نمایش نتایج : از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
Like Tree152تشکر
  • 44 Post By Persian
  • 20 Post By Vahid
  • 15 Post By Persian
  • 16 Post By Persian
  • 16 Post By Persian
  • 17 Post By Persian
  • 18 Post By Persian
  • 1 Post By J U N I P E R
  • 5 Post By Persian

موضوع: جامعه شناسی و عکاسی

  1. #1
    كاربر ويژه Persian آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2005
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,475
    تشکر شده
    10710
    تشکر کرده
    6072

    پیش فرض جامعه شناسی و عکاسی

    با صحبتی که با دکتر نعمت اله فاصلی داشتم ایشان لطف کردند و اجازه نشر مقاله جامعه شناسی عکاسی را سایت عکاسی دادند.
    با توجه به اینکه سایت عکاسی مقالاتی را که قبلا منتشر شده باشند در بخش مقالات منتشر نمیکند متن مقاله را برای دوستان علاقه مند در اینجا آوردم.
    مقاله اصلی برای اولین بار در سایت جناب دکتر فاضلی منتشر شده است:
    کد:
    http://farhangshenasi.com/persian/node/781
    با تشکر مجدد از استاد عزیز دکتر فاضلی.

    جامعه شناسی عکاسی

    طبقات اجتماعی چه رابطه ای با عکاسی دارند؟ اگر عکس های مختلف را جلوی روی مان بگذاریم، چه چیز هایی را می شود فهمید؟ چرا یک عکس مجاز می شود و یک عکس نه؟ چرا توریست ها از چیز هایی عکس می گیرند که برای ما عجیب هستند؟ اینها پرسش هایی هستند که می تواند ذهن یک محقق اجتماعی را به خود مشغول دارد. اما شاید این پرسش ها بیشتر تفننی به ذهن برسند زیرا اگر این پرسش ها را پاسخ ندهیم احتمالا چیزی را هم از دست نمی دهیم و اگر پاسخ دهیم شاید گره ای از مشکلات ما باز نشود. ولی پرسش هایی در زمینه عکاسی هست که ناگزیر باید به آن پاسخ دهیم. اجازه دهید روایتی را نقل کنم.

    مدتی پیش در یک برنامه رادیویی (رادیو گفتگو) شرکت کردم که موضوع آن بحث درباره چالش ها و آسیب های اجتماعی عکاسی و عکس در ایران بود. مجری پرسید در سال های اخیر تصاویری از زندگی خصوصی مردم به صورت عمومی از طریق اینترنت یا سی دی منتشر شده است. این موضوع باعث شکسته شدن حریم خصوصی شهروندان و به خطر افتادن امنیت افراد شده است. در برخی موارد حتی منجر به خودکشی، قتل، از هم پاشیدگی خانواده و نزاع خونین گردیده است. به نظر می رسد دوربین کم کم بجای ابزاری برای خوشبختی به سلاح مرگبار بدل می شود. اکنون برای حل این معضل چه باید کرد؟
    در پاسخ به مجری برنامه رادیویی، ابتدا از اینکه نسبت به فناوری نوعی «هراس اخلاقی» ایجاد کنیم انتقاد کردم. ما هنوز نمی دانیم دوربین ها تا چه میزان مخاطره انگیز شده اند. نمی توان وجود چند نمونه از مسائل مذکور را نشانه مسئله اجتماعی بشناسیم. اما مجری برنامه اصرار داشت اگر امروز متوجه این جنبه های مخاطره انگیز نباشیم ممکن است در آینده امکان حل آن را از دست بدهیم. راه حلی که در آن گفتگو به ذهنم رسید توسعه بحث و گفتگوی بیشتر درباره ابعاد اجتماعی عکاسی بود. عکاسی در نگاه نخست نوعی فعالیت فردی، ساده و بدون دردسر به نظر می رسد. اما همانطور که پی یر بوردیو در «عکاسی هنر میان مایه» نشان می دهد مشق روزمره ی عکاسی توسط میلیون ها عکاس آماتور – عکس های لحظه یی خانواده گی، عکس های تعطیلات، چهره نگاره های مراسم عروسی – فعالیتی خودجوش و بسیار فردی به نظر می رسد. اما فعالیت های فرهنگی کمی وجود دارند که سازمان یافته تر و نظام مند تر از کاربرد های اجتماعی این هنر معمولی باشند.
    شناخت این فعالیت نیازمند بررسی های نظری و تجربی گسترده ای است. بهر حال، بعد از آن گفتگو در این فکر بودم که باید جامعه شناسی عکس و عکاسی را جدی تر گرفت. عکس را شخصا بیشتر به مثابه امری خانوادگی، شخصی و سرگرمی تجربه کرده ام. اما می دانم که عکس امری بسیار فراتر از مقولات مذکور است. تنها کاری که در حال حاضر از دستم بر می آمد اختصاص دادن یک جلسه از درس «جامعه شناسی هنر و ادبیات» به موضوع جامعه شناسی عکاسی بود. متناسب با هدف های آموزشی، لاجرم در این کلاس برخی اصول، مفاهیم و مبانی موضوع را تشریح کردم. در اینجا گزارشی از این جلسه را که یکی از دانشجویانم آن را تهیه کرده است، ارائه می نمایم.

    هدف بحث امروز ما آشنایی با جامعه شناسی عکاسی و موضوعات و دیدگاه های آن است. موضوع جامعه شناسی عکاسی به نحو کلی و اجمالی عبارت است از بررسی ابعاد یا جنبه های اجتماعی فعالیت عکاسی و عمل عکس گرفتن است. عکاسی مانند دیگر پدیده های انسانی ابعاد گسترده زیباشناسانه، اخلاقی و اجتماعی دارد. جامعه شناسی هنر همان طور که به بررسی هنرها می پردازد، عکس و عکاسی را نیز در قلمرو مطالعه خود قرار می دهد. اگرچه بین عکاسی هنری یعنی عکس گرفتن با قصد خلق اثر هنری و فعالیت عکاسی به مثابه نوعی «کنش فرهنگی عمومی» یعنی عکس گرفتن به مثابه فعالیت غیر حرفه ای، تفاوت وجود دارد. جامعه شناسی هر دو موضوع را در حیطه مطالعات خود می داند. ما در اینجا با هر دو حوزه سروکار داریم و مباحث خود را بدون در نظر گرفتن این تفکیک ارائه می کنیم..

    همچنین مباحث ما عمدتا جنبه نظری دارد. ابعاد اجتماعی و جامعه شناختی عکاسی و فعالیت عکس گرفتن در ایران تاکنون کمتر بررسی شده است. از اینرو داده ها و اطلاعات تجربی کافی برای توضیح جامعه شناختی عکاسی در ایران در اختیار نداریم. ما در اینجا ناگزیریم بیشتر به بررسی های نظری در این زمینه بپردازیم. اما فهم ابعاد اجتماعی عکاسی زمانی بخوبی میسر می شود که بتوان آن را در یک بستر اجتماعی معین توضیح داد. عکاسان برای توضیح مسائل و موضوع، بجای بحث و گفتگوی نظری، مصادیق و نمونه ها را نشان می دهند. آنها از بازنمایی به مثابه روشی برای استدلال کردن استفاده می کنند. در بحث جامعه شناسی عکاسی هم می توان و باید از این روش استفاده جست. مباحث نظری می توانند کلیات، مفاهیم و رهیافت های آغازین برای شناخت موضوع را فراهم سازند. این امر به مثابه درآمد و مقدمه شناخت عکاسی ضرورت دارد اما کافی نیست.

    • جامعه شناسی و عکاسی
    در بحث جامعه شناسی عکاسی شاید پرسش اول نحوه پیوند عکاسی و جامعه شناسی باشد. بین جامعه شناسی و عکاسی شباهت های زیادی هست. هوارد بکر در مقاله «عکاسی و جامعه شناسی» استدلال می کند که
    «عکاسی و جامعه شناسی تولدی هم زمان داشته‌اند؛ اگر تولد علم جامعه شناسی را انتشار نوشته های کمت به شمار بياوریم که اصطلاح "جامعه شناسی" را برای نخستین بار به اين علم اطلاق كرد، و تولد عکاسی را تاریخی بدانیم که در سال 1839 داگر شیوه ی خود را برای ثبت تصویر بر روی صفحه ی فلزی برای همگان شرح داد. از همان آغاز، این دو (جامعه شناسی و عکاسی) به موضوعات متنوعی پرداختند. یکی از این موضوعاتی که برای هر دوی آن ها از اهمیت برخوردار بود، مطالعه و شناخت جامعه بود.»
    لحظه ی تولد جامعه شناسی و عکّاسی همزمان است و تقارن این دو پدیده معنادار است. معنای جامعه شناسی آن این است که
    1- هر دو پدیده، مدرن هستند؛
    2- هر دو فرزندان انقلاب صنعتی اند؛
    3- هر دو کم و بیش وظیفه ای مشترک در زمینه شناخت جامعه دارند.
    کار جامعه شناس و عکاس، آشنائی زدائی است. عکاسی، طرح پرسش از چیزهایی است که ما عادی از کنار آن می گذریم. همان طور که جامعه شناسی هم بیان دردمندانه ای امور بدیهی است که به نحو دردمندانه ای بدیهی پنداشته شده اند. مفهوم آشنایی زدایی ابتدا برای توصیف رمان توسط فرمالیست های روسی بکار رفت. رمان نویس تجربه زندگی روزمره شخصیت های خودش را بازنما می کند. این یعنی آشنائی زدائی و غریبه کردن امر آشنا.
    البته تقارن عکاسی و جامعه شناسی، صرفا در جامعه غرب بوده است. در اغلب جوامع امروزی بین توسعه جامعه شناسی و عکاسی چیزی حدود یک قرن فاصله وجود دارد. در ایران به روایت یحی ذکا سه سال پس از پیدایش عکاسی این هنر-صنعت در دسامبر ۱۸۴۲ به ایران وارد شد. ناصر الدین شاه به این فن علاقه فراوانی داشت و خود نیز عکاسی می‌کرد. آلبومخانه کاخ گلستان تعداد بسیاری از عکسهای بسیار قدیمی ایران را در خود دارد. اما جامعه شناسی در حدود یک قرن بعد در ایران آغاز به شکل گیری کرد. با وجود این عدم تقارن، می توان بین توسعه این دو در ایران نوعی همبستگی را در نظر گرفت: اینکه هر دو پاره از فرایند مدرن شدن ایران هستند.

    جامعه شناسان حداقل در سه زمینه زیر با دوربین و عکاسی ارتباط نزدیک داشته اند:
    1- عکاسی و دوربین به عنوان ابزار تحقیق:
    جامعه شناسان حداقل طی قرن بیستم به نحو گسترده ای از دوربین به عنوان ابزاری برای گردآوری داده های تحقیق استفاده کرده اند. در بسیاری از تحقیقات اجتماعی دوربینهای ویدیویی و عکاسی به عنوان فن آوری جمع آوری اطلاعات استفده شده است. به طور مشخص می توان از دوربین برای شناخت گروههای کوچک، مردم نگاری، مطالعات تاریخ شفاهی، مطالعه فضاهای شهری و بسیاری زمینه های استفاده کرد. دوربین ها کمک می کنند تا محققان جزئیات زیادی از کنش ها و پدیده های اجتماعی را ثبت و ضبط و مشاهده نمایند. همچنین دوربین ها کمک می کنند تا جامعه شناسان وضعیت های اجتماعی را شناسایی و برای نسل های آینده محفوظ بنمانند.
    هوارد بکر کاربرد دوربین به مثابه ابزار تحقیق را اینگونه توصیف می نماید:
    دوربین را به عنوان دستگاهی در نظر بگیرید که به ثبت و تهیه ی رونوشت می پردازد، درست مثل یک ماشین تایپ. مردم از ماشین های تایپ برای اهداف گوناگون بهره می‌برند: رونویس یک آگهی برای فروش اجناس، نوشتن داستان برای روزنامه ها، داستان های کوتاه، دفترچه های راهنما، متن ترانه ها، زندگی نامه ها، تاریخ نگاری، مقاله های علمی، نامه و.... ماشین تایپِ خنثی هریک از این کارها را به همان کیفیتی که مهارت کاربر آن اجازه می دهد انجام می دهد. به دلیل افسانه ی دیرپایی که بر اساس آن، دوربین تنها به ثبت آن چه در مقابلش قرار دارد می پردازد (که در این باره، من بعدها توضیح بیشتری می دهم)، مردم غالباً از درک این مسأله عاجزند که دوربین نیز در دسترس یک کاربر ماهر قرار دارد و قادر است همه ی کارهایی را که ذکر شد، به سیاق خود انجام دهد. عکاسان غالباً موارد فوق الذکر را در قالب معادل مشخصي برای نمونه ی زبانی آن انجام داده اند (تصویر در دوربین، نظیری برای نمونه ی زبانی است در ماشین تایپ). عکاسان متفاوت در محافل سازمانی و جوامع شغلی متفاوتی فعالیت می کنند که محصول آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد، همان گونه که زمینه های سازمانی‌اي که جامعه شناسان در آن ها فعالیت می کنند، محصولات آن ها را تحت الشعاع قرار می دهند...
    همچنین عکاسی ابزاری برای کشف های اجتماعی و بازنمایی آنهاست. برای مثال عکاسی مثل نقاشی می تواند سنخ ها یا«تیپ های اجتماعی» را کشف و بازنمایی کند. عکاس مثل نقاشی که پرترِ می کشد، چهره یا پرترِ افراد را می کشد. این چهره ها یک تیپ اجتماعی است. نمونه اش هم مجموعه «انسان های بدون نقاب» اثر آگوست لاندِر است. این مجموعه صدها پرتر مختلف از اقوام مختلف آلمانی را نشان می دهد. جمله ای هست که می گوید «یک تصویر بیش از هزار واژه سخن می گوید».

    2- عکاسی و عکس به مثابه بازنمایی جامعه:
    جامعه شناسان تصاویر و عکس ها را به مثابه بخشی از فرهنگ هر جامعه تحلیل می نمایند. این موضوع بخصوص درباره جامعه امروزی که به نحو گسترده ای بصری و تصویری شده است اهمیت زیادی دارد. در دنیای کنون تصویر و عکس در تمام ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ما حضور دارد. ما در عصر بازنمایی تصویری همه چیز زندگی می کنیم. رسانه ها هر لحظه هزاران عکس از زندگی ما تولید و منتشر می سازند. شناخت گونه های تصویری، شیوه های بازنمایی تصویری زندگی در یک جامعه، و موضوعاتی از این نوع بخش مهمی از جامعه شناسی دنیای معاصر در هر جامعه است.

    3- عکاسی و عکس به مثابه سوژه و ابژه تحقیق
    عکاسی و عکس پدیده، مسئله و نهاد اجتماعی است. جامعه شناسی عکاسی اشاره به این موضوع دارد. در این بحث ما به بررسی موضوع حاضر می پردازیم. در اینجا جامعه شناس با ابعاد اجتماعی فعالیتی به نام عکس گرفتن و پدیده اجتماعی به نام عکاسی سرو کار دارد. او می خواهد از منظر جامعه شناختی تعریفی از عکاسی ارائه دهد.

    • ابعاد اجتماعی عکاسی
    درباره ابعاد زیباشناسانه و فنی عکس، عکاسی و عکس گرفتن کتاب های بسیاری در اختیار هست. اما به «ابعاد اجتماعی» آن کمتر توجه شده است. اگرچه وظیفه ی عکاسی فقط شناخت جامعه نیست؛ عکس گرفتن می تواند برای تولید سرگرمی، ارزش های فردی یا هدف های تجاری باشد. اما علی رغم این موضوع، عکس گرفتن فعالیت اجتماعی است و ابعاد وسیعی دارد.
    پی یر بوردیو در کتاب «عکاسی هنر میان مایه» (1386) به نحو دقیق و عمیقی بسیاری از معانی و ابعاد اجتماعی «عمل عکس گرفتن» را توضیح داده اند. همچنین جان برجر در کتاب «درباره نگریستن» (1377) کاربردهای اجتماعی عکاسی را نشان داده اند. برای درک همه جانبه ابعاد اجتماعی عکاسی آثار مذکور را بخوانید. اگر بخواهیم فهرست وار ابعاد اجتماعی عکاسی را توضیح دهیم باید حداقل محورهای زیر را در نظر داشته باشیم.
    1- بنیادهای اجتماعی عکاسی: اینکه عکاسی در چه ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شکل گرفته است.
    2- پیامدهای اجتماعی عکاسی: اینکه عکاسی در زندگی اجتماعی چه تأثیرات و پیامدهایی داشته است.
    3- کاربردها و کارکردهای اجتماعی عکاسی: اینکه ببینیم عکاسی را برای کدام هدف های اجتماعی به کار می گیریم.
    4- عکاسی به مثابه ابزار شناخت: از ابزار دوربین برای شناخت استفاده می شود. مثلاً مالینوفسکی، انسان شناس کلاسیک در سال های 1914 -1918 در مجمع الجزایر تریبِریان در گینه نو در غرب اقیانوس آرام یک مجموعه عکس هایی فراهم کرد که امروز گنجینه ای مهم در دانش انسان شناسی است.
    5- رابطه ی عکس و عکاسی با طبقات اجتماعی: در عرصه هنر ما گروه هنر مند و هنر دوست داریم که هر دو در حال حال نزاع و رقابت بر سر سرمایه های هنری اند. که این به نوبه ی خود نابرابری اجتماعی را باز تولید می کند. چون این خود باعث تولید ثروت می شود. البته امروزه ابزار دوربین بسیار فراگیر شده و مثل پنجاه سال پیش که داشتن دوربین برای افراد تشخّص محسوب می شد نیست.
    6- محتوای اجتماعی عکس ها: ایکه عکس به مثابه یک ژانر اجتماعی چه مضامین و پیام هایی داراست.
    7- فرهنگ و جهان اجتماعی عکاسان: ارزش ها، باورها، هنجارها و الگوهای فرهنگی موجود در اجتماع عکاسان
    8- عکاسی به مثابه نهاد اجتماعی: سازمان ها و انجمن های عکاسی
    9- مناسبات اجتماعی نهاد عکاسی: مناسبات میان عکس، عکاسی و عکاسان با نهادهای اجتماعی (مانند خانواده و دین)، اقتصادی (نقش عکاسی در بازار و تولید و توزیع ثروت) و سیاسی (رابطه عکاسی و نهادهای قدرت).
    10- عکاسی به مثابه مسئله اجتماعی: رابطه عکاسی و فرایندهای عمومی اجتماعی مانند جهانی شدن، دموکراسی، مدرنیته، پست مدرنیسم، شهرنشینی، صنعتی شدن، جنبش های اجتماعی مانند فمنیسم، ضدنژادگرایی، محیط زیست گرایی...
    11- عکاسی به مثابه اندیشه اجتماعی: مناسبات میان عکاسی نحله های فکری و فلسفی مانند مارکسیسم، نظریه انتقادی، فمنیسم، پسااستعمارگرایی، اسلام...
    12- مصرف اجتماعی عکس: موقعیت های اجتماعی عکاسی و تماشای عکس، بینندگان و خریداران عکس، روش ها و ابزارهای مصرف عکس..
    13- عکاسی به مثابه قدرت: مناسبات قدرت در جهان عکاسی، روابط بین عکاسی و گروه ها و ایدئولوزی های سیاسی، مناسبات بین عکاسی و دولت، تعهد سیاسی در عکاسی ....
    14- تاریخ اجتماعی عکاسی: توسعه و تحول فنون، کاربردها، مضامین، موقعیت ها و ارزش ها در روند پیدایش و ظهور عکاسی در اوایل قرن نوزدهم تاکنون.

    فهرست بالا گستردگی حوزه جامعه شناسی عکاسی و عکس را بخوبی نشان می دهد. اگر بخواهیم تمام این موضوعات را به نحو قانع کننده ای بررسی نماییم باید چندین جلد کتاب بنویسیم. با در نظر گرفتن گستردگی کاربرد دوربین و عکاسی در دنیای امروز، مسلما هر یک از محورهای مذکور می تواند دستور کار مناسبی برای تحقیقات منظم و روشمند جامعه شناختی در هر جامعه از جمله جامعه ایران باشد. با در نظر گرفتن این گستردگی یقینا مجال توضیح همه این ابعاد در اینجا و اکنون وجود ندارد. از اینرو برخی نکات را مختصرا توضیح می دهم.

    • ماهیت اجتماعی عکاسی
    ماهیت اجتماعی عکاسی اغلب نادیده گرفته می شود. معمولا عکاسی را به صورت فعالیتی فنی و فناورانه تعریف کرده و می گویند عکاسی به فرایند ثبت تصاویر به‌وسیلهٔ دریافت و ثبت نور بر روی یک سطح حساس به نور، مانند نگاتیو (فیلم) یا سنسور الکترونیکی، گفته می‌شود. الگوهای نوری بازتابیده شده یا ساطع شده از اشیا بر روی سطح حساس به نور (هالوژن نقره یا سنسور) تاثیر می‌گذارد و باعث ثبت تصاویر می‌گردد. عکاسی دارای سه جنبهٔ علمی، صنعتی و هنری است. عکاسی به‌عنوان یک پدیدهٔ علمی متولد شد و به‌شکل یک صنعت گسترش یافت و همچنین جنبه‌های هنری نیز در آن ظهور کرد. آیا به راستی این تعریف و طبقه بندی از عکاسی، می تواند درک درست و همه جانبه ای از عکاسی به ما دهد؟ پرسش های زیادی درباره عکاسی وجود دارد که توضیحات دائره المعارفی مذکور که در ذهن عامه مردم نیز وجود دارد پاسخ گوی آنها نیست. کافی است به ابتدای مقاله نگاهی بیاندازیم و پرسش های مطرح شده را از دیدگاه تعریف دائره المعارفی حاضر بسنجیم.
    این تلقی فنی در گفتمان عمومی عکاسان نیز رایج است. عباس حاجی پور یکی از عکاسان ایرانی درباره عکاسی می گوید: «عکس و عکاسی با علم شروع شد با صنعت پیشرفت کرد و با هنر تجلی پیدا کرد. به جرأت می‌توان گفت که عکاسی مانند هنرهای دیگر فقط ذوق و سلیقه و خلاقیت فردی نبود. فرآیند شیمی با حاشیه‌بندی علم فیزیک شروع شد، تکنیک‌ها و ابداعات، اختراع شد و این صنعت پیشرفت کرد، سپس متوجه شدند که این شهود که بر صفحه‌ای سفید نقش می‌بندد، می‌تواند دارای پیام و سبک و سیاقی باشد. بنابراین می‌توان گفت که دو مقوله‌ی صنعت و هنر از یکدیگر جدا نیستند؛ مخصوصاً در عصری که تکنولوژی عکاسی حضور متغیری دارد. عکاسی آنالوگ به دیجیتال تغییر پیدا کرد، خود عکاسی دیجیتال هر روز در حال تغییر است و سعی می‌کند که یک سری از دغدغه‌های عکاسی را در ثبت عکس به کناری بگذارد. شاید آسان کردن و حل کردن مسائل فنی و مسائل تجهیزاتی عکاسی کم شده و عکاس دیگر دغدغه‌‌های قبل را مانند فیلم و فرایند چاپ و ظهور را ندارد اما بدون فهم آن هم امکان‌پذیر نیست. در عکاسی فشار دادن دکمه "شاتر" یا "دکلانشور" یک ابزار و تکنیک‌هایی را می‌طلبد تا بتوان عکس را بر صفحه‌ی حساس ثبت کرد.
    استدلالی که در اینجا وجود دارد این است که در عکاسی به دلیل وجود دوربین نقش عامل انسانی و نتیجتا جامعه و فرهنگ کم رنگ است. یعنی دوربین به نوعی خودش را تا حدودی بر عکاس تحمیل می کند زیرا به تعبیر مک لوهان «رسانه همان پیام است. ظاهرا دخالت عامل انسانی در عکاسی کمتر از نقاشی است. یعنی نقاشی یک اثر صد در صد مجعول است زیرا در نقاشی ابزارهای فنی کمتری واسطه ی انسان و اندیشه او هستند. ولی عکاسی چون دوربین واسطه ی تفکر است ظاهرا تأثیر ارزش ها و ایدئولوژی ها در تولید عکس را محدود تر می کند. علی رغم این موضوع، جامعه، فرهنگ و محیط نقش اساسی در عکس گرفتن دارد. عکس گرفتن صرفا فلش زدن و کار با دوربین نیست. عکاسی یعنی اندیشیدن با دوربین. آن چیزی که این دو را متمایز می کند تفکری است که دوربین را هدایت می کند. پرسش کلیدی در عکاسی این است که چه چیزی اُبژه عکاسی باشد و اینکه اُبژه مان را از چه زاویه ای ببینیم. برای عکاسی کردن، بایستی تفکری مشخص و آگاهانه ما را هدایت کند، اندیشه ای که در پرتو آن بتوانیم چیزها را ببینیم.
    پیچیدگی کار عکاسی این است که در باره ی چیزهای عریان بایستی به ابعاد پنهان آن توجه کنیم. درست بر عکس سایر فعالیت های علمی و فکری چیزها که معمولا طی آن درباره ی وجوه پنهان امور می گردیم در عکاسی دنبال وجوه عریان چیزها می گردیم.
    عکس معروفی هست که بچه آفریقائی از گرسنگی در حال مرگ است. و یک کرکس پشت بچه است. عکاس این عکس، خودکشی می کند. یعنی یک تفکری آنقدر برای او دهشتناک است که موجب خودکشی او می شود.

    علاوه بر ایده داشتن برای عکاسی، برای «دیدن عکس» هم ما باید «زبان عکاسی» را بدانیم. برای برخی افراد عادی، عکس های هنری بی مفهوم و نامأنوس است، زیرا زبان عکاسی را نمی دانیم. از اینرو هم برای عکس گرفتن و هم برای فهم عکس، باید ادراک مان را توسعه دهیم. عکاسی بر خلاف ظاهرش که هر کسی می تواند آن را ببیند این گونه نیست. دیدن عکس دشوارتر از عکاسی کردن است. زیراهر عکس از دل یک متن تاریخی بر می خیزد و هر عکاسی به یک گفتمان فکری تعلق دارد. برای فهم عکاسی باید، هر دو مقوله عکس گرفتن و عکس را بشناسیم. البته همه هنرها این گونه است هنرها هم همین است؛ چون فریبنده است. یعنی انسان ها می پندارند همین قدر که در معرض یک موسیقی یا فیلم یا گالری عکس قرار گرفتند، توانایی مصرف هنر را دارند. اما در واقع این گونه نیست. درک اثر هنری زمانی امکان پذیر است که ما رویه های تولید رمزگان در هنر را بشناسیم. فلذا به هر مقدار ما با این رویه های تولید آثار هنری آشنا باشیم امکان ارتباط جدی تر ما با اثر هنری امکان پذیرتر می شود.

    • همگانی شدن عکاسی
    یکی از چیزهای که عکاسی و عکس گرفتن را برای جامعه شناس مهم می سازد عمومی بودن یا همگانی شدن آن است. از اینرو بهتر است توجه بیشتری به این موضوع داشته باشیم. امروزه عکاسی مانند موسیقی، «مصرفی همگانی» دارد. امروزه هر فردی علاوه بر ساعت مچی، تلفن همراه و همراه آن، دوربینی برای عکس گرفتن و دیدن عکس ها از طریق بلوتوس در اختیار دارد. انسان قرن هیجدهم با در دست داشتن «ساعت» و «کتاب»، نوزدهم با «روزنامه»، بیستم با دوربین عکاسی تجربه منحصر بفردی نسبت به انسان های پیش از خود به دست آورد. هر چیر هنگام همگانی شدن نه تنها ارزش اخلاقی می یابد بلکه قدرت تاثیرگذاری اجتماعی شگرفی کسب می کند. عکس پاره از زندگی روزمره و عمومی انسان قرن بیست و یکم شده است. از اینرو، علوم اجتماعی ناگزیر است آن را ببیند.

    اندیشیدن همگانی بصری با عکاسی شروع شد اگرچه نقاشی به مثابه اولین فن و ابزار برای بصری شدن را در هزاران سال پیش ابداع کردیم اما فرآیند عمومی اندیشیدن به کمک تصویر با عکاسی شروع شد. بشر برای هزاران سال با واژه ها می اندیشیده است. در تمام طول تاریخ، متن های مکتوب یا گفت و گوهای محاوره که بر واژه یا کلمه استوار هستند، مهمترین ابزار ارتباط و اندیشه برای بشر بوده است. با ابداع عکاسی ما انسان ها این فرصت را یافتیم که علاوه بر واژه ها و کلمات از تصاویر نیز برای اندیشیدن کمک بگیریم. در دوره های نخستین پیدایش «هنر عکاسی» تقریباً دوربین ها در زمینه های اندکی امکان اندیشیدن را فراهم می کردند. در ابتدا برای دهه های طولانی امکان «تولید انبوه» دوربین عکاسی وجود نداشت. از اینرو، هر دوربین ارزش مادی و قیمت بسیار بالایی داشت و صرفا درباریان و طبقات فرادست امکان تهیه آن را داشتند. همچنین دوربین ها از چنان «پیچیدگی فنی» برخوردار بودند که فقط معدودی از انسان ها می توانستند از آنها استفاده کنند. به تدریج با توسعه و تحولات تکنولوژیکی که به وجود آ مد این امکان فراهم شد که دوربین ها همگانی تر و استفاده ی از آن آسانتر شوند؛ به طوری که امروزه اکثریت انسان ها همواره در تمام لحظه ها می توانند مصرف کننده یاتولید کننده عکس باشند. بخصوص موبایل یا تلفن همراه نقش مهمی در همگانی شدن عکاسی ایفا نمود. امروزه موبایل ها این امکان را فراهم کردند که همه مردم بتوانند تولید کننده ی عکس باشند نه فقط مصرف کننده ی آن.
    پیش از آنکه اینترنت شکل بگیرد ابتدا روزنامه ها در نیمه دوم قرن نوزدهم و بعد تلویزیون در نیمه قرن بیستم، این امکان را فراهم کردند که در تاریخ فرهنگ بشر انقلابی به نام «بصری شدن» بوجود آید. در این انقلاب به تدریج در حال جایگزینی یک رژیم معرفتی جدید هستیم که طیّ آن به جای واژگان داریم عادت می کنیم با تصویرها بیندیشیم. دوربین های عکاسی توانستند این امکان را برای ما فراهم کنند که دوربین های فیلم برداری به وجود بیاید و از طریق آن هنر سینما و فیلم برداری شکل می گیرد و از طریق همان، تلویزیون ها به وجود می آیند. بدین ترتیب بشر قادر می شود که دنیا را به کمک تصویرها، توصیف کند. بعد از طریق فرآیند توصیف بصری، درباره ی جهان پیرامون خود می اندیشد. از این رو تأثیر عکاسی در زندگی اجتماعی ما به عنوان فرآیندی که از طریق آن می اندیشیم به مراتب بیش از بسیاری از تکنولوژی های دیگر مانند اتومبیل، هواپیما ، پیشرفت های علمی ، پزشکی است.
    بصری شدن انقلابی عظیم در کل علوم دانشگاهی ایجاد است. اجازه دهید رشته تاریخ را مثال بزنم. امروزه بصری شدن مسیر تاریخ نویسی را از نظر معرفت شناختی دگرگون کرده است زیرا تا امروز مورخان به کمک واژه ها حوادث تاریخی را توصیف و تبیین می کردند. از این رو، مورخ بیشتر «نگاه تک بعدی» و «خطی» به حوادث تاریخی داشت. اما با توسعه استفاده از عکس و تصویر در «بررسی های تاریخی»، اکنون مورخ می تواند به کمک عکس ها، فیلم ها و تصاویر، با «نگاه چند بعدی» و غیر خطی حوادث و وقایع را بازنمابی کند. در «متن های تاریخی مصور» اکنون علاوه بر توضیحات و توصیفات مورخ، هر حادثه ای به کمک تصاویر دارای مکان و زمان است و انسان های مختلفی در این تصاویر هستند. بخاطر دارم در کتاب های درسی تاریخ مدرسه ما، عکسی را می دیدیم که انقلابیون مشروطه خواه در حال ورود به تهران هستند. در اینگونه اسناد تاریخی ما علاوه بر متن، «فرا متن» یا بستر حادثه را نیز مشاهده و لمس می کنیم. امروزه تاریخ فقط در کتابها و متون مکتوب، محدود نمیشوند. فیلم ها، تصاویر و عکس های تاریخی امروزه اهمیتی اگر بیشتر از متن های تاریخی نداشته باشند، ارزش کمتری ندارند. اگر کتاب های تاریخی امروز را با دو قرن پیش مقایسه کنیم، می فهمیم که این متون انباشته از عکس های تاریخی هستند. کتاب «مروج و الذهب» اثر ابوالحسن مسعودی در قرن چهارم، تاریخ بیهقی، تاریخ بلعمی، طبری یا آثار تاریخ نگاران غربی قدیم، هیچ کدام مصور نیستند. تا یک قرن پیش روال متون تاریخی همین گونه بود.

    • پیامدهای اجتماعی عکس گرفتن
    عکس و عکاسی نه تنها در شیوه روایت و بازنمایی تاریخ تاثیر شگرف نهاده است بلکه خود کنش عکاسی موجب رخ دادهای مهم تاریخی شده است. عکس همواره يکی از رسانه های مهم بازنمايي روابط قدرت در عصر مدرن بوده است. در اینجا دو مثال تاریخی جالب و مهم در این زمینه وجود دارد.
    در اول فوريه 1968 روزنامه های آمريکا عکسی را منتشر کردند که نشان می داد رئيس پليس شهر سايگون در ويتنام جنوبی در وسط خيابان مغز پسرنوجوان دست بسته ويت كنگی را با تپانچه هدف قرار داده است. اين نوجوان توسط ماموران دستگير شده بود و نزد رئيس پليس كه در خيابان بود آورده بودند تا بگويند اعتراف نمي كند و كسب تكليف كنند. رئيس پليس كه درجه سرهنگي داشت به اين صورت او را كشت. اين عکس خشم عمومي را در سراسر آمريکا بر ضد حاكمان ويتنام جنوبي بر انگيخت و صداي اعتراض آمريكائيان را كه چرا دولتشان از چنين مقامهايي حمايت مي كند بلند كرد و تظاهرات ضد جنگ ويتنام شدت يافت. اين عکس چنان در افكار عمومي تاثير گذارد كه بعد از سقوط سايگون مردم آمريکا جشن گرفتند.
    حال به مثالی دیگر توجه کنید. بانو«رٌزا لي پاركز» يکی از محبوب ترين چهره های امروز جهان است. او در چهارم فوريه 1913 در خانواده سياهپوست فقيری در « تاسكجي » ايالت جنوبي آلاباما آمريکا به دنيا آمد. پدرش نجار و مادرش آموزگار بود .او در محيط پر تبعيض و خشونت بار عليه سياهان که رنگ پوست ملاك برتري انسان بود زندگی می کرد.. تبيعض نژادی در سراسر آمريکا بخصوص ايالت آلاباما چنان وحشيانه بود که حتی بعد از پيروزی «جنبش سياهان»، دکتر مارتين لوتر کينگ، رهبر جنبش، در سخنرانی مشهور خود در 28 آگوست 1963 گفت:
    امروز من يك آرزو دارم. آرزو دارم كه روزی در ايالت آلاباما، با آن نژاد پرستان شرور و خبيث و آن فرماندارش كه از لبانش كلمات تبعيض آميز می چكد، پسرها و دخترهای كوچولوی سياه بتوانند دست به دست پسرها و دخترهای سفيد داده و با همديگر مثل برادر و خواهر قدم بزنند.
    يکی از نشانه های فاحش تبعيض نژادی، ممنوعيت ورود سياهان از در جلو اتوبوس و نشستن در صندلی های رديف جلو بود. حتی در صورت ورود سفيد پوست به اتوبوس و نبود صندلی، سياهان می بايست طبق قانون صندلی خود را ترک می کردند. اول دسامبر 1955 "رُزا لی پارکز" عازم محل کار خود به يک کارگاه لباس دوزی در شهر "مونتگمری" بود. او شجاعانه از در جلو اتوبوس وارد شد و بر روي صندلي رديف جلو نشست. راننده خشمگينانه به او اعتراض کرد. رُزا به اعتراض راننده توجه نكرد و از جاي خود تكان نخورد. راننده اتوبوس را متوقف ساخت و به پليس تلفن كرد، زيرا كه نشستن سياهپوستان روي صندليهاي رديفهاي جلو اتوبوس در آن ايالت جريمه نقدي داشت. تا آمدن پليس، بسياري از مسافران اتوبوس كه براي رسيدن به محل كار عجله داشتند پياده شدند. يكي از آنان به روزنامه شهر تلفن كرد و عكاسی از اين صحنه عكس گرفت. پليس رُزا را به دادگاه برد و جريمه شد. روزنامه نگار سياهپوست شجاعی از رفتار راننده و نشستن مظلومانه رُزا در اتوبوس عکس هايي تهيه و به سراسر جهان مخابره کرد. انتشار عكس و گزارش كار او و اظهارات رُزا دربازجويي پليس در روزنامه های جهان حمايت جهانی برای تصويب "حقوق مدنی" در کنگره آمريکا را بدنبال آورد. امروز آمريکايي ها سالروز تولد رُزا را جشن می گيرند و نام او پاره ای از تاريخ جنبش مدنی آمريکا شده است.
    nmroshan، Arash، bfarahanchi و 41 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    علیرضا غفاری
    لینک مقالات سایت
    "Travel is the graduate school of life" Joe McNally

  2. #2
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    June 2006
    نوشته ها
    2,244
    تشکر شده
    8868
    تشکر کرده
    5960

    پیش فرض

    سلام

    ممنون جناب غفاری

    جسارتاً چون خواندن مطلب بلندی مانند نوشته بالا سخت است، در قالبی ساده آن را به صورت PDF قرار می‌دهم.

    نکته دیگر آنکه بعضی نقل قول‌ها کامل بسته نشده بودند یعنی یک "»" کم داشتند که با جستجو در وب آنها را کامل کردم و برای راحت‌خوانی تا جای ممکن نیم‌فاصله‌ها و مانند آن را درست کردم.

    پسورد فایل: www.akkasee.com
    کد:
    http://persiagod.persiangig.com/document/j--akk.zip
    ویرایش توسط Vahid : Sunday 13 March 2011 در ساعت 22:59 دلیل: اصلاح نام!
    Amir Mohebi، Persian، Christ Melikian و 17 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    .

  3. #3
    كاربر ويژه Persian آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2005
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,475
    تشکر شده
    10710
    تشکر کرده
    6072

    پیش فرض

    من امیدوارم بتوانم استاد عزیز دکتر فاصلی را برای ادامه سلسله مقالات مربوط با عکاسی و جامعه شناسی هنر ترغیب کنم.
    مطلب دیگری در سایت ایشان هست به نام عکاسی هنر طبقه متوسط


    کد:
    http://www.farhangshenasi.com/persian/node/144

    مطالعه مقالات مربوط به انسان شناسی و جامعه شناسی هنر ایشان را به همه دوستان توصیه میکنم.

    کد:
    http://farhangshenasi.com/persian/articles
    ویرایش توسط Persian : Thursday 22 December 2011 در ساعت 18:44
    Amir Mohebi، infinity، yasin-m و 12 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    علیرضا غفاری
    لینک مقالات سایت
    "Travel is the graduate school of life" Joe McNally

  4. #4
    كاربر ويژه Persian آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2005
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,475
    تشکر شده
    10710
    تشکر کرده
    6072

    پیش فرض

    در ادامه بحث جامعه شناسی و عکاسی مطالبی را به تدریج تهیه کردم هر زمان که موفق به تایپ ان شدم خدمت دوستان ارسال میکنم.


    عکاسی و جامعه شناسی در یک دهه پدید امدند و هر دو فرزندان انقلاب صنعتی بودند. عکاسی در سال 1839 و با اختراع لویی داگر پدید آمد و جامعه شناسی علمی و نوین نیز در همین دهه با نوشته های اگوست کنت قدم به عرصه وجود گذاشت.
    میتوان گفت که هر دو آنها برای کشف و نگاه دوباره به انسانها به وجود امدند. جامعه شناسان به دنبال درک چگونگی کارکرد جوامع انسانی بودند و میکوشیدند قوانینی را کشف کنند که در تحلیل رفتار انسانها در درون جامعه به آنها کمک کند و بتوانند تئوریهایی را برای تفسیر رفتار اجتماع بسط و گسترش دهند. از سوی دیگر دوربین عکاسی بدل به ابزاری شد که از آن میتوان استفاده های بسیار زیادی به عمل آورد به مانند آنچه اختراع ماشین تایپ در اختیار گذاشت با هر دو این وسایل میتوان رویدادهای مختلفی را ثبت کرد.
    دوربین عکاسی به عنوان یکی از ابزارهای ثبت به کمک جامعه شناسی امد. در ابتدا این شوق و علاقه وجود داشت که شیوه زندگی و جوامع دور دست و متفاوت با اروپا به ثبت در ایند و اروپایان را با آن اشنا سازند اما پس از مدتی ثبت زندگی مردمان عادی و ساکنان شهری به گستره علاقه های عکاسان اضافه شد. اگر نگاهی به قرن بیستم بیندازیم میبینیم که عکاسی در ثبت رخدادهای مربوط به رکود بزرگ اقتصادی دهه 30 میلادی، حرکتهای اجتماعی مانند جنبش های تساوی طلبانه دهه 60 در امریکا، جنبش های دانشجویی اروپا در همین دهه، جنگ ویتنام در دهه 60 و اوایل دهه 70 میلادی نقش بسیار مهمی را ایفا کرد. برخی معتقدند نقش عکس در چگونگی اتمام جنگ ویتنام بسیار زیاد بود چرا که مردم امریکا با آنچه در ویتنام میگذشت آشنا شدند و در نهاین فشار مردم بر دولت امریکا منجر به اتمام جنگ شد. دولتها با شناخت نقش عکس در تاثیر گذاری بر مردم تلاش کردند تا چگونگی این اثرات و شیوه رسیدن تصویر به مردم را به کنترل خودشان در اورند. برای نمونه در جنگ اول خلیج فارس و حمله امریکا برا اشغال عراق تنها عکاسان نظامی اجازه حضور در خط اول را داشتند و تمامی گزارش های تصویری قبل از انتشار باید به تایید پنتاگون میرسیدند.
    عکاسی و جامعه شناسی هر دو دست به توصیف اجتماع زده اند. استفاده از تصویر در روشهای مطالعاتی جامعه شناسی نقش مشخص تری یافته اند و حتی شاخه ای از جامعه شناسی به نام جامعه شناسی تصویری را به وجود آورده است.
    Visual Sociology یا جامعه شناسی تصویری.
    این شاخه از جامعه شناسی در پی مطالعه جنبه های تصویری زندگی اجتماعی است. انجمن بین المللی جامعه شناسی تصویری (International Visual Sociology Association ) گردهمایی های سالیانه ای را در این خصوص برگزار میکند.

    عکاسی و فیلم سازی مستند از شاخه های مورد توجه این انجمن است هر چند از دیگاه نظری جامعه شناسی تصویری در بردارنده تمام شیوه ها و شاخه تصویر گری از زندگی اجتماعی است و همه این ابزارها را در روش شناسی خود مورد استفاده قرار میدهد.
    Arash، Amir Mohebi، Daruosha و 13 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    علیرضا غفاری
    لینک مقالات سایت
    "Travel is the graduate school of life" Joe McNally



  5. #5
    كاربر ويژه Persian آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2005
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,475
    تشکر شده
    10710
    تشکر کرده
    6072

    پیش فرض

    دوستان توجه داشته باشند که برای اینکه تاپیک حالت یکنواختی پیدا نکند مطالبی را در آن مینویسم که الزاما دنباله هم نیستند. قول ادامه بحث پست قبلی هم چنان به جای خود باقی است.

    اریک کیم یک عکاس خیابانی است که در شهرهای مختلفی عکاسی کرده است. او در رشته جامعه شناسی تحصیل کرده و نوشته جالبی دارد با عنوان ده نکته که جامعه شناسی به من اموخت که در عکاسی خیابانی به کارم امد. این متن ترجمه آزاد نوشته اوست. دوستان در صورتی که علاقه دارند میتوانند به وبسایت او مراجعه کنند. Eric Kim : International Street Photographer


    بخش اول:

    نکته اول: شباهتهای انسانها بسیار بیشتر از تفاوت های انهاست.
    من در نقاط مختلفی عکاسی کرده ام. بارها با این گفته مواجه شده ام که در شهر ما ممکن نیست بتوانی انطور که میخواهی عکاسی کنی. اما حقیقت چیز دیگری است و لبخند و روی گشاده شما در بیشتر موقعیتها بدن توجه به انکه کجا هستید به شما کمک میکند تا به کارتان بپردازید. هر چند چگونگی عکاسی در شهرهای مختلف جهان با هم تفاوت دارد اما تجربه به من نشان داده است که عکس العمل های افراد بسیار شبیه هم است. به طور حتم با برخوردهای معدودی مواجه خواهید شد که از شما میخواهند عکسشان را پاک کنید و یا بر سر شما فریاد بزنند اما تنها درصد کمی با شما اینگونه برخورد میکنند.

    نکته دوم: بیشتر ادمها اهل درگیری و برخورد نیستند.
    در فیلم FIGHT CLUB صحنه ای را میبینیم که تایلور دردن (براد پیت) از اعضای کلوب میخواهد که حتما در اولین فرصت با کسی زد و خورد کنند و اعضای کلوب در یافتن کسی که با ان زد و خورد کنند کار راحتی ندارند و برای عصبانی کردن و وادار کردن افراد به دعوا دست به هر کاری از هل دادن تا آب پاشیدن به آنها را انجام میدهند اما تعداد کمی حاضر به زد و خورد میشوند. واقعیت هم این است که بیشتر افراد در جستجوی درگیری نیستند. من هرگز نشنیده ام که یک عکاس خیابانی با چاقو یا اسلحه مورد حمله قرار گرفته باشد و یا کشته شده باشد.
    بد ترین تجربیات من اینها بودند:
    - در پاریس پیرمردی به بازی من چسبید و با عصبانیت از من سوال کرد که مشغول چه کاری هستم و من گفتم که از کلاه او خوشم امده و او مرا رها کرد.
    - در تورنتو یک پیرمرد چینی با ضربه کاراته به پس گردنم کوبید که چندان دردناک نبود.
    - در لس انجلس فروشنده ای به بند دوربینم اویزان شد و ول کن نبود و پس کلی توضیح دادن ارام شد و دست از سرم برداشت.

    در نظر داشته باشید که سه موردی که گفتم شدیدترین و بدترین برخوردهایی است که در این سالها دیده ام و با توجه به تعداد بسیار زیاد عکسهایی که در این سالها گرفته ام از نظر آماری درصد این اتفاقات بسیار پایین است.
    تنها به ندرت ممکن است با برخورد فیزیکی مواجه شوید.

    نکته سوم: عکاسی گروهی به شما قوت قلب میدهد:
    نکته ای که متوجه آن شدم این است که عکاسی به صورت گروهی قوت قلب شما را به شدت بالا میبرد. در طی ورک شاپ هایی که در شهرهای مختلف برگزار میکنم خیلی از عکاسان را دیده ام که در عکاسی خیابانی به تنهایی با مشکل مواجهند اما در گروه هیچ مشکلی ندارند. وقتی که در یک گروه عکاسی میکنید بقیه مردم کمتر به کار شما حساسیت نشان میدهند و فکر میکنند که کار شما لابد مربوط به یک پروژه یا برنامه خاصی است. از سوی دیگر شما به عنوان عکاس بیشتر احساس قوت قلب میکنید و فکر میکنید در صورت درگیری کسی هست که به شما کمک کند. البته عکاسی گروهی مشکلات خودش را دارد و ممکن است در یافتن سوژه و حالت های مناسب شما را دچار مشکل کند.


    نکته چهارم: بیشتر ارتباطات انانی غیر کلامی هستند.
    در روانشناسی اجتماعی مطالعات زیادی بر روی چگونگی ارتباطات غیر کلامی انجام شده است. در یک مطالعه که توسط البرت محرابیان انجام شد او مشاهده کرد که 53 درصد ارتباطات با چگونگی حالت و حرکات سر و صورت، 38 درصد با اصوات و تنها 7 درصد ارتباطات از طریق کلامی انجام میشود. به عبارت دیگر در زمان انجام عکاسی خیابانی باید با حرکات و واکنش های رفتاری و دیداری نشان دهند که حرکت شما دوستانه است و نه تهدید کننده. در صورتی که بدانیم 53 درصد ارتباطات با حرکات صورت است در ان صورت میدانیم که داشتن یک لبخند بر صورتتان چقدر به آسان شدن کارتان کمک میکند. وقتی 38 درصد ارتباط از طریق اصوات و 7 درصد هم کلامی است در همه حال از سوژه هایتان تشکر کنید و از کلمات دلنشین استفاده کنید.

    نکته پنج: اجتماعی شدن مجدد را تجربه کنید.
    ما به شکلی اجتماعی شده ایم که در آن به ما آموخته اند که عکاسی از غریبه ها بدون اجازه گرفتن از آنها کاری بی ادبانه است. این قانون یا باور چگونه تدوین شده است. جوامع مختلف در برخورد با عکاسی خیابانی به شکل های مختلفی واکنش نشان میدهند. در کره شمالی عکاسی خیابانی کاملا ناممکن است و در هند بازترین و دوستانه ترین برخورد را با عکاسی خیابانی دارند. اینکه چه چیز درست یا غلط است بستگی به جایی دارد که در آن قصد عکاسی دارید. در ذهنمان وقتی دست به شکستن این قواعد اجتماعی میزنیم انتظار اتفاق های بدی را داریم اما اینگونه نیست. وقتی که میخواستم عکاسی خیابانی را شروع کنم انتظار داشتم که تمام کسانی که بدون اجازه از آنها عکس میگیرم بر سرم فریاد بکشند اما وقتی شروع به عکاسی کردم با تعجب دریافتم که اینگونه نیست و در بسیاری از موارد با لبخند سوژه هایم روبرو میشدم. به عکاسی از ادمها به عنوان کاری مثبت نگاه کنید و از منفی بافی در ذهنتان پرهیز کنید. زمانیکه در ناخود اگاهتان عکاسی از مردم را کاری نادرست بدانید خود بخود واکنش های رفتاری شما مورد تاثیر قرار میگیرد و سوژه های شما متوجه حس گناهتان میشوند و این آنها را به واکنش وامیدارد.

    ادامه دارد.........
    ویرایش توسط Persian : Wednesday 1 February 2012 در ساعت 00:09
    lind، Soha.T، Daruosha و 13 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    علیرضا غفاری
    لینک مقالات سایت
    "Travel is the graduate school of life" Joe McNally

  6. #6
    كاربر ويژه Persian آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2005
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,475
    تشکر شده
    10710
    تشکر کرده
    6072

    پیش فرض

    نکته ششم: آدمها از اقتدار پیروی میکنند.
    آزمایش تجربه زندانی استنفورد یک مورد شناخته شده است که در آن گروهی از دانشجویان رل زندانی و گروهی دیگر رل زندانبان را بازی میکردند. پس از مدتی زندان بانها شروع کردند به سو استفاده از قدرت و حتی دست به شکنجه زندانی ها زدند به طوری که برای جلوگیری از آسیب روانی به دانشجویان آزمایش متوقف شد. آزمایش مشهور دیگر آزماشی است که از افرادی خواسته شد با استفاده از دستگاهی که میزان شوک الکتریکی آن بر روی صفحه نشان داده میشد به گروهی دیگر شوک الکتریکی وارد کنند. در حقیقت شوکی در کار نبود و افراد وانمود میکردند که مورد شوک قرار گرفته اند اما افراد وارد کننده شوک به راحتی حتی تا میزانی که دستگاه آن را مقدار کشنده نشان میداد به دیگران شوک وارد میکردند. زمانی که از وارد کنندگان شوک پرسیدند چرا حاضر شدند تا حد مرگ دیگران را شکنجه کنند پاسخ دادند چون فردی که آنجا بود از ما خواست. کسی از آزمایش کننده نپرسید که چرا باید به دیگران شوک الکتریکی وارد کنند. نتیجه این ازمایشات رفتار بیشتر انسانها در شرایط اقتدارگرایی است. یعنی ادمها به طور معمول از زور تبعیت میکنند. منظورم این نیست که این شرایط با عکاسی خیابانی کاملا تطبیق میکند بلکه میخواهم بگویم که داشتن دوربین در دست شما به شما قدرتی میدهد که میتوانید از آن استفاده کنید. در براخی شرایط مردم خود بخود در برابر دوربین ژست میگیرند و در بیشتر مواقعی که از آنها بخواهید در موقعیت خاصی از آنها عکس بگیرید آنها از شما تبعیت میکنند.
    بنابراین اگر کسی از شما پرسید که دارید چکار میکنید خیلی محکم و با اعتماد به نفس به او جواب دهید. گاهی اوقات نشان دادن کارت ویزیت یا دادن ایمیل و یا گرفتن ایمیل از افراد با این قول که عکسها را برا آنها ارسال میکنید میتواند برایتان راهگشا باشد.

    نکته هفتم: به احتمال زیادی آنچه شما توقع دارید اتفاق نمی افتد.

    یکی از تجربیات من در زمانی که دانشجوی جامعه شناسی بودم تکلیف عملی جالبی بود که توسط یکی از استادان به ما داده شد. از ما خواسته شد که در یک تقاطع پیاده بسیار شلوغ که افراد از همه سو در حال رفت و امد هستند برای 10 دقیقه مانند مجسمه بایستیم. قبل از انجام این کار شک نداشتم که تعداد زیادی به ما اعتراض میکنند یا ما را مسخره و استهزا میکنند. من فکر میکردم که میدانم چه اتفاقی خواهد افتاد اما بعد از 10 دقیقه ایستادن در محل هیچ کس کوچکترین توجهی به ما نکرد. الین باری که میخواستم عکاسی خیابانی با استفاده از فلاش را شروع کنم شک نداشتم که یکی با مشت حمله میکند. با تعجب دیدم که بیشتر افرادی که عکسشان را گرفتم اصلا توجه و حساسیتی نشان ندادند. یک بار زنی که درحال حرف زدن با تلفن بود زمانی که از او عکس گرفتم به شخصی که در انسوی تلفن بود گفت یک یارویی از من عکس گرفت فکر کنم منو با ادم مشهوری عوضی گرفته. خلاصه کلام اگر میخواهید کار جدیدی یا شیوه جدیدی را امتحان کنید بدون پیش فرض بروید و آن را امتحان کنید.

    نکته هشتم: گاهی اوقات آنها که از همه خطرناکتر به نظر میرسند از بقیه مهربانترند.

    گاهی اوقات ما در خصوص چگونگی رفتار یا برخورد ادمها قضاوت ها یا پیش فرضهایی را درذهن داریم. مثلا فکر میکنیم ادمی که درشت هیکل و پر از خالکوبی است آدم خطرناکی است و ممکن است کار دستمان بدهد. این پیش فرض در مورد قیافه ادمها ممکن است در جاهای مختلف متفاوت باشد در جایی دیگر پوشیدن یک نوع لباس یا یک نوع رفتار موجب میشود که پیش فرضهای ذهنی ما فعال شوند. در بسیاری از وقتها دیده ام که آنهایی که قیافه اشان خطرناک به نظر میرسد آدمهای بسیار دوست داشتنی و مهربانی هستند. البته به شما توصیه نمیکنم که در یک محله پر از دزد و قاچاقچی نصف شب برای عکاسی بروید بلکه منظورم این است که برخورد شما و لبخندتان در بیشتر موارد کارگر میفتد.

    نکته نهم: داشتن یک انجمن یا گروه برای نقد و بحث بسیار به شما کمک میکند.
    برای انکه کارهای شما بهتر شوند باید مورد نقد و بحث قرار گیرند. هرگز به دنبال اینکه گروهی با دیدن عکس های به به و چه چه کنند نباشید. اینکه در جایی مثل فلیکر تعدادی با دیدن عکس های شما بگویند چه زیبا، یا عکس قشنگی است و یا... به شما کمکی نمیکند. به دنبال آن باشید که کارتان توسط کسانی که با عکاسی آشنا هستند مورد نقد قرار گیرند ولو این نقد حاوی تعریف و تمجید نباشد. تعریف و تمجید به بهبود کار شما کمکی نمیکند. از دیگران بخواهید عقیده اشان را بدون پرده پوشی ابراز کنند.

    نکته دهم: تنها با انجام دادن است که میاموزید.
    مهم نیست که چند صد کتاب در باره عکاسی یا عکاسی خیابانی بخوانید. دوربینتان را دست بگیرید و عکس بگیرید. تنها با انجام این کار است که آن را میاموزید و کارتان را به تدریج بهتر میکنید. زمانیکه وقت آزاد پیدا کردید سراغ دوربینتان بروید و سوژه هایتان را دنبال کنید.
    nmroshan، Soha.T، Daruosha و 14 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    علیرضا غفاری
    لینک مقالات سایت
    "Travel is the graduate school of life" Joe McNally

  7. #7
    كاربر ويژه Persian آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2005
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,475
    تشکر شده
    10710
    تشکر کرده
    6072

    پیش فرض

    به نظرم میرسد که با توجه به شرایط هر کشوری باید نکاتی را به بحث اریک کیم اضافه کرد.
    در کشورهای خاورمیانه به سبب وجود اعتقادات و عرف جامعه عکاسی از زنان که نیمی از جامعه را تشکیل میدهند کار دشوار و یا ناممکنی است و در کشورهایی مانند عربستان ممکن است برایتان گران تمام شود و فکر نمیکنم بشود با لبخند مورد نظر جناب کیم کاری از پیش برد.
    در کشورهایی مانند عراق حساسیتهای شدید امنیتی، قومی و مذهبی کار را به شدت دشوار کرده است یعنی حتی همراه داشتن یک دوربین اس ال ار ممکن است برای شما یک اتهام امنیتی ایجاد کند. در بسیاری از کشورهای خاورمیانه در یکی دو سال گذشته موج بهار عربی و دیگر جنبش ها شرایطی را پیش اورده است که کار عکاسی را بسیار سخت کرده است. حتی در سوریه یکی از عکاسان از ناحیه سر هدف گلوله تک تیراندازان قرار گرفت و جان داد. البته اینکه ایشان توسط این وری ها کشته شد یا آنوری ها به بحث ما ربطی دارد اما اصل قضیه مورد تایید قرار گرفت.
    پس با این حساب علاوه بر مسایل اجتماعی، باورها و عرف ها و مذهب باید نقش مسایل امنیتی را هم در انجام عکاسی در نظر داشت. تجربه عکاسی در خیابان و پارک و جاهای عمومی با چند نفری از همکاران غیر ایرانی نکته جالبی را به من نشان داد. زمانی که عکاسی خارجی است یعنی ایرانی نبودن از ظاهر او مشخص است در ایران مردم خیلی راحت تر سوژه عکس میشوند و انگاری نگرانی در مورد سو نیت هم وطنان نسبت به یکدیگر کمی بیشتر است.
    nmroshan، lind، Soha.T و 15 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    علیرضا غفاری
    لینک مقالات سایت
    "Travel is the graduate school of life" Joe McNally



  8. #8
    كاربر جديد J U N I P E R آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    12
    تشکر شده
    17
    تشکر کرده
    157

    پیش فرض

    من تجربه خیلی زیادی در زمینه عکاسی شهری -و کلا عکاسی- ندارم. اما اون چیزی که در اندک تجربه‌ام در ایران (تهران) دست گیرم شد،‌اندکی متفاوت با بعضی گفته‌های جناب اریک کیم هست.

    بخش قابل توجهی از مردم با اندکی شک به عکاسی نگاه می‌کنند. خصوصا در شب. داشتم از چراغ گردون یک مغازه از آن‌سوی خیابون عکس می‌گرفتم، مغازه‌دار اومده بود بیرون وایستاده بود نگاه می‌کرد ببینه من کیم، چی می‌خوام.

    همین امشب داشتم از اتوبان عکاسی می‌کردم که پلیس توقف کرد و سوال و جواب. یه بی‌سیمی زد بعد گفت داری چیکار می‌کنی، عکاس کجا هستی و از این جور چیزا. گفت هرکسی بخواد عکاسی یا فیلمبرداری کنه باید از کلانتری مجوز بگیره! منم گفتم ببخشید و بیاین عکسامو ببینید و من چیزی برای پنهان کردن ندارم و از این جور حرفا، خلاصه ولم کردند و پام به کلانتری نکشیید. اما خب فکر نمی‌کردم یه عکاسی معمولی از شهر چنین مواردی هم داشته‌باشه.

    آیا واقعا مانع قانونی هست؟
    viva_utopia تشکر می‌کند.

  9. #9
    كاربر ويژه Persian آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2005
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,475
    تشکر شده
    10710
    تشکر کرده
    6072

    پیش فرض

    معرفی یک کتاب:
    مردم نگاری هنر (جستارهای جامعه شناختی و انسان شناختی در زمینه ادبیات و هنر ، شعر، نقاشی، موسیقی)

    نویسنده: دکتر نعمت الله فاضلی
    زبان: فارسی
    انتشارات: فخراکیا
    سال چاپ: 1391

    دکتر نعمت‌الله فاضلی، نویسنده کتاب «مردم‌نگاری هنر» گفت: پیش از این به کتاب مرجعی در این زمینه دسترسی نداشتیم از این‌رو با بیان رویکردهای جدیدی در این حوزه، دیدگاه‌های تازه‌ای را در زمینه انسان‌شناسی و نقد مطالعات فرهنگی هنر و ادبیات ارایه دادم. دکتر نعمت‌الله فاضلی، دکتری انسان‌شناسی اجتماعی ـ فرهنگی، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، از کتاب «مردم‌نگاری هنر؛ جستارهای انسان‌شناختی و جامعه‌شناختی در زمینه هنر و ادبیات» به عنوان اثری مردم‌نگاری و جامعه‌شناختی در حوزه موسیقی، شعر، نقاشی، فیلم، تئاتر، سینما و رمان یاد کرد که او طی سال‌ها تحقیق و تدریس در حوزه جامعه‌شناسی هنر و ادربیات به آنها دست یافته است.

    وی افزود: در نوشتن این کتاب کوشیدم علاوه بر تهیه متنی آموزشی برای جامعه‌شناسی هنرها و ادبیات، چند نمونه پژوهشی انسان‌شناختی و اسنوگرافیک(مردم‌نگارانه) را در زمینه‌های عنوان شده ارایه دهم. این کتاب از بخش‌های گوناگون تشکیل شده است و از برخی ابعاد منبعی جدید برای پژوهشگران عرصه‌های گوناگون جامعه‌شناسی مطالعات فرهنگی و هنر به شمار می‌آید.

    محققان حوزه‌های هنری و هنرمندان می‌توانند طی مطالعه مباحث بیان شده، با دیدگاه‌های تازه‌ای در زمینه جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و نقد مطالعات فرهنگی در زمینه‌های هنر و ادبیات آشنا شوند.

    استاد دانشگاه و محقق حوزه جامعه‌شناسی یادآور شد: کتاب «مردم‌نگاری هنر» نخستین کتابی است که در زمینه کاربرد مردم‌نگاری یا قوم‌نگاری به مثابه روشی برای مطالعه فارسی در ایران منتشر می‌شود.


    دکتر فاضلی درباره ضرورت تالیف این کتاب و رویکردی که در نگارش آن اتخاذ کرده است، توضیح داد: روش مردم‌نگاری در سال‌های اخیر برای برخی حوزه‌های و رشته‌های دانشگاهی به ویژه علوم اجتماعی، مطالعات آموزش و برنامه درسی شناخته شده، اما تاکنون از مردم‌نگاری به مثابه روشی برای تحقیق و نقد هنری در ایران کتابی منتشر نشده است. این اثر یکی از مجموعه پنج کتابی است که در حوزه مردم‌نگاری تالیف کرده‌ام. اردیبهشت ماه سال جاری نیز «مردم‌نگاری سفر» را منتشر کردم که در نمایشگاه کتاب با استقبال وسیعی از سوی مخاطبان گوناگون مواجه شد. اکنون چاپ دوم این کتاب در نوبت نشر قرار دارد.
    محقق مردم‌نگار ایرانی اظهار کرد: این مجموعه در حوزه مردم‌نگاری در ایران به رشته تحریر درآمده است و می‌کوشد کاربردهای گسترده این شیوه مطالعاتی در زمینه شناخت و بررسی جامعه، فرهنگ، هنر و ادبیات را در کشورمان عنوان کند.

    وی درباره بخش‌های دوگانه کتاب «مردم‌نگاری هنر» یادآور شد: در نخستین بخش کتاب به معرفی جامعه‌شناسی هنرها و ادبیات و اصول و مبانی این شاخه از علم اجتماعی پرداخته‌ام. در فصلی مجزا از این قسمت، وضعیت جامعه‌شناسی هنر و ادبیات در ایران را ارزیابی کرده‌ام و برخی مسایل مهم در زمینه جامعه‌شناسی هنرها و ادبیات در ایران را توضیح داده‌ام.

    مولف کتاب «مردم‌نگاری‌های سفر» بررسی مسایل گوناگون در زمینه جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی هنرها و ادبیات را رسالت دومین بخش کتاب خود دانست و گفت: به طور مثال، در فصلی از این بخش به بررسی مردم‌نگارانه از تماشای یک فیلم پرداخته‌ام و خوانش‌ها یا فهم‌های گروه‌های مختلف مردم از تماشای یک فیلم را توضیح داده‌ام. در فصلی دیگر به تماشای آثار «سالوادر دالی» در گالری در لندن نشسته‌ام و در گفت‌وگویی سورئال با این هنرمند، به بررسی انتقادی آثار او پرداخته‌ام.

    فاضلی معرفی اصول و مبانی جامعه‌شناسی شعر با تاکید بر شعر فارسی را از دیگر بخش‌های خواندنی این کتاب یاد کرد و عنوان داشت: در نگارش این بخش کوشیدم با استفاده از تازه‌ترین رویکردهای پساساختارگرا، به تجزیه و تحلیل رسانه‌ای شدن موسیقی در ایران بپردازم و رویکردهای اصلی به جامعه‌شناسی موسیقی را شرح دهم. فصل پایانی اثر به توضیح و تبیین جامعه‌شناسی هنرها و ادبیات به زبان ساده اختصاص دارد. در این فصل، مبانی پیچیده جامعه‌شناسی هنر و ادبیات را به‌گونه‌ای بیان کرده‌ام که افراد غیرمتخصص یا دانشجویان مقطع کارشناسی رشته‌های مختلف بتوانند با جامعه‌شناسی ادبیات و هنرها آشنا شوند.

    نویسنده و محقق حوزه جامعه‌شناسی و مطالعات مردم‌نگارانه درباره پیشینه چنین تالیفاتی گفت: در سال‌های اخیر حوزه جامعه‌شناسی هنر و ادبیات در ایران روبه گسترش بوده است. کارهای جامعه‌شناسان کلاسیک هنر و ادبیات مانند «لوکاچ»، «گلدمن» و «ژانت ولف» به زبان فارسی ترجمه شده‌اند. همچنین در لابه‌لای آثار نقد ادبی، فصولی به روش‌های نقد جامعه‌شناختی ادبیات و هنرها اختصاص دارد. با این وجود هنوز کتابی مرجع که بتواند باتوجه به همه حوزه‌های هنری و ادبی نگاه جامعه‌شناسانه و انسان‌شناسانه را توضیح دهد، در اختیار نداریم!

    استاد و محقق حوزه جامعه‌شناسی و مردم‌نگاری از کتاب «مردم‌نگاری هنر» به عنوان نخستین اثری که رویکردهای انسان‌شناختی به هنر و ادبیات در ایران دارد، یاد کرد و اظهار داشت: کتاب‌های «مردم‌نگاری آموزش»، «مردم‌نگاری فرهنگ» و «مردم‌نگاری تجدد» در شمار تازه‌ترین تالیفات این حوزه‌اند که در آستانه نشر دارم.

    مردم نگاری هنر (جستارهای جامعه شناختی و انسان شناختی در زمینه ادبیات و هنر ، شعر، نقاشی، موسیقی) | فرهنگ شناسی
    nmroshan، Christ Melikian، ravanfar و 2 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    علیرضا غفاری
    لینک مقالات سایت
    "Travel is the graduate school of life" Joe McNally

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •