز، هنرمند باید گاهی تصویر جا افتاده برای ما (به لحاظ بصری) از اطراف رو دچار دستخوش کنه تا با تغییر اطلاعاتی که به مغز میرسه،یک جور کُنشی ایجاد کنه که منتهی به ادراک حسی خاص یا تأملی عمیقتر از معمول بشه...اما لزوماً اینطوری نیست!(حتا میتونم بگم کمتر اینطوریه)
    در مورد مثالهای اخیرم ، عکس وینُگرند مطلقاً ادراک ما رو مخدوش نمیکنه،اما با تیزهوشی هنرمند عکاس موقعیت معنا داری رو ثبت میکنه که ما رو به تفکر و تأمل در اون باب وادار میکنه ! در مورد عکس خانوم کرمی ، انقدر موقعیت سوژه با شرایط عادی متضاد هست که شما با یک نگاه متوجه میشید که با چیز متفاوتی روبرو هستید!دیگه مغزتون دچار دریافت اون حس تلخ نمیشه که هیچ ، بلکه به سرعت در پی کشف رموز تصویر برمیاد و اصلاً درگیر چرایی تفاوت عکس پیشرو با داشته های قبلیش نمیشه !
    (بماند که با این حد از صراحت لهجه و تفاوت بیان هیچ میونه خوبی ندارم)

  4. #14
    كاربر همراه mehran_sh_t آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2010
    نوشته ها
    132
    تشکر شده
    636
    تشکر کرده
    481

    پیش فرض

    اگر زمینه اصلی عکس را همانند دیواری بدانیم، عکس از دو قسمت تشکیل شده است، قسمت پشت این دیوار که سوژه در آن قرار دارد، و قسمت جلوی دیوار که هیچ نشانی از آن در تصویر نمی بینیم و تنها به سبب مرز ذکر شده می توانیم وجود آن را ادعا کنیم.
    سوژه انسان است، ولی به دلیل واضح نبودن چهره، گویی نمادی برای انسانهاست، نه فردی خاص. به سبب نورپردازی و یا حالت سوژه، انگار قصد عبور از این مرز را دارد، خط های شکسته در تمام عکس که شدت آن در اطراف بینی بیشتر است، نشان از عبور دارد. این خط ها و خمچنین فضای ساده عکس سبب گشتن چشم در تمام عکس می شود و مجددا بیننده به جز سوژه هیچ چیز دیگری نمی بیند و فقط این خطوط شکسته هستند که مدام پیش روی او قرار دارند و چشم را آزار می دهند. کادر مربع عکس، حالت سکونی را به عکس می دهد که مانع از حرکت چشم به سمتی خاص می گردد.
    فضای تیره جلوی عکس یه رمز آلود بودن فضا کمک می کند و بیش از پیش به این عقیده که چیزی از مرز جلوی عکس نمی دانیم تاکید می کند. و این با روشنایی پشت مرز تناقض دارد. انگار سوژه از دنیایی که آن را می شناخته، پا به دنیایی جدید، نا شناخته و رمز آلود می گذارد.
    که این ها همه می تواند نشانی از مرگ باشد.
    nmroshan، Soha.T، saadi126 و 3 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    Mehran Sheikholeslami

    طراحی وبسایت : Mehran-SH.IR
    گالری



  5. #15
    كاربر همراه Soha.T آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2005
    محل سکونت
    Montreal
    نوشته ها
    188
    تشکر شده
    1520
    تشکر کرده
    1042

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mehran_sh_t نمایش پست ها
    به سبب نورپردازی و یا حالت سوژه، انگار قصد عبور از این مرز را دارد، خط های شکسته در تمام عکس که شدت آن در اطراف بینی بیشتر است، نشان از عبور دارد. این خط ها و خمچنین فضای ساده عکس سبب گشتن چشم در تمام عکس می شود و مجددا بیننده به جز سوژه هیچ چیز دیگری نمی بیند و فقط این خطوط شکسته هستند که مدام پیش روی او قرار دارند و چشم را آزار می دهند. کادر مربع عکس، حالت سکونی را به عکس می دهد که مانع از حرکت چشم به سمتی خاص می گردد.
    .
    چیزی که به نظر من هم رسید با توجه به خط های شکسته، "عبور" بود؛ منتها حالت چهره کمی به نظرم منفعل میرسد. شاید خودش به تنهایی توانایی عبور یا قصد عبور نداشته باشد.
    nmroshan، saadi126، mehran_sh_t و 2 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    سها تفرشی
    Instagram

  6. #16
    كاربر همراه mehran_sh_t آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2010
    نوشته ها
    132
    تشکر شده
    636
    تشکر کرده
    481

    پیش فرض

    چیزی که به نظر من هم رسید با توجه به خط های شکسته، "عبور" بود؛ منتها حالت چهره کمی به نظرم منفعل میرسد. شاید خودش به تنهایی توانایی عبور یا قصد عبور نداشته باشد.
    البته عبوری که مورد نظر بنده بود (از یک دنیا به دنیایی دیگر) قاعدتا جبری هم پشتش هست.
    Soha.T، saadi126 و Vahab_asefi تشکر می‌کنند.
    Mehran Sheikholeslami

    طراحی وبسایت : Mehran-SH.IR
    گالری

  7. #17
    كاربر آشنا Vahab_asefi آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2011
    نوشته ها
    40
    تشکر شده
    196
    تشکر کرده
    78

    پیش فرض

    با خود فکر می کردم که این عکس قرار است، گذر از دنیایی به دنیای دیگر (یا حالتی به حالت دیگر) را نشان دهد. انسانی که در حال شکستن مرز بین دو محیط است (ترک های روی پارچه) که شاید نمادی از تولد بشر یا تغییر و تحولات جامعه ی بشری باشد. اما با چنین برداشتی اشکالاتی در عکس بود که بحث ابهام آزار دهنده را در ابتدای پست مطرح کردم. آن چه مردد بودم از جمع بندی سخن دوستان بیش تر محرز شد که: با این تفاسیر سوژه باید صورت عام تری می داشت که در وهله ی اول احساس خاصی ایجاد نکند و نمودی از یک انسان باشد (یک نمود عام، بدون هیچ نشانه ای مثل ریش و ابروهای خاص و ...). همچنین این انسان باید به مرز مورد نظر نیرو وارد می کرد برای خروج؛ که این دیده نمی شود و بیش تر به نظر می رسد که مرز روی شخص احاطه یافته (که شاید هم در اصل، منظور همین احاطه بوده که مثلاً انفعالی چون مرگ یا خفقان را ایجاد کند).
    این ابهامی بود که داشتم و اگر از همان ابتدا مطرح می کردم شاید افراد کم تری را به بحث می کشید و من از نظرات کم تری بهره مند می شدم.
    به عنوان مثال جناب کوروش نظری کاملاً متفاوت را ابراز داشتند که بر اساس آن، اصل را بر چهره ای گذاشتند که قرار است مخفی شود و این موجب آزار است که البته در نوع خود، دیدگاه متفاوتی است و در جواب آن فکر می کنم عکاس قصد نداشته با پنهان کردن ابعاد یک چهره ی خاص، نیاز فطری ما به شناسایی صورت ها را به چالش بکشد بلکه به عکس سعی داشته یک انسان کلی را خلق کند که البته چندان هم موفق نبوده.
    در مورد بکر بودن هم فکر می کنم سوژه از صجنه ای از یک فیلم خاص الهام گرفته شده که متأسفانه اکنون در ذهن من نیست و بارها در تیزرهای تبلیغاتی هم آن را دیده ام: چهره ی یک ربات انسان نما که از یک محیط دوغابی شکل، در حال بیرون آمدن است و این در حالی است که به علت پوششی که از مایع همچنان روی صورت وی قرار دارد، در این لحظه ای خاص نمادی از یک بشر عام را پدید می آورد که در حال ورود به دنیاست. البته این مسئله صرفاً حدس در مورد نیت عکاس بوده و با این وجود از ابتکار وی در مدلسازی آن تصویر با ابزارهای ساده تر، چیزی کم نمی کند.
    پی نوشت: امیدوارم که ضعف حافظه ی من در یادآوری عنوان این فیلم خاص، باعث آزار جناب قدیری راد نشود.
    nmroshan، ME، Soha.T و 3 نفر دیگر تشکر می‌کنند.



  8. #18
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,264
    تشکر شده
    38182
    تشکر کرده
    11584

    پیش فرض




    عکس، مدیومی است که معمولا انتظار مخاطب از آن بیان شفاف و دقیق است. انتظار وضوح و جزئیات را دارد. چرا که عکس ذاتا مفهومی مترادف واقعیت و حقیقت دارد.
    اگر عکسی واضح نباشد یا بهتر بگوییم، عنصر و سوژه اصلی آن واضح نباشد، چه کارکردی می‌تواند پیدا کند؟ از بین رفتن صفت immediacy یا بی واسطه‌گی عکس چه فایده‌ای خواهد داشت؟

    عکس‌های محو و ناواضح می‌توانند کارکردهای خاصی پیدا کنند. گاه برای یکسان‌سازی عناصر مهم و غیرمهم عکس بکار می‌رود و گاه برای مقابله با ایجاد حس حرفه‌ای گری در تهیه عکس و ایجاد حس تهیه یک عکس اسنپ.
    در برخی موارد این عدم وضوح، کارکردی بیشتر مفهومی پیدا می کند: تاکید بر ذات ناپایدار سوژه، تاکید بر ذات انتقالی یا در حال انتقال از وضعیتی به وضعیت دیگر، تاکید بر محتوا بجای فرم، تاکید بر ناکامل بودن سوژه، جداکردن سوژه از واقعیت ظاهری و نسبت دادن مفهوم مورد نظر هنرمند به آن، نشان دادن ماهیت متغیر و دمدمی موضوع و ...

    عکس مورد بحث این تاپیک از لحاظ تکنیکی برتری‌هایی دارد و ضعف‌هایی. برتری عمده آن نور خوب، تونالیته رنگی خوب، ایجاد بافت خوب در پرده(؟)، وضوح نه زیاد و نه خیلی کم سوژه است. ضعف عمده اش نیز همان سایه نامتناسب است که در صحبتهای دوستان نیز اشاره شده بود.
    ترکیب ظاهر پرده و جزئیات خوب آن (چین و شکنج‌ها و نیز خطوط ظریف‌تر) همراه با محو شدن مناسب چهره، برای عکس کارکردهای مفهومی را بیشتر به ذهن مخاطب می‌آورد که در فوق به آنها اشاره شد و دوستان نیز در نقدهایشان این مفاهیم را تحلیل نمودند.

    عکس فوق کاری است از دوست عزیز جناب آقای سعدی. با آرزوی موفقیت برای ایشان و تشکر فراوان از تمام دوستانی که با نظرات خوبشان، تنور این بحث را گرم کردند.
    ME، yasin-m، F.KamranNia و 14 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

  9. #19
    كاربر همراه saadi126 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2010
    نوشته ها
    191
    تشکر شده
    467
    تشکر کرده
    4145

    پیش فرض

    با سلام و عرض احترام

    پيش تر از جناب دكتر روشن براي انتخاب عكس حقير به عنوان عكس شماره 30 تشكر ميكنم و همچنين از دوستاني كه با نقدهاي خودشون تنور اين بحث رو داغ نگه داشتند نيز سپاسگذارم. براي من آرزوي بزرگي بود نقد شدن بعضي از عكسهام كه به لطف دوستان و اساتيد اين امر محقق شد.
    در مورد اين عكس صحبتهايي كه شد براي من بسيار مفيد بود و ايراداتي رو در كار ديدم كه خودم متوجهشون نشده بودم. در مورد مفاهيم كار هم ميتونم بگم نظرات و برداشتهاي دوستان خيلي نزديك بود به اونچه هدف من از اين ثبت بود.

    ثبت در اصل يك سلف پرتره بود كه يك پرده حايل بين خودم و دوربين قرار دادم (اين پرده در اصل پارچه ديفيوزر هست چون چين و چروكش هموني بود كه نياز داشتم). هدف نشان دادن شروع اوليه يك انتقال از دنيايي به دنيايي ديگر بود (البته اين دنياها همان دنياهاي ذهني عكاس هست كه هنوز هم در دنياي كنوني قرار داه - اصل عكس يك پروژه بود كه تعريف كرده بودم كه شامل سري عكسهايي از بيداري و آماده شدن براي شروع اين انتقال تا ورود به دنياي ديگر ميشد كه متاسفانه فعلا به دليل مشغله كاري نصفه نيمه مونده).

    در اين ثبت سعي كردم احوالات ذهني و تغييرات آن كه شامل نمايش نوعي آگاهي و تصميم براي شروع يك دگرگوني كلي است، را نمايش دهم. سوژه به نوعي گويا به تازگي خود را ميشناسد و با اين كه تصميم به عبور از يك حالت به حالت ديگر را دارد، ولي ترسي از پيرامون خود ندارد و اين همان دليلي هست كه سوژه حالتي آرام دارد و سعي نشده نشاني از تقلا برا پاره كردن و از ميان برداشتن اين پرده نمايش داده شود.

    راستش من به شخصه با اينكه به نقد عكس علاقه مندم و تمامي نقدهاي عكسهاي پيشين رو هم دنبال ميكردم اما حتي توان شرح و يا نقد اين عكس رو هم ندارم كه اين امر به دليل ضعف در بينش و بيان آثار داره كه از اين بابت عذر ميخوام كه نميتونم منظورم رو از اين عكس واضح توضيح بدم.

  10. #20
    كاربر جديد
    تاریخ عضویت
    January 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    5
    تشکر شده
    9
    تشکر کرده
    0

    پیش فرض

    در نگاه اول چشم من رو اذیت کرد چون چیزی شبیه blur بود اما به مرور چشمام به چروک های پرده جلب شد ولی باز جاذبه ای برام نداشت شاید به خاطر این بود که سوژه مورد نظر خنثی بود یعنی فرقی نمی کرد٬اگر به جای اون سوژه مثلاّ یه قندون می ذاشتیم.شاید اگر حالتی از اون شخص هم به کار اضافه می شد به مفهوم مورد نظر شما بیشتر کمک می کرد.
    nmroshan تشکر می‌کند.

صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •