فایل پیوست 72431
Printable View
فایل پیوست 72639
تهران ، خیابان مطهری تهران ، مقابل سفارت سابق آمریکا
فایل پیوست 72763
Canon Eos M
22mm
f/2
1/160
iso 1600
فایل پیوست 72771
مثل سال قبل با دوربین و لنز پسر عمو از مراسم عاشورا در قم عکاسی کردم.
Canon EOS 5D Mark III
EF 28mm F:2.8
F:5.6
1/125 sec
iso-100
28mm
سلام
فایل پیوست 72811
سلام
گاهی باید سکوت را فریاد زد...
خراسان شمالی - جاجرم
محرم 94
فایل پیوست 73275
زیارت سخی - کابل - بهار 1394 .
فایل پیوست 73379
فایل پیوست 73397
تبریز - آذر 94
فایل پیوست 73427
بازار تبریز - آذر 94
کورش عزیز در مورد این عکس توضیحی میدهید؟ که چطور در طبقه بندی خیابانی قرار گرفته. سوژه و داستان عکس چیست؟
جناب دانشپایه ، توضیح واضحات میپرسید؟!
پ. ن: به هرحال ،
برای حفظ بار آموزشی فروم، تعریف عکاسی خیابانی به نقل از ویکی :
عکاسی خیابانی (به انگلیسی: Street Photography) به عنوان بدنه هنر عکاسی، صحنههایی از زندگی روزمره مردم را سوژه اصلی خود قرار میدهد. خیابانها، پارکها، کارناوالها، محلهای خرید و مراکزی که مردم گرد هم میآیند، محل اصلی تهیه عکسهای خیابانی است. هر چند این عکاسی شاخهای از عکاسی مستند به شمار میآید اما از بعضی لحاظ با هم متفاوت هستند از جمله اینکه هدف اصلی عکاسی خیابانی به تصویر کشیدن مردم است و نه پوشش یک اتفاق. در واقع این شاخه از عکاسی آیینهای است در برابر مردم که گاهی نیز با شوخ طبعی و یا لحنی طعنهآمیز پیامهای سیاسی و یا اجتماعی را منتقل میکند که در چنین شرایطی به عکاسی مستند نزدیک میشود. سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰ نقطه اوج و شکوفایی تاریخ عکاسی خیابانی است.
راستش انتظار حضور پر رنگتری از مردم یا نمایش وجهی از زندگی مردم را داشتم.
خب این انتظار درستی در این ژانر نیست.
بسیاری از بهترین عکسهای این ژانر. از عکاسان بزرگی همچون هانری کارتیه برسون ، فقط از یک انسان به عنوان سوژه شکل گرفتهاند.
فایل پیوست 73485
مراد از مردم ، در تعریف حضور گروه نیست. بلکه مردم به عنوان انسان یا انسانهاست. حالا گاهی حضور جمع نمایشداده میشود گاهی فقط یک فرد.
منظورم از حضور پر رنگ مردم، تعداد افراد نبود منظورم نمایش وجهی از زنگی اجتماعی مردم (چه خصوصیت جمعی چه فردی) بود! حتی لزوما دنبال فردی هم در عکس نبودم اما انتظار داشتم اطلاعات پر رنگتری در مورد مردم در عکس باشد. این کسی بیشتر شبیه عکسهای معماری شده.
یک مورد دیگه اینکه الان این عکس سیاه سفیده به عنوان یک نمونه موفق عکس اجتماعی اینجا گذاشته شده؟ در مورد ارزش عکسهایی که اولینها در هر ژانری هستند با هم بحثی نداریم. در تمام زانرهای هنری هم همین است. مثل نقاشی! یا ارزش این عکسها به عنوان معدود منابع بصری شناخت مردم انروزها هم قابل قبول است. اما بنظرم این عکس یا عکسهای مشابه از نظر فنی در مقایسه با عکسهایی که خیلی اماتورها ایروزها با موبایلشان میگیرند چیزی برای گفتن ندارند!
آقا !!!!
لطفا دست بردارید!
حالا دیگه به معروفترین عکس تاریخ عکاسی خیابانی ایراد میگیرید؟! به معروفترین و معتبرترین عکاس تاریخ عکاسی؟!
دوست عزیز!
بهتره به جای این حرفها که گفتنش سادهاست از کنار گود، کمی روی کار عکاسی خود تمرکز کنید و عکس بگیرید. این تمرین به مراتب بهتری است، ما هم عکسهای شما را میبینیم یاد میگیریم، و متاسفانه برسون درگذشته وگرنه ایشان هم یاد میگرفت!
واقعیت همین هست آقای کورش! ارزش کار افرادی که در حرفه خودشون اولین بوده اند جای خود. احترامی هم که برایشان قایل میشویم جای خود. حتما در زمان خودشان هم بهترین بوده اند.
اما چیز عجیبی نیست که الان با وجود اینترنت، آموزش ارزان و فراگیر، این همه فروم، ابزاری که اصلا قابل مقاییه با گذشته نیست، افزایش سواد و تحصیلات افراد انتظار بیشتری از عکاسهای جدید داشته باشیم.
شما این نامها را از روی این عکسها بردارید آنوقت جایگاهی که دارند را خیلی راحت از دست خواهند داد. شاید این ژانر مثال مناسبی نباشد چون در کنار کار هنری و فنی عکاس لحظاتی ثبت میشود که از نظر جامعه شناسی، سیاسی، اجتماعی و... بسیار با ارزش است و تکرار شدنی نیست. ژانرهای دیگر هنر عکاسی موضوع را بشتر قابل لمس میکند. برای مثال عکاسی عکاسی منظره! در این ژانر هم عکاسهای بزرگی در گذشته داریم ولی آیا اگر نامشان را از روی عکسهایشان برداریم کارهایشان قابل مقایسه با متوسط عکسهایی که هر روز در 500px ثبت میشود خواهد بود؟ نمیخواهید بگویید که جنبه هنری و فنی عکاسان ژانر خیابانی متفاوتند که؟ یا بگویید دیگر ژانرها بجز خیابانی عکاسان خوبی نداشتند که؟! ارزش هنری و فنی عکاسی خیابانی هم مثل باقی ژانرها است.
این داستان اسطوره سازی و قداستی ما برای گذشته گان قایلم هم برای خودش داستانی دارد که جایش اینجا نیست.
در مورد پیشنهادتون در مورد کادرهای خودم هم ممنون. به اندازه خودم روشان کار میکنم خیلی نقصهایش را هم میدانم و به اندازه حوصله و وقتم رویشان کار میکنم ولی داستان نقد عکس های دیگر هم جای خود. اما اگر تمرین روی کادر خودمان بهتر باشد که باید نقد را کلا کنار بگذاریم چون هیچ کادری بی نقص نیست.
نه جناب واقعیت این نیست .
متاسفانه واقعیت این است که ما برای نقد اول باید موضوع را بشناسیم و حداقلها را دارا باشیم . نه همینطوری بدون اطلاع یک چیزی بگوییم و برویم و بگوییم نقد کردیم .
نقد اصولی دارد . همینطوری نیست . چیزی که جایگاه نقد را در کشور ما خدشهدار کرده ، همین بی اصولی مطلق آن است . یا یک جور تسویهحساب است یا حتی اطلاعات پایه را هم ندارد منتقد . بعد میآید میگوید لنگش کن . بعد تعاریف پایه را نمیداند و اصلن موضوع را درست نمیشناسد !!
صحبتهای شما در مورد جایگاه هنر و اعتبار هنرمند ، کلن نادرست است . بدون تعارف .
نه دوست عزیز .
هنر ، تکنیک و فن نیست . وگرنه با یک اپ میشود این ها را خلق کرد . مساله آن اندیشه ، قدرت تفکر و خلاقیت اثر هنری است که این با هیچ اپ و برنامهای دستیافتنی نیست .
وقتی شما در مورد کارتیه برسون و اثر جاودان او چنین میگویید ، خب معلوم است که متوجه مساله نشدهاید .
الان بسیاری از نقاشان شاید توانایی بیشتری در تکنیک و قلم از پیکاسو داشتهباشند . ولی هیچکدام قدرت تخیل و تصویرسازی و خلاقیت او را ندارند .
بعد شما صحبت از تکنیک و فن میگویید ؟! یعنی واقعن خلق یک اثر هنری به تکنیک و فن است ؟ پس بیخود نیست توی این مملکت همه دنبال دوربین فلان هستند و خیال میکنند دوربین را گرفتند با فوکوس فلان ، پس شدهاند هنرمند !!!
بیخود نیست در این مملکت بیشتر از هنرمند منتقد وجود دارد !
سلام
چندان با نظر جناب دانشپایه موافق نیستم. کارهای خیابانی آنری کارتیه برسون (و همچنین پرتره هایش از چهره های مشهوری مانند سموئل بکت و مهاتما گاندی و ...) ، صرفنظر از زمان ثبت شان، از بهترین آثاز ژانر خودشان هستند.
اگر عکاسی را به عنوان هنر بپذیریم (حداقل بخشی از آن را)، نمی توانیم برای اثر هنری تاریخ مصرف قائل شویم. همانطور که نمی توان گفت آثار ون گوگ ، سزان یا گوگن به دلیل گذشت قریب به 140 سال از تولیدشان، دیگر فقط ارزش تاریخی دارند، بوف کور هدایت یا ملکوت صادقی به دلیل گذر زمان و ظهور نویسندگان جدیدتر، دیگر فاقد ارزش هنری هستند، کارهای برسون (و بسیاری از عکاسان هم عصر او) را نیز نمی توان فاقد ارزش هنری یا باطل شده قلمداد کرد.
ارادتمند
فایل پیوست 73488
Canon 70D,EFS 10-18, f:6.3,ISO:1600,1/10
امروز فرصتی شد کمی در مورد این عکاس بخصوص کمی مطالعه کنم. به اسم ایشونو نمیشناختم هرچند عکسهایش را زیاد دیده بودم.
بنظر من کارهای ایشان کارهای بسیار قویی هستند در کنار ارزش غیر هنری بسیار که برای این کارها میشود در نظر گرفت (به عنوان منابع بسیار با ارزش از مردم و زندگی اجتماعی انروزها یا ارزش کلکسیونی و ...) کارهایش از نظر هنری هم با محتوی و قوی بود (البته در حد دانش من). اما نظر من در مورد این عکس بخصوص که بحث را به اینجا کشاند هنوز همان است. نقدها و تحلیلها در مورد این عکس بخصوص زیاد است. موضوعات ریز و جالب زیادی از این عکس استخراج کرده اند اما، (به عنوان یک ناظر بی طرف که در مورد این ژانر بخصوص تجربه و مطالعه ویژه ای ندارم) چیز خاصی در این عکس نمیبینم که در عکسهای دیگر ان موضوع را حتی کاملتر بیان نکرده باشند! عکسهای پرتره ایشان هم بدونه در نظر گرفتن اسمهای بزرگ و لحظات تکرار نشدنی و فقط از نظر هنری در مقایسه با عکاسانی که نامی از انها نمیشنویم چیز بیشتری برای گفتن ندارند. که از ایشون بتی بسازیم که نباید نقد شود!
مورد بعد اینکه من بطور کلی در مورد تاریخ مصرف هنر حرفی نزدم. در بعضی از زمینه ها این هنر به بلوغ خودش رسیده، نویسندگانی که مثال زدید نمونه خوبی هستند اما در مورد عکاسی نظر من متفاوت است. با اینکه ارزش خاصی برای عکاسان پیش کسوت بزرگ هم از نظر زحمتی که به عنوان شروع کننده یک سبک عکاسی خاص کشیده اند و هم از نظر هنری قایل هستم اما کار شاگردانشان را یک سر و گردن بالاتر میبینم!
من نظری در مورد ابزار و تکنیکهای فنی که به ابزار مربوط میشود ندادم. بدیهی است که حتی موبایلهای این روزها از دوربینهای حرفه انروزها عکسهای بهتری بگیرند. اتفاقا منظورم همان بعد هنری عکسها بود. چه موضوعی باعث فکر کنید خلاقیت مربوط به ان ادمها و انروزگار بوده و بس؟!!! چرا فکر میکنی در عکسهای که در پست قبل مثال زدم خلاقیت و هنر نیست؟ یا کمتر است؟
امروز چند مطلب کوتاه در مورد این عکاس زحماتش و این عکس بخصوص خواندم. هنوز من قانع نشده ام که این عکس که شما شاهکار میدانید یک کار قوی در این ژانر باشد. چه چیزی در این عکسومیبینید که این جایگاه را به آن میدهید؟ چون عکاسش زمانی بزرگترین عکاس فتوژورنالیسم بوده؟ چون عکسهای خوب دیگری دارد؟ این ان اصول نقدی است که میگویید؟
من چندسالی است در ایران زندگی نمیکنم و از فضای نقدی که میگویید دور هستم. ولی فکر نمیکنم گفتن این که کسی که چند سال است عکس میبیند، عکس میگیرد و مطالعه میکند صلاحیت نظر دادن در مورد عکس را ندارد و اصول نقد را نمیداند درست باشد. پس مخاطب این عکسها چه کسانی هستند؟ چه مخاطبی مصرف کننده این عکسها است که در موردش نظر بدهد؟
اين عروسک ورژن ايرانی Annabelle بوده
http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:A...2QzcZU7s9K4wdc
عرضکردم،
برای نقد اطلاعات پایه از آن هنر ضروری است. و سپس تسلط بر موضوع و ژانر. شما به گفتهی خودتان ، تا همین لحظه حتی نام این عکاس بزرگ به گوشتان نخورده بوده، و همین یکیدو روزه در مورد او کمی اطلاعات به دستآوردهاید که دو روز پیش نمیدانستید.
این به شما صلاحیت نقد در مورد بزرگترین عکاس ژانر و آثارش را نمیدهد دوست عزیز.
اگر قصد یاد گرفتن دارید و اینکه چرا این عکس مطرحاست بحثیست جدا. هم میشود منابعی معرفیکرد و هم لازماست بیشتر مطالعهکنید.
ولی اگر میخواهید بر نظر خود که ناشی از کمبود اطلاعات در این زمینهاست پافشاری کنید، متاسفانه برای من، حایز ارزش و اهمیت نیست.
ایران زندگیکردن یا نکردن هم اهمیتی ندارد،
ایرانیان بر طبق منابع روانشناختی موجود، در هر کجای دنیا ویژگیهای شخصیتی و هویتی خود را حفظ میکنند و چه بسا پررنگتر از ایرانیان داخل کشور .
این ویژگی بیشتر مهاجران از ملتهای مختلف است.
من هروقت این عکس را میبینم بیشتر از هر چیز دید فوقالعادهی برسون را تحسین میکنم. دیدن اینکه پوستر اجرای پیانیست BRAILOWSKY، حرف B آن پاره شده و شبیه به Rail شده باشد و آن نردبان، همزمان با آن، دیدن تصویر زنی که رقص باله میکند و انعکاسش در آب و آنهم درخلاف جهت پرش مرد از روی آب، برای من فوق العاده جالب است.
سلام
بنده اعتقادي به بت سازي از اشخاص و نقد ناپذيري آنها ندارم. در مورد اين عكس بخصوص (كه به نظرم مشهورترين عكس خياباني جهان باشد و از طرف مجله تايم هم به عنوان عكس برگزيده قرن بيستم انتخاب شده است) مقالات زيادي نوشته شده است كه مطالعه آنها به نظرم راهگشا باشد. به نظرم اين عكس (و اصولاً بيشتر عكس هاي خياباني برسون) مصداق درخشان و بارز "لحظه قطعي" (ِDicisive Moment) است كه مهمترين مشخصه عكسهاي كانديد به خصوص كانديد خياباني است (و ابداع كننده اين عبارت نيز برسون است).
در خصوص پرتره هاي برسون هم به نظرم پرتره از اشخاص مشهوري (منظورم سلبريتي ها نيست) مانند بكت، گاندي، دالي، فلاهرتي، كامو ، ساتر و امثالهم با عكس پرتره آتليه اي از مراجعه كنندگان عادي فرق دارد و نبايد از جنبه تكنيكي مانند نحوه استفاده از فلاش هاي مختلف يا بيوتي ديش و سافت باكس به آن نگاه كرد. در پرتره نگاري چنين افرادي نخست عكاس بايد شناخت عميقي نسبت به فرد و آثارش داشته باشد و ثانياً جلساتي كه در آن عكاسي صورت ميگيرد، بايد جلسات معاشرت عميق عكاس و سوژه باشد كه در آن اولاً صميميت و اعتماد شكل بگيرد و ثانياً لحظه قطعي كه در آن روح يا هسته وجودي سوژه در چهره وي آشكار مي شود شكل گرفته و توسط عكاس ثبت شود. نمونه بارز اين پرتره ها را مي توان در پرتره گاندي (كه در آن همزمان مهرباني، عطوفت، سرسختي و مصمم بودن گاندي ديده مي شود) پرتره سالوادور دالي (كه در آن همنشيني غرابت، نبوغ و جنون ديده مي شود) و پرتره بكت ملاحظه كرد.
ارادت
فایل پیوست 73496
محله مولوی تهران - آذرماه 1394
اقای چاوشی توضیحات خوبی در مورد این عکس دادند که متوجه ان نشده بودم. شاید به این دلیل بود که انتظارم از عکس خیابانی بیشتر از ترکیبب و ارتباط بصری اجزا بود. و به دنبال تعریفی از مردم در عکس بودم. نه فقط حضور افراد بلکه تعریف و توضیحی از زندگی فردی و اجتماعی انها.
در مورد این عکس باید اعتراف کنم که ارتباط اجزا منحصر بفرد است اما هنوز تعریف پررنگی از زندگی فردی یا اجتماعی در این عکس نمیبینم. انتظار هم ندارم یک عکس در این حد که همه چیز را پوشش دهد کامل باشد. ولی با تمام این حرفها انتخاب این عکس توسط تایم به عنوان عکس قرن هنوز علامت سوال است.
اين عكس (پشت ايستگاه سنت لازار) فقط حاوي تركيب و ارتباط بصري اجزاء نيست.
ارجاع مي كنم به نوشته ي هم فرومي عزيز اخيراً غايب آقاي احمد آبائي.
فایل پیوست 73506
محله مولوی تهران - آذرماه 1394
فایل پیوست 73510
محوطه برج میلاد - تهران
درود
فایل پیوست 73549
چرت زدن این فروشنده کوچک، درست وسط هیاهوی جمعیت در بازار نجف خیلی جالب بود.
احتمالأ بخاطر کار شبانه روزی در ایام اربعین بوده!
ضمنأ اون بشکه های قرمز رنگ گلاب بودن و خیلی هم بوی خوشی داشتن. بی اختیار بیاد قمصر افتادم!
سلام
یکی از نکاتی که در تمرین و مطالعه در مورد عکاسی خیابانی در این سالها دریافتم این است که تلقی اغلب ما که ایران برای این نوع عکاسی بسیار پرخطر اما خارج از کشور بسیار آسان و سهلالوصول است، اشتباه است. جدا از مسائل مختلفی که مختص هر فرهنگ و کشوری است اما بسیاری از موارد در همه جای دنیا به یک شکل است. به دلیل ارتباط خاص این ژانر از عکاسی با سوژه انسانی و ارتباط عکاس با مردم در مکانهای عمومی، بسیاری از ویژگیهای این ژانر فرامکانی است.
تجربه این عکاس اسکاتلندی در کتک خوردن و دزدیده شدن دوربینش را اینجا بخوانید:
Street Photographer Gets Beat Up, Learns His Lesson
سلام
گمان میکنم بسیاری از ما بر این نکته متفق ایم که در مرز پر گهر، عکاسی از نگاه حکومتی امری منکر است نه مردمی! (این آخری همان ....جدا از مسائل مختلفی که مختص هر فرهنگ و ....... است که فرمودید) بنابراین لطف شما در این مورد (اولی) مرهمی بر این درد نخواهد بود. در عین حال در خود متن به خوبی اشاره میکند که رفتار و نحوۀ عکاسی ایشان منجر به برخورد شده است.
فرض بفرمایید من و برخی از دوستانم مشغول امر نا معمول یا غیر قانونی باشیم و عکاس گرامی ناگهان سر رسیده و با فلاش از ما عکاسی کند (در شب!) یا اصلاً ما مشغول کار نا معمولی هم نیستیم اما خلوت شبانۀ ما انهم با مردمک باز چشمانمان توسط نور مضحک فلاش عکاس به گند کشیده می شود! اگر من هم باشم همان بلا را سر آن موجود خنگ میاورم با این تفاوت که ای کاش به جای Instax وی مشغول عکاسی با مثلاً D750 یا 5D MK III می بود.
موافقید ؟ نگاه به عکاسی در سطح شهر (حداقل تهران) برای ما به ایران اندران بسیار نامناسب است. مدتهاست این چنین است..
اهای! آقا؟! چیکار میکنی؟ بیا اینجا ببینم...
این چیه دستت؟ خخخخخخ
آنروز شما هم به خود میگویید ایکاش چیز دیگری بود...
نگاه به عکاسی را میگویم!!!
البته زمانی که ندانی سوژه مشغول به خلاف است موضوع پیچیده تر میشود,ولی غیرازان میشه یه جور موضوع ختم به خیرشه درهرحال. چندماه پیش وارد جنگلی شدیم با یک لنز نیم متری!!! بدون اینکه متوجه باشم درخلوت جنگل عده ای درحال فرستادن فضانوردبه ماه هستند. خلاصه اینکه اینها کاملا مطمئن بودند من درحال فضولی هستم ,لذا بعداز کمی شوخی وخنده مجبورشدیم چنتا دود هم بگیریم که خیالشون راحت بشه وازخیر15میلیون تجهیزات همراهمون بگذرن. باری... دوستان اینروزها به فکر حمله گرگ نباشند,وقتی به کوه وجنگل تشریف میبریدبیشترمراقب اپولوسوارها باشید.
فایل پیوست 73850
" پیرمرد؛ خسته از زندگی، که تمام گذشته اش را در مشت گره کرده اش مچاله می کرد ... "
افغانستان - کابل .
موبایلشات
فایل پیوست 73865
سلام
Galaxy S5
فایل پیوست 73877
تشکر بابت ثبت چند سوال داشتم :
سایه ای که تو مرکز کادر ثبت شده مربوط به خودتونه ؟
چون خود بنده با اس 4 زیاد عکس گرفتم و اس 5 تا حدودی بهتر از اس 4 عکس میگیره علت کم شدن جزعیات چیه ؟ ( تو تغییر سایز ؟ )
بالا سمت راست کادرتون تو آسمون به نظر یه دسته پرنده دیده میشه درسته ؟
آسمونتون تو مانیتور من حداقل به نظر میرسه یه سری خطوط عمودی داشته باشه ( یه دست نیست باز امکان داره تو تغییر سایز این مورد اتفاق افتاده باشه )
ممنون ازنظرات دوستان ، راستش كلا من نبايد اين عكس رو اپلودميكردم. ديشب هوس كردم باوجوديكه وروجكا نميذارن لپ تاپ رو بيرون بيارم وبعدازمدتي عكسارو نگاهي بندازم كه نتيجه شم اشكالات عكس بود. شايد سرفرصت يه اديت ديگه كردم. گرچه تازه ديشب متوجه شدم عكسهاي چندوقت اخيررو كلا جي پگ گرفتم متاسفانه! به هرحال ممنون ازتوجه شما.
درود و وقت بخیر .
کابل - بهمن ماه 1394
فایل پیوست 74513