صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج : از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17
Like Tree78تشکر

موضوع: مجموعه عکس چیست / ویژگی های یک مجموعه خوب

  1. #11
    Forum Moderator M.Mobin آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,837
    تشکر شده
    31944
    تشکر کرده
    13617

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nmroshan نمایش پست ها
    قصد این تاپیک این نیست که بگوید این ها، عکس هستند یا نیستند
    قصد این تاپیک این نیست که بگوید این آثار، دارای پیام یا مفهوم هستند یا نیستند.

    تنها قصد این تاپیک بررسی مفهوم مجموعه عکس است.
    حق با شماست.
    کارکرد این تاپیک تعیین عکس بودن یا نبودن آثار نیست.
    موردی که من گفتم به این خاطر بود که به نظر من پیش شرط مجموعه عکس این است که آثار تشکیل دهنده آن عکس باشد.
    ویرایش توسط M.Mobin : Saturday 13 August 2011 در ساعت 01:17
    nmroshan، Arash و shabab تشکر می‌کنند.
    مسعود مبین علی

    about.me
    instagram

  2. #12
    كاربر فعال persian.boy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    سـرزمین اهـورا
    نوشته ها
    782
    تشکر شده
    2925
    تشکر کرده
    4662

    پیش فرض

    درود

    به نقل از nmroshan
    قصد این تاپیک این نیست که بگوید این آثار، دارای پیام یا مفهوم هستند یا نیستند.
    برای شروع ، شاید پی گرفتن صحبت جناب روشن بهترین کار باشه . بنده تحلیل رو با شماره گذاری آثار شروع می کنم تا کار راحت باشه . آثاری که در کامنت شماره ی 4 مطرح شد رو از بالا به پایین از 1 تا 4 شماره گذار می کنیم .

    عکس شماره 1 : عکس نخست به وضوح داره از تو در تو بودن و پیچیدگی درونی ذهن آدمی حکایت می کنه . هنرمند در این برداشت تلاش داشته تا تحلیل و تجذیه ی دائمی روح انسان رو در اثر این پیچیدگی ها نشون بده .

    عکس شماره 2 : این اثر ضمن بیان تخلیه ی درونی انسان ، وی رو در حال اندیشیدن به روشی نو برای بازسازی و تعمیر ذهنی خودش نشون میده .

    عکس شماره 3 : این عکس به همراه عکس 4 چون هر دو در دسته ی آنتی گراویتی می گنجند ، نیازمند مقدمه ای کوتاهند . آثار آنتی گراویتی عموما دال بر سبک بالی و تخلیه ی روحی و روانی و آرامش روحی انسان اند . در عکس شماره ی 3 نیز ما انسانی رو می بینیم که ظاهرا پس از طیّ مرحله ی 2 ، خودش رو در حالت عدم جاذبه می بینه .
    اما دو حالت باعث میشه تا ما اندکی بیشتر به تحلیل عکس بپردازیم . نخست آنکه انسان در این عکس میان تکیه گاه و آسمان مُعلقه . معلق بودن همواره نمادیست برای بیان دوگانگی میان دو عالم یا دو حالت یا دو احساس و هر دوگانگی دیگری . در واقع معلق بودن انسان در این عکس قصد بیان این نکته رو داره که انسان گرچه در مرحله ی قبل از پیچیدگی های ذهنی و سنگینی های فکری خلاص شده ، منتها هنوز خود رو در یک دوگانگی برای انتخاب میان رفتن یا ماندن می بینه .
    آنچه بیشتر از پیش ، فرض بنده رو به یقین تبدیل می کنه ، حالت بانوی درون عکسه که اصطلاحا با عنوان حالت "زار" نامیده میشه . زار حالتی روحی و روانیه که انسان در اون ، به ژستی دقیقا یکسان با ژست بانوی درون تصویر می رسه . در این حالت ، انسان در ظاهر از خود بی خود میشه ؛ یعنی با اینکه جسم اون در میان ما حاضر خواهد بود ، ولی روحش به پرواز در میاد ؛ در این عکس هم دقیقا فرد با تکیه بر تکیه گاه ، هنوز به پیچیدگی های انسانی تکیه داره ولیکن با حالتی معلق ، داره دست یابی بُعد اصلی وجودشو (روح) به آزادی و سبک بالی نشون میده .
    هم چنین در حالت زار ، انسان ظاهرا از خود بی خود میشه (بانوی درون عکس نیز از خود بی خود است) ولی در باطن ، به تفکری عمیق میان مباحث و موضوعاتی که اونو به حالت زار کشونده (دردها و رنج های روزانه یا حالت های عمیق عرفانی) می پردازه .
    با این سر نخ های مشخص و با این توضیحات ، یقینا می تونیم بگیم که عکس شماره ی 3 بیانگر دوگانگی و تعلقات روحی انسان پس از رهایی از حالات قبلیه .

    عکس شماره ی 4 : برداشت آخر ، اوج رهاییه . یعنی انسان تونسته با طی مراحل شد و تعالی به سوی رهایی و آزادی ذهنی ، بدون تکیه بر هیچ تکیه گاهی ، به اوج برسه .
    البته این تمام ماجرا نیست ؛ کلید اصلی در همین عکس 4 نهفته است . در این عکس ، انسان که گویی از تمام قید و بند ها رهایی یافته ، در حال جدایی از آخرین پیچیدگی و سنگینی انسانی ، به نام "جسمه" . این عکس به ما نشون میده که وقتی روح آزاد شد ، شتابی خواهد گرفت که هیچ جسم و پیچیدگی ای توان همراه با اون رو نداره . لذا آخرین حرکت انسان ، جداییه ، جدایی از اخرین تعلقی که ما رو از تولد تا لحظه ی اوج همراهی می کنه . و در اخر جسم اندک اندک از روح خودش جدا میشه تا روح به آزادی نهایی برسه .
    کلیدی که برای فهم این مطلب در فوق اون عکس گذاشته بودم ، عنوان فیلم source code بود . اگر بیننده اون قدر باهوش نبوده که بتونه چنین مفاهیم و پیوستگی هایی رو از ابتدا تا انتها درک کنه ، اگر از قبل این فیلم رو دیده باشه ، می دونه که نقش اصلی در آخر فیلم از جسم خودش جدا میشه و در دنیایی که آرزوشو داشته ، روحش به پرواز در میاد .


    عزیزانم ؛ بنده توقع ندارم که هر بیننده ای بتونه تفسیر من رو داشته باشه . من می پذیرم که نگاه هر شخص با دیگری متفاوته . و دقیقا به همون دلیل بود که کلید های زیادی در عکس قرار دادم تا بیننده رو به تفکر در مفهوم مورد نظرم وا دارم . ولیکن متاسفانه فرصت بیننده برای واکاوی موارد مذکور ، به 10 دقیقه هم نکشید و لطف دوستان ، کمی کمتر از عُرف معمول شامل حال ما شد . لااقل پسندیده بود اگر دوستان فرصت و زمان لازم برای اندیشدین در مورد عکس ها رو نداشتن ، از بنده سوال می کردن تا پس از یک هفته توضیح بدم (یک هفته به خاظر این هست که می خوام بیننده روی عکس فکر کنه نه اینکه خودم به سرعت ، برداشت شخصیمو به اون دیکته کنم) . در هر صورت هر چه بود ، گذشت . اگر سوالی هست ، بفرمایید تا پاسخ بدم .





    با آرزوی بهترین ها
    پسر پارسی
    ویرایش توسط persian.boy : Saturday 13 August 2011 در ساعت 02:02 دلیل: اشتباه نگارشی
    shabab، 5131، Miri و 2 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  3. #13
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,263
    تشکر شده
    38305
    تشکر کرده
    11580

    پیش فرض

    توضیحاتی که در مورد عکس‌ها دادید، جالب بودند اما مشکل این است که تا جایی که من می‌دانم ارتباط بین اجزای یک مجموعه عکس معمولا واضح‌تر از این حد است. به بیان دیگر، ممکن است هر کدام از تک‌عکس‌ها برای دریافت مفهوم نیاز به فکر داشته باشند اما معمول ارتباط بین آنها به سرعت و توسط اغلب بینندگان درک می‌شود.
    این چیزی است که من در مشاهده مجموعه عکس‌ها دیده‌ام.

    مساله دوم در مورد مجموعه شما، تفاوت‌های ساختاری شدید بین تک عکس هاست. یعنی آن عناصری که ما معمولا به عنوان حلقه مشترک بین تک عکسهای یک مجموعه می‌بینیم، در اینجا وجود ندارند. هر چند شما از لحاظ مفهومی، یک سلسله مراتب برای آنها فرمودید اما تفاوت ساختاری مانع از ایجاد چنین زنجیره معانی در ذهن بیننده می‌گردد.

    و مساله سوم. معمولا یک مجموعه عکس توسط یک هنرمند تهیه می‌شود. یعنی نمی‌توان چند عکس مختلف را که در برخی مفاهیم مشترک هستند انتخاب کرد و به آنها عنوان مجموعه عکس داد.
    ویرایش توسط nmroshan : Saturday 13 August 2011 در ساعت 12:38
    Arash، shabab، M.Mobin و 3 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

  4. #14
    كاربر فعال shabab آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2006
    محل سکونت
    سنندج - ماهشهر
    نوشته ها
    957
    تشکر شده
    1748
    تشکر کرده
    8245

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nmroshan نمایش پست ها
    قصد این تاپیک این نیست که بگوید این ها، عکس هستند یا نیستند
    قصد این تاپیک این نیست که بگوید این آثار، دارای پیام یا مفهوم هستند یا نیستند.

    تنها قصد این تاپیک بررسی مفهوم مجموعه عکس است.
    من هنوز اندر خم كوچه اولم
    براي دانستن خودم هم كه شده دوست دارم بدانم كه به اين مجموعه يا آثار مشابه عنوان عكس اطلاق ميشود يا اسم ديگري دارند آيا كار كردن به اين سبك جزيي از عكاسي است يا نقاشي يا فوتو آرت .... ؟ يادم هست در تاپيك HDR بحثي مشابه پيش آمد و يكي از دوستان با ارائه عكسهاي مشابه تمايز بين hdr و سورئال را ياد آور شدند ...
    البته ميدانم كه اين سوال در راستاي بحث تاپيك نيست اما فرصت و مكان بهتري براي اين سوال پيدا نكردم .

  5. #15
    كاربر ويژه Arash آواتار ها
    تاریخ عضویت
    June 2004
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    3,328
    تشکر شده
    16875
    تشکر کرده
    4010

    پیش فرض

    به گمانم این عکس هست و یا نیست تاپیک را منحرف می‌کند.
    همچین تاپیکی داریم؟ اگر نیاز می‌بینید چنین تاپیکی هم بسازیم.
    M.Mobin و persian.boy تشکر می‌کنند.
    آرش عاشوری‌نیا
    www.arashnia.com/blog
    www.kosuf.com

  6. #16
    كاربر فعال persian.boy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    سـرزمین اهـورا
    نوشته ها
    782
    تشکر شده
    2925
    تشکر کرده
    4662

    پیش فرض

    درود


    توضیحاتی که در مورد عکس‌ها دادید، جالب بودند اما مشکل این است که تا جایی که من می‌دانم ارتباط بین اجزای یک مجموعه عکس معمولا واضح‌تر از این حد است. به بیان دیگر، ممکن است هر کدام از تک‌عکس‌ها برای دریافت مفهوم نیاز به فکر داشته باشند اما معمول ارتباط بین آنها به سرعت و توسط اغلب بینندگان درک می‌شود.
    ابتدا از حُسن توجه حضرت عالی سپاسگذارم . با توضیحات شما موافقم . قانونا باید ارتباط میان عکس ها راحت تر درک بشه . ولیکن هدف بنده از ابتدا این نبوده گکه خوراک آماده و حاضری رو به بیننده بخورونم . من نمی خواستم تنها توسط بُعد و رنگ ، چشم "عامه" رو نوازش یدم . من عکس ها رو به صورت طبقه بندی شده و با چینشی مشخص خدمت "قشر الیت" ارایه کردم . سر نخ زیاده هم برای مفهوم ارایه دادم تا بیننده رو به تفکر وادارم .

    جناب روشن ، بنده ضمن احترام زیادی که به کارهای ارایه شده توسط دوستان در اون تاپیک قائلم ، ولیکن اکثر کارها هدفی برای جذب ذهنی مخاطب به همراه ندارن . هدف من این بود که به بیننده کمک کنم خودش بتونه ارتباطی بین اجزای این مجموعه بر قرار کنه و اگر نتونست ، من با توضیحات خودم به اون کمک کنم .

    بنده با توضیحات شما موافقم اما نمی تونم بپذیرم که تنها روش مجموعه سازی ، همینه که شما می فرمایید (البته شما هم چنین اشاره ای نکردید) . بنده عکس هایی رو ارسال کردم ، که از لحاظ مفهومی ، کوچکترین همخوانی ای که بیننده در اون ها می تونست پیدا کنه ، همین وجود مباحث انسانی بود . بعد از رسیدن به مباحث انسانی ، همین که دو عکس دارند پیچیدگی و سنگینی ذهنی رو فریاد می زنن کافیه تا بیننده به این درک برسه که مجموعه ی من ، قراره پیچیدگی های ذهنی انسان رو بگه . در عکس سوم هم 2 کلید وجود داشت که البته فهمشون از 2 تای قبلی دشوار تر بود ؛ اولین کلید معلق بودن اون بانو بود و کلید دوم هم ژست ایشون بود . اگر کسی پس از فهم عکس های 1 و 2 ، کلید های عکس 3 رو هم می بفهمه ، دیگه فهمیدن عکس 4 براش کاری نداره .

    لذا بنده مجموعه ی حاضر رو لااقل از لحاظ چینش و مفهوم ، پیوسته و دارای هم پوشانی مفهومی می دونم . این هم پوشانی ، اصلی ترین ویژگی ایه که باید اجزاء یک مجموعه داشته باشن و بنده هم در رعایت اون ، شاید نقص هایی داشته باشم ، ولی در نهایت خودم رو در اجرا موفق می دونم .

    مساله دوم در مورد مجموعه شما، تفاوت‌های ساختاری شدید بین تک عکس هاست. یعنی آن عناصری که ما معمولا به عنوان حلقه مشترک بین تک عکسهای یک مجموعه می‌بینیم، در اینجا وجود ندارند.
    محکم ترین حلقه ی این عکس ، حلقه ی انسانیه . یعنی در تمام عکس ها انسان وجود داره . ممکنه دوستان بفرمایند که به صرف اینکه در 4 تا عکس انسان وجود داره ما نمی تونیم بگیم اونا با هم در ارتباطن . بنده خودم هم این فرمایش رو قبول دارم . ولی وجود انسان ، تنها حلقه ی حاضر در میان این عکس ها نیست . حلقه ی دوم ، ذهن و بدن انسانه که در تمام عکس ها به چالش کشیده شده . واضح ترین این چالش ها در عکس های 1 ، 2 و 4 قابل رؤیتند . در عکس 4 هم گرچه فهمش سخته ولی بزرگترین چالش رو ما در این عکس داریم چرا که طبق توضیحات قبلی ، جسم و روح انسان ، میان دو عالم گیر کرده .
    بنده برای فهم بهتر ، حتی عکس ها رو در گروه متمایز انتخاب کردم تا بیننده به ارتباط مفهومی ، حتی میان زیر مجموعه ها هم پی ببره . اولین زیر مجموعه ، 2 عکس نخسته که بنده از همون ابتدا ، این دو عکس رو از بقیه جدا کردم . واضح ترین حلقه میان این دو عکس که مطمئنم برای هر اِلیتی قابل درکه ، تحلیل و بررسی روح انسان به همراه تجذیه و موشکافی درون ذهن انسانه . دو عکس دوم هم هر دو آنتی گراویتی هستند ؛ معنای آنتی گراویتی هم فکر کنم برای همه ی ما قابل درک باشه ؛ آنتی گراویتی یعنی ضد جاذبه ، یعنی انسان بتونه در ذهن خودش به پرواز در بیاد . انسان در هر دو عکس مذکور در حالتی است که انگار جاذبه و پیچیدگی های عالم بر اون تاثیری نداره . منتها در عکس 3 ، انسان هنوز کمی به تکیه گاه وابسه هست ولی در عکس آخر ، پرواز کامل رو تجربه کرده .
    کلید های دیگه هم به عهده ی خود دوستان . من نمی خواستم هدف خودم رو شرح بدم . هدف من این بود که بیننده رو به تامل وادارم که متاسفانه اجازه ی این کار داده نشد . در مورد کامنت من متاسفانه تصمیمی گرفته شد که هدف اصلی من ، یعنی ایجاد تامل رو به دست خودم و با توضیحات و شفاف سازی خودم از بین برد .

    و مساله سوم. معمولا یک مجموعه عکس توسط یک هنرمند تهیه می‌شود. یعنی نمی‌توان چند عکس مختلف را که در برخی مفاهیم مشترک هستند انتخاب کرد و به آنها عنوان مجموعه عکس داد.
    با گزاره ی فوق مخالفم . هیچ دلیلی برای صحبت فوق وجود ندارد . هنرمند گاه نیاز داره تا فارغ ار توانایی ها و دستاورد های خودش ، با عاریه از دیگران به خلق هنر و زیبایی و مفهوم بپردازه . این موضوع هیچ اشکالی نداره و کاملا مجازه . کلید یک مجموعه ، هنرمند مجموعه نیست ؛ کلید مجموعه ، مفهومی است که قراره توسط چند عضو ، حتی اگر ظاهر مشابهی نسبت هم نداشته باشند ، به بیننده منتقل بشه . بنده وقتی به یک مجموعه عکس که قراره زحمات یک مهندس برای ساخت یک ساختمان رو در طول ساخت عمارت نشون بده نگاه می کنم ، نمی رم دنبال اینکه عکاس این عکس ها کی بوده . بنده تنها به عکس ها نگاه می کنم و داستان و کلید ها رو بررسی می کنم .

    این تفکر که حتما باید مجموعه عکس توسط یک هنرمند تهیه بشه ، بیش از آنکه سندیت و قطعیت علمی-هنری داشته باشه ، شرطی اساسی برای کارهای جشنواره ایه . البته بودنِ هنرمند واحد خوبه ، چونکه مجموعه با یک سیر واحد تهیه میشه ولی این مبحث به هیچ عنوان یک الزام و باید نیست . جناب روشن ، بنده عکس هایی که کاملا با هم ، هم پوشانی مفهومی داشتن رو از یک سایت پیدا کردم و پس از چیدنشون در کنار هم ، به یک مجموعه ی منسجم و مفهوم گرا رسیدم . این عکس ها به این دلیل حذف شد که قانون گر نخواست یا فرصت این رو نداشت که به بررسی مفهوم و ماهیت کار بپردازه . بنده واقعا نمی تونم هیچ دلیل دیگه ای برای این حرکت ببینم . اگر سوالی باشه ، بفرمایید تا پاسخ بدم .




    با آرزوی بهترین ها
    پسر پارسی

  7. #17
    كاربر فعال Sama01 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2007
    محل سکونت
    تهران - رشت
    نوشته ها
    431
    تشکر شده
    2691
    تشکر کرده
    1844

    پیش فرض

    یک مجموعه باید از یک سری آثار به هم مرتبط تشکیل شده باشد. اما میزان این ارتباط به هنرمند و انتخاب ابزار بیان هدف‌اش بستگی دارد. به نظرم حتی می‌شه یک سری از آثار هنری در شاخه‌های گوناگون را در قالب یک مجموعه به مخاطب ارائه کرد. این هنرمند است که شیوه‌ی ارائه‌ی مفهوم را انتخاب می‌کند. لذا نمی‌شود به طور قطعی محدودیت تعیین کرد. به هر حال نوع ارائه‌ی اثر هم کم از خود اثر ندارد.
    ولی این موضوع نباید توجیهی باشد برای این‌که هر نوع کنار هم چینش را مجموعه بنامیم.

    به نظرم اجزای یک مجموعه، باید تا جای ممکن با هم سنخیت داشته باشند. چه در محتوی و چه در اجرا.
    فکر نمی‌کنم این‌جا بحث‌مان روی مجموعه‌هایی باشد که صرفا در فرم با هم مشترک هستند. بنابراین فرض را بر این می‌گذارم که مجموعه‌ی ما در محتوا و مفهوم کاملا منسجم و بحث ما روی اسنجام مجموعه در اجرا است.
    اگر هدف عکاس انتقال یک مفهوم مشخص و عینی باشد، باید از پراکنده‌گویی پرهیز کند و تلاش کند در اجرا به یک وحدت در برسد. (کادربندی، نوردهی، ویرایش...)
    ولی اگر مفهوم، کلی و ذهنی باشد، بسته به مورد، عکاس ممکن است فرم‌های متفاوتی را انتخاب کند. البته منظورم این نیست که برای هر مجموعه‌ی ذهنی‌ای، مجاز به تنوع در فرم هستیم. این تنوع باید دقیقا با مفهوم کار سنخیت داشته باشد.
    در این مورد، تنوع اجرا باید به گونه‌ای باشد که بینند کاملا متوجه آن بشود. زیرا اگر چنین نباشد، حسی ناخوش‌آیند به مخاطب منتقل می‌شود. دقیقا مانند عکسی که افق آن نه صاف است و نه آن قدر کج که بیننده کجی آن را احساس کند.

    به نظرم مجموعه ارائه شده یک مجموعه‌ی خوب نیست. صرف این که این عکس‌ها به دلیل حضور انسان در آن‌ها و بیان یک درگیری ذهنی نمی‌توانند یک مجموعه باشند. مگر آن که هدف مجموعه، خیلی کلی باشد. مثل چالش‌های ذهنی انسان‌ها به طور عام. زیرا هر عکس حرف خود را می‌زند و به سویی متفاوت می‌رود. اگر منظور هم همین باشد، به نظرم با ارائه‌ي سه عکس، نمی‌توان یک مجموعه درباره‌ی یک مفهوم ذهنی به نمایش گذاشت.
    nmroshan، shabab و eghanbarifard تشکر می‌کنند.
    سید مصطفی آهنگرها
    S a m a P i x . i r
    Canon 50D + 16-35 f2.8 L II +70-200 f2.8 L IS

صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •