صفحه 2 از 3 نخستنخست 1 2 3 آخرینآخرین
نمایش نتایج : از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
Like Tree20تشکر

موضوع: سبك گوتيك

  1. #11
    كاربر فعال asa_59a آواتار ها
    تاریخ عضویت
    August 2005
    محل سکونت
    آستارا _ یزد
    نوشته ها
    647
    تشکر شده
    153
    تشکر کرده
    23

    پیش فرض

    اینم یكی دیگه...

    افشين ساسانيان
    Panasonic Lumix DMC FZ5

  2. #12
    كاربر فعال asa_59a آواتار ها
    تاریخ عضویت
    August 2005
    محل سکونت
    آستارا _ یزد
    نوشته ها
    647
    تشکر شده
    153
    تشکر کرده
    23

    پیش فرض

    این هم یك نمونه از سبك نئو گوتیك از آنتونیو گائودی(معمار)
    ویرایش توسط asa_59a : Friday 2 December 2005 در ساعت 00:45
    افشين ساسانيان
    Panasonic Lumix DMC FZ5

  3. #13
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    September 2004
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    305
    تشکر شده
    261
    تشکر کرده
    66

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط asa_59a
    خوشحال میشوم كه با توجه به مطالب ذكر شده بفرمائید كه اگر یك عكاس بخواهد به سبك گوتیك عكاسی كند دغدغه ذهنی او چه چیزی باید باشد و از چه تكنیكی برای بیان چه مفهومی استفاده كند؟

    با تشكر فراوان ...... موفق و پیروز باشید
    آقای ساسانیان گرامی من در حد و اندازه خودم می تونم بگم که اگر بخواهیم به شیوه یا سبک خاصی کار کنیم اولین دغدغه ما باید علاقه به اون سبک خاص باشه و مطالعات و مشاهدات هرچه بیشتر در همان سبک. همونطور که گفتم کلمه سبک در گوتیک بیشتر برای معماری به کار می رفت. در عکاسی همونطور که در کارهای Simon Marsden مشاهده می کنید نوعی حس و فضای حاکم بر دوران گوتیک رو در عکسهاش درآورده. مسلما این فضاها نماد عینی و بیرونی نداشته! حتی با سیاه سفید کردن عکس این حس رو بیشتر به مخاطب القا می کنه. ما می تونیم از هر تکنیکی که فکر می کنیم ما رو به هدفمون نزدیک تر می کنه استفاده کنیم. ببینید اگر بخواهیم هرچه دوربین ثبت می کنه رو فقط به عنوان عکس نام ببریم ، خوب همگی باید رئال کار کنیم. ( بحثی که در قسمت دیجیتال و آنالوگ با یکی از دوستان داشتیم!) بدون هیچ دخل و تصرفی. اما لازمه ی درآمدن به یک سبک خاص در عکاسی اینه که در اون اغراق بشه. البته نه هر سبکی، سبک هایی مثل سورئالیسم و اکسپرسیونیسم ( مثل فیلمهای سورئال تاریخ سینما که می بینید گاهی اوقات دوربین برعکس گرفته می شه یا سوژه های نامتعارف دیده می شه مثل دستی که لانه ی مورچه ها شده! در فیلم " سگ آندلسی" چنین نماهایی وجود داره که به هیچ وجه در واقعیت نماد عینی نداره) این اغراق در تمامی هنر ها بویژه نقاشی همیشه سبک رو ساخته اند.
    در دنیای دیجیتال امروزه تمامی دغدغه ها امکان پذیر است!

    این یک عکس سورئاله به نظر شما امکان ثبت این عکس بدون دخل و تصرف در واقعیت ممکنه؟ یعنی ممکنه ما این فضا رو در واقعیت داشته باشیم یا باید فضا رو با تخیل و امکانات خودمون بسازیم؟

    ویرایش توسط sanaz : Friday 2 December 2005 در ساعت 18:41
    ساناز نافذ
    ---------------
    پرتو نیکان نگیرد آنکه بنیادش بد است... تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است

  4. #14
    كاربر فعال asa_59a آواتار ها
    تاریخ عضویت
    August 2005
    محل سکونت
    آستارا _ یزد
    نوشته ها
    647
    تشکر شده
    153
    تشکر کرده
    23

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz
    آقای ساسانیان گرامی من در حد و اندازه خودم می تونم بگم که اگر بخواهیم به شیوه یا سبک خاصی کار کنیم اولین دغدغه ما باید علاقه به اون سبک خاص باشه و مطالعات و مشاهدات هرچه بیشتر در همان سبک.
    ببینید خانم نافذ داشتن علاقه و مطالعه و... شرط لازمه برای آغار به كار در هر زمینه ای میباشد (یعنی یك شرط عمومی میباشد) شاید من سوالم را بد پرسیده باشم و شما متوجه منظور من نشده باشید بهتره كه به این شكل سوالم رو اصلاح كنم:
    برمی گردم به بحث قبلی یعنی باروك (علت اینكه این قدر از باروك استفاده میكنم اینه كه یه كانسپت خیلی شفاف و همه فهمی داره) میدونیم كه در این سبك هدف ایجاد ابهام و سوال و ایجاد سردرگمی و... میباشدكه یكی از مصادیق آن (همانطور كه قبلا اشاره شد) اشاره به بینهایت و ناتمام گذاشتن بصری سوژه و مخفی كردن اصول و قوانین بكار رفته در مورد سوژه میباشد به قسمی كه سادگی و خوانایی سوژه از بین برود
    حال اگر كسی خواسته باشد به سبك باروك عكاسی كند بایستی كه اصول و قوانین باروك را رعایت كند نه اینكه لزوما از فضاهای باروك عكاسی كند یا حال و هوای معماری باروك راعرضه كند مثلا از زاویه های خاصی عكاسی كند كه درك آن زاویه مشكل و بغرنج باشد كه باعث ایجاد سوال شود و یا مثلا از تكنیك های گنگ و نامتعارف استفاده كند كه برای بیننده خوانایی لازم را نداشته باشد و اصول و قوانین بكار رفته مفهوم نباشد و...
    اگر كسی به این سبك كار كند و با این دغدغه ذهنی عكسهایش را دستكاری كند میتوان گفت كه این عكاس به سبك باروك كار میكند
    مثلا این عكس نمونه یه اثر مجسمه سازی سبك باروك است (شاهكار میكلانژ:مجسمه داوود) همانطور كه ملاحظه میشود اصول باروك به زیبایی بكار رفته است ... یعنی مجسمه در وضعیتی است كه ما انتظار تكمیل حركت را از آن داریم (یعنی یك وضعیت ناتمام)

    حال دوباره می پرسم كه دغدغه ذهن یك عكاس گوتیك چه باید باشد؟
    با تشكر فراوان موفق و پیروز باشید
    افشين ساسانيان
    Panasonic Lumix DMC FZ5

  5. #15
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    September 2004
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    305
    تشکر شده
    261
    تشکر کرده
    66

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط asa_59a
    اگر كسی به این سبك كار كند و با این دغدغه ذهنی عكسهایش را دستكاری كند میتوان گفت كه این عكاس به سبك باروك كار میكند
    مثلا این عكس نمونه یه اثر مجسمه سازی سبك باروك است (شاهكار میكلانژ:مجسمه داوود) همانطور كه ملاحظه میشود اصول باروك به زیبایی بكار رفته است ... یعنی مجسمه در وضعیتی است كه ما انتظار تكمیل حركت را از آن داریم (یعنی یك وضعیت ناتمام)
    حال دوباره می پرسم كه دغدغه ذهن یك عكاس گوتیك چه باید باشد؟
    با تشكر فراوان موفق و پیروز باشید
    آقای ساسانیان من خصوصایت گوتیک رو در پست اول به طور خلاصه گفتم. اولین نکته ای که خدمت شما عرض می کنم این که این عکسی که شماگذاشتید متعلق به داوود میکل آنژ نیست. داوود میکل آنژ تمام تنه ی برهنه از داوود نبی است. این عکسی که گذاشتید مجسمه ی " داود" اثر جانلورنستو برنینی است در سال 1623 از مرمر این صورت مجسمه داوود میکل آنژ: ( میکل آنژ هنرمند دوران رنسانس و برنینی همانطور که گفتید هنرمند دوران باروک است)



    ببینید یکسری اصول در معماری و مجسمه سازی رعایت شد و باعث بوجود آمدن یک سبک یا دوران به نام گوتیک گردید. وقتی یک مجموعه با یک سری خصوصیات از درون یک عده هنرمند نمود بیرونی پیدا می کنه اسم سبک رو روش می گذارن. یعنی اول مجسمه ها ساخته و پرداخته شدند بعد از آنها به عنوان گوتیک نام برده شد. به عنوان مثال پیکره های کلوس اسلوتر در صومعه ی کارتوزیان فرانسه.
    در زمان گوتیک مجسمه ها جزئی از بنای مذهبی بودند و در دوران های بعد به خصوص رنسانس پیکرتراشی با ظهور نابغه هایی چون میکل آنژ از بنا جدا شدند و شخصیتی متمایز گرفتند
    متن اول رو بخونید و مطالعه ای در زمینه هنر گوتیک داشته باشید. تا بیشتر متوجه روح و فضای حاکم هنری قرنهای بسته ی گوتیک بشید. تنها چیزی که در مورد دغدغه ی گوتیک می تونم بگم اینه که ما باید ذهنیت ِ رو به " کمال" داشته باشیم. اصل تمام هنر و معماری گوتیک توجه به بالا و کمال گرایی الهی است. باید بتونیم روح هنر رو بگیریم. این که بتونیم با فریمی که ثبت می کنیم و به هر صورت دخل و تصرفی در اون داریم القا کمال و کمال گرایی داشته باشیم. ( چکیده تمام گوتیک). البته خیلی خلاصه گفتم اما پایه ی هنر گوتیک مذهب و کلیسا بود و اصلا به خاطر شرایط مذهبی و ارتقا اون در جامعه این هنر متولد شد و زمان زیادی پس از رنسانس صرف شد تا قدر اصلی این هنر دانسته شود.
    و اصل حرف اینکه گوتیک یک هنر تماما مذهبی است. به نظر خود من یک عکاس تا جهان بینی خاص مذهبی نداشته باشه و نتونه روح کمال گرایی رو پیدا کنه نمی تونه در این سبک قدم برداره...
    جهان بینی الهی و توجه به ماورا شرط اول این هنر والا است. و همانطور که گفتید لزومی نداره که از معماری گوتیک عکس گرفته بشه. در این عکس که در طبقه بندی گوتیک قرار گرفته شما روح حاکم به سمت بالا رو با زاویه عکاسی از پایین و عظمت بنای تخیلی و حتی نحوه رویش گیاهان به سمت بالا می بینید و در عکس پایین محوریت دادن به آسمان و فضای عرفانی- روحانی اما بسته (خصوصیت قرون وسطی مسیحیت) و حتی خفقان و اغتشاش رو حس می کنید، دقت کنید که هنرمند روی تمام قسمتهای کادری و نوری این اثر فکر کرده و با شرایط ذهنی و تاثیری که از تمامیت هنر گوتیک گرفته این کار رو انجام داده - و موفقیت اثر بستگی به حسی داره که مخاطب دریافت میکنه.



    ویرایش توسط sanaz : Saturday 3 December 2005 در ساعت 14:41
    hamed.n تشکر می‌کند.
    ساناز نافذ
    ---------------
    پرتو نیکان نگیرد آنکه بنیادش بد است... تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است

  6. #16
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    September 2004
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    305
    تشکر شده
    261
    تشکر کرده
    66

    پیش فرض

    این هم نمونه هایی دیگر: ( محوریت دادن به زندگی پس از مرگ)







    ساناز نافذ
    ---------------
    پرتو نیکان نگیرد آنکه بنیادش بد است... تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است

  7. #17
    كاربر فعال asa_59a آواتار ها
    تاریخ عضویت
    August 2005
    محل سکونت
    آستارا _ یزد
    نوشته ها
    647
    تشکر شده
    153
    تشکر کرده
    23

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz
    اولین نکته ای که خدمت شما عرض می کنم این که این عکسی که شماگذاشتید متعلق به داوود میکل آنژ نیست. داوود میکل آنژ تمام تنه ی برهنه از داوود نبی است. این عکسی که گذاشتید مجسمه ی " داود" اثر جانلورنستو برنینی است در سال 1623 از مرمر این صورت مجسمه داوود میکل آنژ: ( میکل آنژ هنرمند دوران رنسانس و برنینی همانطور که گفتید هنرمند دوران باروک است)
    بابت اشتباه رخ داده در معرفی هنرمند خالق اثر مذكور عذر خواهی میكنم حق با شماست بدلیل عجله ای كه هنگام تایپ داشتم بجای برنینی از میكلانژ نام بردم

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz
    متن اول رو بخونید و مطالعه ای در زمینه هنر گوتیک داشته باشید. تا بیشتر متوجه روح و فضای حاکم هنری قرنهای بسته ی گوتیک بشید.
    در مورد توصیه شما به من در باب مطالعه بیشتر در این زمینه باید عرض كنم كه با توجه به رشته تحصیلی ام و مطالعاتی كه در این زمینه داشته و دارم فكر كنم كه از حداقل اطلاعات لازم برخوردار باشم آنقدری كه توان تجزیه و تحلیل این آثار را (در حد خودم) داشته باشم و به نقل قول صرف اكتفا نكنم
    (تنها شما نیستید كه به مطالعه در این زمینه پرداخته اید .... از هر بحثی هر كسی بنوعی برداشت میكند)


    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz
    تنها چیزی که در مورد دغدغه ی گوتیک می تونم بگم اینه که ما باید ذهنیت ِ رو به " کمال" داشته باشیم. اصل تمام هنر و معماری گوتیک توجه به بالا و کمال گرایی الهی است. باید بتونیم روح هنر رو بگیریم. این که بتونیم با فریمی که ثبت می کنیم و به هر صورت دخل و تصرفی در اون داریم القا کمال و کمال گرایی داشته باشیم.
    با این پاسختان موافقم و تقریبا جواب سوالم را گرفتم و بنظر می رسد كه بحثمان نتیجه داد و تا حدودی توانستیم به یك جمعبندی برسیم (ضمن اینكه عكسهای ضمیمه هم خیلی مناسب و به مباحث مطرح شده نزدیكتر بودند)
    امیدوارم كه جناب روشن هم روزه سكوت خود را شكسته و اظهارنظر بفرمایند ....
    ویرایش توسط asa_59a : Saturday 3 December 2005 در ساعت 15:39
    افشين ساسانيان
    Panasonic Lumix DMC FZ5

  8. #18
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,263
    تشکر شده
    38305
    تشکر کرده
    11580

    پیش فرض

    واقعا از اين بحث استفاده كردم. با تشكر بسيار از خانم نافذ و آقاي ساسانيان.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

  9. #19
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    September 2004
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    305
    تشکر شده
    261
    تشکر کرده
    66

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط asa_59a


    در مورد توصیه شما به من در باب مطالعه بیشتر در این زمینه باید عرض كنم كه با توجه به رشته تحصیلی ام و مطالعاتی كه در این زمینه داشته و دارم فكر كنم كه از حداقل اطلاعات لازم برخوردار باشم آنقدری كه توان تجزیه و تحلیل این آثار را (در حد خودم) داشته باشم و به نقل قول صرف اكتفا نكنم
    (تنها شما نیستید كه به مطالعه در این زمینه پرداخته اید .... از هر بحثی هر كسی بنوعی برداشت میكند)
    ....
    تو رو خدا اشتباه برداشت نکنید!!! منظور من اصلا این نبود که فقط من مطالعه کردم و شما نه!!! تقریبا صد در صد مطمئن بودم که تاریخ هنر خوندید! شما هم نمی خواستید بخونید بنا به رشته اتون می دونم که واحد تاریخ هنر رو باید می گذروندید! و اینکه خوب اطلاعات بسیار خوبی هم دارید و ذکر کردید. می دونید من اکثرا منظورم رو بد می رسونم در این موارد! شرمنده ام! امیدوارم همین سو تفاهم های کوچک هم مجالی برای دلخوری بین ما نگذاره.
    و اما معتقدم برخی اصول یک سبک کلی هستند و اینکه هرکس به نوعی برداشت کنه در جزئیات صادقه ، اما در کلیات نه. چون هر سبک چهارچوب خودش رو به صورت تعریف شد داره و اما منظور اصلیم این بود : برای اینکه در یک سبک خاص کار کنیم باید هر مطلبی که در مورد اون سبک نوشته شده رو بخونیم و تمامی هنرهای مربوط به اون سبک رو ببینیم با دقت- بدون هیچ جا اندازی ای! از هر هنر در راه رسیدن به عکاسی می شه وام گرفت! من معتقدم حتی ادبیات و موسیقی یک سبک می تونه ما رو در رسیدن به عکسهایی از همون سبک یاری بده. تمامی هنرهای مربوط به یک دوران و یک سبک خاص به هم مرتبط هستند. شاید باور نکنید اما خود من خیلی از عکسهام رو با حس یک موسیقی خاص و مورد علاقه ام می گیرم!
    ما فضای امپرسیون رو می تونیم با نگاه به نقاشی های مونه پیدا کنیم... و جلال اشرافیت رو در موسیقی های موتزارت! و فضای ذهن آزاد در مجسمه های برنینی و...
    "ونجلیز " یک شاهکار داره به نام " ال گریکو" که وقتی گوش می کنید می بینید که کاملا فضای نقاشی های ال گریکو رو برای شما زنده می کنه! اصلا خود نوازنده این اسم رو روش گذاشته و اصلا برای ال گریکو ساخته... با فضای نقاشی هاش زندگی کرده و یک سمفونی ساخته که یک شاهکاره...
    برای در آمدن به یک سبک نه حداقل بلکه حداکثر اطلاعات لازمه ( منظورم به خودم هم هست! ما هممون در حال کسب تجربه و معلومات و انتقال به همدیگه هستیم) حتی تمامی نظرات متفکران و هنرمندان و نظریه پردازان بعدی یک سبک نسبت به اون سبک خاص هم نقش داره -
    این کار دید وسیعی مخصوصا در مورد عکاسی میده ( پند را دریابیم ولو بر دیوار!)


    خوب خیلی بحث خوبی بود امیدوارم به همین جا ختم نشه و از اطلاعات و مطالعات همه ی دوستان استفاده کنیم هر وقت فرصت کنم در مورد سبکهای دیگه هم بحث می کنیم . البته گوتیک دنیایه و من دوست دارم مطالب کامل تری بیارم برای دوستانی که به هر دلیل موفق به مطالعه جنبی نمی شن.
    خواهش می کنم هروقت لینک خوبی رو دوستان پیدا کردند اینجا بگذارند خودم هم سعی می کنم اینکار رو ادامه بدم. و بعد بپردازیم به سایر سبک ها ... از آقای روشن عزیز که باعث این بحث لذت بخش شدند خیلی خیلی تشکر می کنم. همچنین دوست عزیز آقای ساسانیان شاد و موفق باشید.
    ویرایش توسط sanaz : Saturday 3 December 2005 در ساعت 19:01
    ساناز نافذ
    ---------------
    پرتو نیکان نگیرد آنکه بنیادش بد است... تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است

  10. #20
    كاربر فعال asa_59a آواتار ها
    تاریخ عضویت
    August 2005
    محل سکونت
    آستارا _ یزد
    نوشته ها
    647
    تشکر شده
    153
    تشکر کرده
    23

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz
    تو رو خدا اشتباه برداشت نکنید!!! منظور من اصلا این نبود که فقط من مطالعه کردم و شما نه!!! تقریبا صد در صد مطمئن بودم که تاریخ هنر خوندید! شما هم نمی خواستید بخونید بنا به رشته اتون می دونم که واحد تاریخ هنر رو باید می گذروندید! و اینکه خوب اطلاعات بسیار خوبی هم دارید و ذکر کردید. می دونید من اکثرا منظورم رو بد می رسونم در این موارد! شرمنده ام! امیدوارم همین سو تفاهم های کوچک هم مجالی برای دلخوری بین ما نگذاره.
    و اما معتقدم برخی اصول یک سبک کلی هستند و اینکه هرکس به نوعی برداشت کنه در جزئیات صادقه ، اما در کلیات نه.
    اختیار دارید من ناراحت نشدم ضمن اینكه از اطلاعات مفیدتان بسیار بسیار استفاده كردم .... امیدوارم همانطور كه خودتان فرمودین این گفت و شنود های علمی و انتقال تجربیات همچنان ادامه داشته باشد خوشحال میشوم كه این مباحث در مورد سایر سبكها نیز مطرح شود و چنانچه سایر دوستان همت كنند حتی می توان یكی از این سبكها را موضوع قرار داده و به عكاسی بپردازیم (شاید از این طریق مشخص شود كه كار كردن به یك سبك چقدر مشكل می باشد)
    در مورد برداشتهای شخصی از سبک ها نیز منظورم در برخی جزئیات بود نه در کلیات

    موفق و پیروز باشید
    ویرایش توسط asa_59a : Saturday 3 December 2005 در ساعت 23:22
    افشين ساسانيان
    Panasonic Lumix DMC FZ5

صفحه 2 از 3 نخستنخست 1 2 3 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •