صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج : از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
Like Tree201تشکر

موضوع: نقد عکس شماره ۴۳

  1. #1
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,264
    تشکر شده
    38264
    تشکر کرده
    11584

    پیش فرض نقد عکس شماره ۴۳

    بعد از وقفه‌ای یک ساله و به علت تقاضای برخی از دوستان علاقمند به این موضوع، بحث نقد عکس‌های فروم را مجددا شروع می‌کنیم. درصورتی‌که این بحث‌ها مورد اقبال کاربران محترم واقع شود، ادامه خواهد یافت.

    همان گونه که قبلا هم ذکر شده، هدف این بحث‌ها آشنایی با نقد علمی و صحیح عکس است. دوستانی که این بحث‌ها را پی‌گیری کرده اند می‌دانند که از کجا شروع کردیم و به کجا رسیدیم. بنابراین قبل از شروع سری جدید نقد عکس‌ها، لازم است که مروری مجدد بر بحث‌های قبلی داشته باشیم. موضوعاتی مانند روش نقد، انواع نقد، ارتباط نقد عکس و ارزش گذاری آن، جایگاه خالق اثر در نقد، ارتباط عنصر روایت در عکس با نقد، زمینه اصلی و فرعی عکس، فرق نقد با نظر شخصی در مورد عکس،
    احساسات بیننده و ارزش آنها و ارتباطشان با نقد عکس،
    نیت هنرمند و ارتباط آن با نقد اثر،
    فواید نقد عکس و مباحث دیگر

    در نهایت تاکید مجدد بر این نکته لازم است که
    که من و اکثر دوستان در ابتدای راه نقد صحیح عکس هستیم. این واقعیت دو نکته را یادآور خواهد بود که اولا بدانیم راه پیشرفت در این ورطه (که فواید آن برای علاقمند عکاسی زیاد است و شاید یکی از قدم‌های ضروری برای پیشرفت باشد) با مطالعه و تلاش همراه خواهد بود و ثانیا نباید از نوشتن بهراسیم. خواندن نقدهای دیگران مفید است اما کافی نیست.
    این جا، فرصت خوبی فراهم است که بدون نگرانی، تمرین نوشتن خود را شروع کنیم. اینکه بتوانیم چیزهایی را که در مورد عکس می‌فهمیم، به صورت متن درآوریم.

    فراموش نکنیم که دقت در عکس، سعی در تحلیل و شناخت عکس و آشنایی با روش صحیح نقد، با احتمال قوی یکی از راههای موثر برای بهتر شدن عکس‌هایمان است.

    عکس چهل و سوم برای نقد و تحلیل دوستان، عکس زیر است:





    در هفته پیش روی منتظر خواندن متن‌های شما برای این عکس هستیم ...

    Silence، Kholeno، farsad و 31 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

  2. #2
    كاربر ويژه farsad آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 2006
    محل سکونت
    اینترنت
    نوشته ها
    2,131
    تشکر شده
    18479
    تشکر کرده
    7126

    پیش فرض

    اول از همه تشکر از دکتر روشن عزیز که دوباره این بخش رو راه انداختند.

    در نگاه اول عکس با یک عکس معمولی خیابانی مواجه هستیم. ولی بعد از یک یا دو ثانیه که متوجه نقاشی های روی دیوار روبرو میشویم ناگهان عکس چه از نظر بصری و چه از نظر معنایی کاملا متفاوت میشود.
    عکس فوق از سه لایه جدا تشکیل شده که به خوبی در کنار هم قرار گرفته اند. در لایه دورتر دیوار نقاشی شده و کمی گیاه که حداقل در این اندازه جزئی از نقاشی دیده میشوند. در لایه میانی زن و مردی مسن بر روی صندلی و در لایه جلو فضای سبز که به مفهومی کردن عکس خیلی کمک کرده. مخصوص جهت نشستن اونا که رو به دیوار هست. محل قرارگیری درخت عالیست و جهت آفتاب و ایجاد سایه مورد در قسمت پایین کاملا به این لایه بعد داده. در صورتیکه این سایه های مورب نبود عکس خیلی تخت به نظر میرسید.
    اگر به بررسی لایه ها به صورت کلی و مفهومی بپردازیم انسانهایی رو میبینیم که در میان توهم و واقعیت گیر افتاده اند. و مسن بودن اونها این نکته رو به ما یادآوری میکنه که سالیان زیادی رو در این میان به سر بردن و هم اکنون خسته از این سردرگمی نشسته اند و تنها کاری که میتوانند بکنند نظاره گری هست. و این که رو به دیوار نشسته اند نشان از این داره که هنوز بعد از این همه سال نمیدونند که حقیقت چیست؟ آیا این جهان هم یک نقاشی بزرگ هست؟ آیا اگر صرفا به تماشای این جهان مشغول باشیم واقعا تفاوتی بین یک گیاه نقاشی شده و یک گیاه واقعی است؟
    ولی عکس لایه ای داره که سئوالات بیشتری رو مطرح میکنه و به عکس رنگ و بوی سورئال میبخشه. اون هم نقاشی دیوار و مقداری گیاه دقیقا بر روی دیوار و پشت تعدادی گیاه هست. انگار بعد چهارمی در عکس وجود داره که وجودش کاملا این وسط حس میشه. این بعد چه معنایی میتونه داشته باشه؟ تکرار و چرخه تکراری گیر افتادن انسان ها در میان دیوارها؟ یا نشون دادن اینکه بعد دیگری هم میتونه وجود داشته باشه که باید دنبالش باشیم؟
    ولی آیا هدف عکاس هم نشون دادن مطالبی که در تفسیر فوق گفته شد بوده؟ با توجه به سابقه ای که در مورد عکاس این عکس داریم، عکس مشابه این در عکس های گذشته ایشون وجود نداره و بیشتر به عکاسی منظره می‌پردازن. ممکن هست که با توجه به نقاشی زیبای شهری بر روی دیوار، این کادر رو هم مثل منظره ای زیبا دیده باشند و ثبت کرده باشند.
    به هر حال عکس بسیار قوی ای هست میتونه شروع خوبی برای عکس های مفهومی بیشتر از ایشون باشه.

    پ.ن: مدت زیادی هست که مشغول خواندن یک کتاب در مورد نقد عکس هستم. ولی به علت تنبلی و کمبود وقت هنوز بعد از چندین ماه به وسطش رسیدم. این تقریبا اولین نقدی هست که برای عکسی مینویسم. سعی کردم از آموخته هام از کتاب فوق استفاده کنم. در قسمت اول به توصیف و ارزیابی عکس پرداختم و بعد به تفسیر عکس و در پایان هم سعی کردم که عکس فوق را در چهارچوب عکس های دیگر عکاس ببنیم.
    در کل ببخشید دیگه، تازه شروع به نوشتن کردم!
    nmroshan، Silence، R.Asgari و 19 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    فرساد غفاریان
    farsad.me
    فوتوبلاگ: TrappedLight.net

  3. #3
    Forum Moderator کوروش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    October 2011
    نوشته ها
    2,479
    تشکر شده
    17157
    تشکر کرده
    12510

    پیش فرض

    به نظر می‌آید تم اصلی این عکس ، گذشته از دست داده باشد ...
    مرد و زن مسنی که بر روی یک نمیکت آهنی با رنگ قرمز تند ، در برابر یک دیوار نقاشی‌‌شده نشسته‌اند .
    نقاشی دیوار ، حالتی باسمه‌ای و سطحی دارد . انگار دارد با همه وجود می‌گوید که این تصویری که می‌بینید ، دروغین و قلابی است !
    این تصویر نه یک گذشته باشکوه از دست رفته ، که بازنمایی دروغین و قلابی‌ای از آن است !
    همچون یک توهم ...
    فاصله بین مرد و زن ، نشاندهنده بافت فرهنگی این دوست ...
    علیرغم نسبتی که با هم دارند ، اما با فاصله از یکدیگر نشسته‌اند و تماسی فیزیکی با یکدیگر ندارند ...
    که نشاندهنده بافت فرهنگی‌ای است که این دو در آن رشد و نمو کرده‌اند که طی آن ، هرگونه تماس فیزیکی بین زن و مرد ، حتی علرغم داشتن نسبت ، با این حال همواره با شرم و آزرم همراه است ...
    فارغ از آنچه که در درون قاب می‌بینیم ،
    اما به نظرم نکته‌ای که باعث متمایز شدن این عکس خاص شده ، علیرغم نبود عمق و پیچیدگی بسیار در آن ، شکار لحظه ای مناسب است از عکاسی که هوشمندانه ، در یک لحظه صحنه را دیده و توانسته این مفاهیم را در لحظه‌ای در قاب « مشاهده » و « ادراک » کند و آن را به تصویر بکشد ...
    همین سادگی فریبنده است که نقطه قوت این عکس است ...
    چرا که با مفهوم درون عکس ، در هماهنگی و تناسب است ...
    و انسان را برای لحظه‌ای به فکر فرو می‌برد ...
    این‌که چقدر از خاطرات و گذشته ما ، تصور ماست و توهم ما ، همچون آن نقاشی دیواری باسمه‌ای روبرو ، و چقدر بر مبنای حقیقت است ؟
    nmroshan، farsad، R.Asgari و 16 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  4. #4
    كاربر فعال
    تاریخ عضویت
    August 2013
    نوشته ها
    648
    تشکر شده
    1855
    تشکر کرده
    1029

    پیش فرض

    این عکس بیانگر دو دنیای متفاوته. نمی دونیم این تفاوت چقدره ولی همه چیز از مرز سایه روشن روی چمن ها شروع می شه. سایه درخت روی قسمت روشن چمن به وضوح با سایه قسمت دیوار نقاشی شده بیانگر دو زمان متفاوت هستند. انگار جلوی تصویر یعنی ما که مخاطبیم مربوط به زمان اکنون در حال تماشای دو نفر در زمانی دیگر قرار گرفته در سایه و مظهر گذشته هستیم.
    نگاه دو نفر تلاقی داره یا اینطور تصور می شه، در دنیای رابطه ی دونفره ای که ما نمی دونیم چقدر از عمرش می گذره کنار هم کاملا مجزا از دنیایی که ما از اونجا بهشون نگاه می کنیم، پشت کردن به این آینده روشن و مشغول گدشته ای هستن که الان روبروشونه. نه یک گذشته ی خاص بلکه خیلی ساده، با دیوار گلی و سقفای چوبی و خشتی.
    در ورای دنیای امروز، تفکرات ساده و غیر مدرن اطرافیانی از ما که در حاشیه تفکرات غالب روزمره، در حاشیه به زندگی ادامه می ده. همه ی چیزی که انسان امروز نیازمنده اونه قدری سادگی هست.
    به نظر من مرز سایه روشن روی چمن ابتدای روایت عکس هست که با دو نفر شروع می شه و در تصویر دیواری به اوج خودش می رسه و در اسمان نقاشی شده تمام می شه. مقیاس نقاشی دیواری نسبت به دو نفر سوژه واقعی به نظر می یاد که کمک شایانی به عکس کرده.
    عکاس نگاه تربیت شده ای برای دیدن این لحظه داشته و دیدن این عکس اولین بار حس خوبی رو به من منتقل کرد.
    جسارت منو ببخشید که در جمع بزرگواران فروم اظهار مطلبی شده.
    nmroshan، farsad، R.Asgari و 12 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    نمی دانم.
    ژوزف لویی لاگرانژ.
    فروم از دریچه آمار



  5. #5
    كاربر بسیار فعال ata_m3 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    1,681
    تشکر شده
    4951
    تشکر کرده
    5142

    پیش فرض

    با اجازه اساتید،

    دیواری که در تصویر هست، مرز بین دو دنیای کاملا متفاوت را نشان می دهد.
    دنیای واقعی و تصویر نقاشی شده روی دیوار که ماهیت واقعی ندارد.
    دنیای زندگی شهری با دنیای زندگی روستایی.
    حتی پوشش آدمها هم قاطی نقاشی روی دیوار نشده است، که نشان از این دارد که محیط روستایی هم قوانین و فرهنگ مخصوص به خود را دارد که در قاب زندگی شهری نمی گنجد.
    زندگی در محیط شهری در جریان هست و حکایت دو نفری که روی نیمکت نشسته اند و گرم صحبت هستند و این را می شود به سادگی فهمید، اما در زندگی روستایی، نشانه هایی از وجود زندگی در آن است. ( فرش آویزان از پشت بام و نردبان تکیه داده شده به دیوار)
    تنها وجه مشترک این دو دنیا، وجود خورشید در هر دو عکس هست با زاویه های تابش متفاوت...
    nmroshan، farsad، Miri و 10 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  6. #6
    كاربر همراه حامد صفائی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2012
    محل سکونت
    Anywhere
    نوشته ها
    143
    تشکر شده
    363
    تشکر کرده
    621

    پیش فرض

    دروود
    در تصویر شاهد قرار گرفتن انواع خطوط افقی و عمودی و مورب هستیم که چشم مارا به سوی سوژه اصلی هدایت می کند ،وجود عناصر مختلفی از جمله انسان و درخت و ساختمان باعث بوجود آوردن فضای شلوغ است که هرچند عکاس با کمک گرفتن خطوط و نقاط طلایی سعی در انتقال دید ما به سوژه های اصلی دارد اما باز هم با توجه به شلوغی فضا موفق به اجرای ایه و خواسته خود نیست،
    یکی از نقاط قوت در این تصویر آن است که شاهد دو فضای مجزا از جمله فضای واقعی و شبه واقعی هستیم(نقاشی) که ذهن فرد بیننده را دچار مشغوایت می کند.
    تاکید بهره جستن از رنگ به وارد شدن در فضای احساسی کمک کرده است .عکاس در انقال معنا موفق بوده
    شاید با خلوت تر نمودن فضای شلوغ در این تصوویر عکاس می توانست بهتر عمل کند ،

    پ.ن:با توجه به اینکه اینکار رو برای اولین بار به صورت مکتوب انجام می دم خوشحال می شم اساتید بنده رو راهنمایی بفرمایند
    nmroshan، farsad، Miri و 11 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  7. #7
    كاربر همراه MohammadH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    June 2012
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    490
    تشکر شده
    3094
    تشکر کرده
    5182

    پیش فرض

    تکنیک عکاسی و نگاه تیزبینانه و سوژه جذاب.
    در دنیای صنعتی امروز و با آلودگی های کنونی و ساختمانهای سربه فلک کشیده. دیدن دیوارهای کاهگلی که تیرهای چوبی سقف آن بیرون زده، آسمانی آبی و پاک، درختانی واقعی و نقاشی! درست در کنار هم،پنجره های تو در تو و فضای سرسبزی که در پنجره درونی به نصویر کشیده شده، خطوط عمودی و افقی مورب موجود در کادر، نردبانی مورب بر لب دیوار، یک نیمکت در یک سوم سمت راست کادر و بالاخره دو نفر مسن که بر روی نیمکت و رو به این تصویر واقعی-نقاشی نشسته اند.
    دو نفری که در کنار هم در حال تماشای شاید بخشی از گذشته خود هستند. کسانی که سن و سالشان به همان دوران برمیگردد و تجربه واقعی این تصاویر را داشته اند و اکنون گویا خاطراتشان را به نقاشی کشیده اند و آنها نظاره گر خاطرات گذشته شان هستند. یا اینکه حسرتی بزرگ به دل دارند که اخرین بار کجا و کی چنین آسمان آبی بیکرانی را دیده اند که اینچنین پاک است و از زمین تا مرز آسمان، تنها یک دیوار کوتاه کاهگلی فاصله است (نه یک آُسمانخراش که برای دیدن بالای آن، کلاهمان از سر میافتد).
    دیدن زیبایی یک خاطره گذشته و رفته از یاد، اکنون در میبان انبوهی دود و سیاهی، برای این دو فرد مسن خوشایند آمده هرچند که این تصویر، یک نقاشی بوده باشد.

    حس خوب این عکس در همان نگاه اول بنده را تحت تاثیر قرار داد و جا دارد از همین جا از جناب میری عزیز بابت این قاب تیزبینانه تشکر کنم.
    همچنین تشکر از جناب دکتر روشن گرامی که بار دیگر بحث نقد عکس را راه انداختند . برای افرادی نظیر بنده که به دنبال آموختن هرچه بیشتر هستند، چه جایی بهتر از چنین مباحثی که دیدگاه ها و برداشت های مختلف عزیزان از یک عکس به رشته تحریر در میاید.
    farsad، Miri، Omidep و 5 نفر دیگر تشکر می‌کنند.



  8. #8
    كاربر فعال hossein137 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    Esfahan
    نوشته ها
    686
    تشکر شده
    4961
    تشکر کرده
    8198

    پیش فرض

    درود
    به تصوی کشیدن یک بعد دیوار در حالت سه بعدی و نگاه اون پیمرد و پیرزن به هم و کمی هم به روبه رو که شاید گذشته شون باشه به نظرم گیراترین وجه عکس هست.
    ترکیب رنگ های خوب و ادیت خیلی خوب هم بهش کمک کرده.همین طور زمان عکاسی که باعث بشه شکل سایه های منظره ی واقعی با قسمت نقاشی همخوانی داشته باشه.
    نقاشی نستالژی ای هست که فقط مربوط به اون دو نفر درون کادر نیست.همه ی ما لااقل یک تصویر کوچک از روستا در ذهنمون داریم که شبیه به این نقاشی باشه و همین باعث حس همزادپنداری ما با این دو نفر میشه.دو نفری که ممکنه دغدغه ی زندگی مدرن رو ول کردند و به تماشای گذشته شون نشسته اند.
    قصد اسطوره سازی و بالا بردن یک عکس تا ملکوت رو ندارم اما هر جور که فکر میکنم این عکس.عکس بدی نیست.و در واقع از خوب هم فراتره.تبریک به عکاس به خاطر ثبتش
    farsad، kiavash، Miri و 7 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    Canon 60D + 15-85 USM + Benro A1980T Tripod + HD2 Head + Studio flash kingston 300 J


  9. #9
    كاربر بسیار فعال Madjidm آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    بیهق
    نوشته ها
    1,119
    تشکر شده
    14866
    تشکر کرده
    7162

    پیش فرض

    سلام
    ضمن تشکر از دکتر روشن عزیز
    نگاه جستجوگر انسان اسیر در قید و بند دنیای شلوغ امروزی و در زنجیرتکنولوژی گرفتار و همچنین سعی در فرار از واقعیت حتی بصورت مجازی و غیر واقعی را در این اثر می توان یافت.
    در عین حال کاراکتر های شاخصی همچون صندلی به عنوان عنصر پایدار و محکم و افراد مسن و به خصوص پشت به دنیای واقعی نشستن و روبروی دیوار سختی، که آرزو-وار است قرار گرفتن بسیار هوشمندانه انتخاب شده همانقدر که اگر انسان پشت به نقاشی بود معنی متفاوت بود،
    پناه بردن به دنیای مجازی غیرانفورماتیک و انس با آن نیز مشهود است.
    در ضمن حضور درختان واقعی و خط درخت سمت چپ که در عین کوتاهی درخت سایه بلند آن به سمت درخت سمت راست امتداد یافته خطی قوی بوده و میتواند نشان از آینده روشن باشد

    آرزوی موفقیت برای عکاس عزیز
    nmroshan، farsad، kiavash و 9 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    گزینه تشکر برای عکس خوب است نه عکاس آشنا!
    در باره من،

    سلف پرتره ،
    گالری.

  10. #10
    كاربر همراه Danial_f4 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    افغانستان
    نوشته ها
    219
    تشکر شده
    2224
    تشکر کرده
    1612

    پیش فرض

    در نگاه اول انسجام و نظم تابش نور و سایه ها در پیش ضمینه ی تصویر بر خلاف نقاشی روی دیوار که بشکل ناشیانه ای سایه پردازی شده توجهم رو جلب کرد.
    مرکز توجه بعدی عکس نیمکت است .
    نیمکتی که پیرمرد و خانمی روی آن نشسته اند.

    پیرمرد یک پا را از صندل خود بیرون آورده و روی نیمکت گذاشته و بنوعی لم داده روی نیمکت.
    گویا چندان هم از پیشرفت و شهری شدن زندگی ناراحت نیست.
    رنگ سبز چمن ها ، تابش متمایل و نرم نور خورشید حس خوبی رو در پیش ضمینه ایجاد کرده .
    شاید هم از اینکه دیگر خبری از بالا رفتن از نردبان نیست و بجایش سوار آسانسور میشود خوشحال باشد.
    همینطور دادن قالی به قالیشویی بجای شستشو و خشک کردن دستی و خانگی!
    farsad، Miri، Omidep و 3 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    عکاسی ، ذهن و دیده و دل را در یک راستا قرار می دهد.

    Instagram

صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •