نمایش نتایج : از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
Like Tree53تشکر
  • 42 Post By nmroshan
  • 3 Post By Vahab_asefi
  • 2 Post By mehran_sh_t
  • 2 Post By Vahab_asefi
  • 3 Post By Amir Abdolpanah
  • 1 Post By mehran_sh_t

موضوع: J.P.Morgan at Society Wedding - عکاس ناشناس

  1. #1
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,263
    تشکر شده
    38302
    تشکر کرده
    11580

    پیش فرض J.P.Morgan at Society Wedding - عکاس ناشناس





    در عکس، J. P. Morgan دیده می‌شود که صورتش را با کلاه، از دید دوربین پوشانیده است. اما چیز عجیبی در عکس به نظر می‌آید: گویی اصلاً سری وجود ندارد. شاید بخاطر زاویه عکاسی، شاید بخاطر پوشش سوژه و شاید هم نور محیط. هر چه هست، عکس باعث ایجاد حس غریبی در بیننده می‌شود.
    می‌دانیم که چنین چیزی واقعیت ندارد. از سویی، عادت کرده‌ایم که عکس را آینه‌ای بر واقعیت بدانیم. این تناقض است که عکس را و این حس را عجیب می‌نمایاند.
    عکس می‌تواند اعوجاجی در واقعیت را بنمایاند و فاصله‌ای ایجاد کند بین آنچه ما از عکس دریافت می‌کنیم و آنچه که از واقعیت می‌دانیم. مانند بیماری که می‌داند توهم‌ش واقعی نیست اما آن را با تمام حواسش به صورتی واقعی حس می‌کند. جدلی ایجاد می‌گردد بین آنچه می‌داند و آنچه حس می‌کند. به همین علت توهم می‌تواند بسیار استرس‌زا باشد. و به‌‌ همان دلیل نیز این عکس استرس‌زا است و این جنبه، نقش مهمی در تأثیر زیبا‌شناسانه عکس دارد.*

    این جنبه عکاسی، یعنی ارائه تعریفی از واقعیت که با درک مستقیم حسی ما تفاوت دارد، یکی از عللی است که باعث ستایش این هنر در نزد طرفدارانش می‌گردد.
    *Barbara Savedoff, Transforming Images: How Photography Complicates the Picture, Cornell University Press, 2000



    این مطلب، بازنشر پستی است که قبلا در وبلاگ منتشر کرده بودم
    Amir Mohebi، ME، A_Maddah و 39 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

  2. #2
    كاربر آشنا Vahab_asefi آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2011
    نوشته ها
    40
    تشکر شده
    196
    تشکر کرده
    78

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nmroshan نمایش پست ها

    عکس می‌تواند اعوجاجی در واقعیت را بنمایاند و فاصله‌ای ایجاد کند بین آنچه ما از عکس دریافت می‌کنیم و آنچه که از واقعیت می‌دانیم. مانند بیماری که می‌داند توهم‌ش واقعی نیست اما آن را با تمام حواسش به صورتی واقعی حس می‌کند. جدلی ایجاد می‌گردد بین آنچه می‌داند و آنچه حس می‌کند. به همین علت توهم می‌تواند بسیار استرس‌زا باشد. و به‌‌ همان دلیل نیز این عکس استرس‌زا است و این جنبه، نقش مهمی در تأثیر زیبا‌شناسانه عکس دارد.*[/FONT][/COLOR][COLOR=#555555][FONT=tahoma]
    این جنبه عکاسی، یعنی ارائه تعریفی از واقعیت که با درک مستقیم حسی ما تفاوت دارد، یکی از عللی است که باعث ستایش این هنر در نزد طرفدارانش می‌گردد.
    با سلام؛
    در مورد خود این عکس حرفی ندارم . اما انتخاب این عکس توسط شما برای آموختن بحث دوگانگی ها و خلق واقعیات جدید از دل واقعیات موجود، به نوعی جان کلام را تصویر می کند و از این بابت، بسیار ممنونم.
    از این منظر توجه دوستان را به نکته ای موازی جلب می کنم و آن این که امروز همگی می دانیم که آن چه ما با استفاده از چشم هایمان از واقعیات پیرامون خود می بینیم به تمامی بیانگر آن چه که در جهان می گذرد نیست و این تا حدی به علت ضعف بینایی بشری و تا حدی هم به علت تصور خاص ما از محیط است. به این مسئله این را هم اضافه کنید که با آزمایشات دقیق مکانیک کوانتوم، امروز ثابت شده که در این جهان حتی نوع نگاه ناظر می تواند بر نظاره شونده، تأثیر بگذارد! چه می خواهم بگویم؟! منظور این است که گاه آن چه که دوربین به علت تکنولوژی بالای آن (مثلاً سرعت ثبت بسیار بالا یا ...) به ما عرضه می کند در حقیقت، تنها بیانگر یک افکت دوربین نیست؛ بلکه مبین جلوه ی جدیدی از واقعیات است و عکاس امروزی با دسترسی به چنین تکنولوژی بالایی به عقیده ی من یکی از وظایف مهمی که بر عهده دارد، اصولاً خلق همین واقعیات جدید است. وی باید علاوه بر ثبت آن چه که مردم عادت دارند ببینند، خلق واقعیات جدید از قلب واقعیات موجود را بدون واهمه تجربه کند و دنیای دیگری را به انسان ها نشان دهد که با چشم عادی نمی بینند.
    بگذارید ملموس تر صحبت کنم: عکاسی از فردی در حال دویدن عکس می گیرد و با تنظیم سرعت شاتر و مثلاً یک نورپردازی ویژه این عکس به صورت سایه ای دیده می شود که در آن واحد در دو مکان وجود دارد و خب چرا نه! این نگاه تازه ای است که اگر ثبت شده پس وجود هم دارد و باید جدی گرفته شود. عکاس دیگری با عکاسی از غروب خورشید و ویرایش خاص آن، رنگ هایی می آفریند که ما نمی بینیم؛ این نگاه دیگری است. عکاس دیگری (در همین انجمن) از دریچه ی بین واگون های مترو تصویر فردی را در آن سوی سکو می گیرد که با چشم عادی قابل تشخیص نیست! این فرد در همین لحظه در آن طرف وجود دارد و اگر من این عکس را ببینم بار بعد که به مترو می روم حین عبور واگن ها نگاه تازه ای را تجربه خواهم کرد.
    منتظر دیدگاه سایر دوستان هستم.
    nmroshan، Amir Abdolpanah و mehran_sh_t تشکر می‌کنند.

  3. #3
    كاربر همراه mehran_sh_t آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2010
    نوشته ها
    132
    تشکر شده
    638
    تشکر کرده
    481

    پیش فرض

    بلکه مبین جلوه ی جدیدی از واقعیات است و عکاس امروزی با دسترسی به چنین تکنولوژی بالایی به عقیده ی من یکی از وظایف مهمی که بر عهده دارد، اصولاً خلق همین واقعیات جدید است.
    دیدی که من از واقعیت دارم، اون رو معادل حقیقت می دونم، و به نظرم واقعیت (حقیقت) یکتا هستند. و با این نظر، فکر می کنم خلق واقعیات جدید نادرسته، چون در اون صورت چند واقعیت وجود داره، و این با منطق صفر و یک بنده یکسان نیست.

    بیشتر میشه گفت این عکس، مثالی که شما زدید، به نوعی انکار کننده واقعیتی هستند که در ذهن داریم، یعنی افکار و دید ما رو زیر سوال می برند، که شاید حقیقت اون چیزی نباشه که در ذهن خودمون پرورش دادیم.


    * با دیدن عکس و نوشته شما دوستان، یاد فیلمی افتادم، Blowup، از antonioni، داستان در زندگی یک عکاس می گذره، پیشنهاد می کنم ببینید، بی ربط نیست!
    nmroshan و Vahab_asefi تشکر می‌کنند.
    Mehran Sheikholeslami

    طراحی وبسایت : Mehran-SH.IR
    گالری

  4. #4
    كاربر آشنا Vahab_asefi آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2011
    نوشته ها
    40
    تشکر شده
    196
    تشکر کرده
    78

    پیش فرض

    با احترام؛
    بحث من دو بعد دارد؛ یک بُعد در مورد خلق «جلوه های جدیدی از یک واقعیت» که ما به علت عادت های بینایی یا ضعف بیناییمان، با چشم عادی قادر به دیدن آن ها نیستیم و از این نظر بند دوم صحبت شما دقیقاً منظور من بوده، پس هم عقیده ایم. اما بُعد دوم: در مورد یکتا بودن واقعیت بد نیست بدانید که اینشتین هم در این رابطه با شما هم عقیده بود و به همین دلیل هم مکانیک کونتوم را نمی پذیرفت. چرا؟ حیرت انگیز است اگر به شما بگویم که بر اساس مبانی مکانیک کوانتوم، یک الکترون در آن واحد می تواند در چند مکان وجود داشته باشد و اینشتین این را نمی پذیرفت و 10 سال آخر عمر خود را درباب این موضوع صرف نمود؛ این مسئله به طور کامل (چه نظری و چه آزمایشگاهی) ثابت شده است و مطلب از این حیرت انگیزتر خواهد شد اگر بدانید که تمام اجزای عالم از الکترون ها تشکیل شده است پس تمام جهان باید در آن واحد بتواند در جاهای متفاوتی باشد. در پاسخ این مسئله امروز نظریه ی M توانسته به لحاظ محاسباتی وجود 22 بعد را به صورت هم زمان در کنار هم اثبات کند. پس می بینید که واقعیت در جهان یکتا نیست. حال بیایید، یافته های علمی را کنار بگذاریم (که واقعاً نمی شود!) و به لحاظ عقلانی مسئله را طرح کنیم:
    شما پرتره ی جالبی از صورت یک پیرمرد در بخش دیگری در این انجمن مطرح کردید. آیا می توانید یک واقعیت یکتا در مورد حالت این پیرمرد را بیان کنید. آیا در آن لحظه این شخص می خندد؟ آیا پوزخند می زند؟ آیا عکاس را به ریشخند می گیرد؟ آیا خنده ای تلخ دارد؟ پاسخ این سؤال را «گاه» خود شخص (در این جا خود پیرمرد) هم نمی داند. در چنین مواردی ما با کدام واقعیت روبرو هستیم. واقعیات گاه چنان پییچیده می شود و ما را دچار تردید می کنند که ما نمی توانیم حتی از جایمان بلند شویم (البته شما بهتر می دانید که منظور من ابعاد معنوی هستند که در کار یک هنرمند تأثیر می گذارند) فردی شخص دیگری را شجاع می پندارد؛ آیا این طور است که دیده می شود؟ آیا فرد مقابل «حقیقتاً» شجاع است یا ادای آن را در میاورد؟ آیا این دو، دو واقعیت مختلف نیستند که شاید هر دو به طور نسبی سازنده ی حقیقتی باشند که ما از آن شخص می پنداریم؟ (توجه کنید که واقعیت با حقیقت به لحاظ معنا تفاوت دارد).
    قصد مغلطه نداشتم فقط می خواستم با این دو توجیه متفاوت ثابت کنم که واقعیت یکتا نیست و مهم تر از آن واقعیت همیشه همان حقیقت نیست. پس چه ایرادی دارد که واقعیات جدید بیافرینیم؛ شاید به حقیقت مطلق نزدیک شویم! سورئالیست ها با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود، فراواقعیت می آفریند و من اشاره کردم که می شود به طور آگاهانه با بهره گیری از تکنولوژی دوربین ها، جلوه های جدیدی از حقیقت، بلکه اصلاً واقعیات جدیدی از آن را بیافرینیم که البته در بدو امر ممکن است تا حد زیادی شانه به شانه ی سورئال هم بساید (که مهم هم نیست!)
    در آخر از بابت فیلمی که معرفی کردید بسیار متشکرم (حتماً می بینم) و برای پرهیز از زیاده گویی توجه شما را به دیدن چند عکس در این زمینه، جلب می کنم:
    «لبخند» اثر Drole Deciel
    Drole Deciel.jpg

    ردنی اسکات
    GARY DESCENDING STAIRS-Rodney Smith.jpg

    متروی زیرزمینی لندن (نام عکاس در زیر عکس حک شده)
    london-underground-1600.jpg
    nmroshan و mehran_sh_t تشکر می‌کنند.



  5. #5
    كاربر بسیار فعال Amir Abdolpanah آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,885
    تشکر شده
    20257
    تشکر کرده
    10712

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mehran_sh_t نمایش پست ها
    دیدی که من از واقعیت دارم، اون رو معادل حقیقت می دونم، و به نظرم واقعیت (حقیقت) یکتا هستند. و با این نظر، فکر می کنم خلق واقعیات جدید نادرسته، چون در اون صورت چند واقعیت وجود داره، و این با منطق صفر و یک بنده یکسان نیست.

    بیشتر میشه گفت این عکس، مثالی که شما زدید، به نوعی انکار کننده واقعیتی هستند که در ذهن داریم، یعنی افکار و دید ما رو زیر سوال می برند، که شاید حقیقت اون چیزی نباشه که در ذهن خودمون پرورش دادیم.


    * با دیدن عکس و نوشته شما دوستان، یاد فیلمی افتادم، Blowup، از antonioni، داستان در زندگی یک عکاس می گذره، پیشنهاد می کنم ببینید، بی ربط نیست!

    واقعیت نمودی از حقیقت است، ما نمی دانیم حقیقت مطلق چیست، اما واقعیت بر اساس دیدگاه ما می تواند متفاوت یا یکسان باشد. کسی که چشمش نزدیک بین است، واقعیتی که در خیابان می بیند، متفاوت است با شمایی که با چشم سالم به آن می نگرید، همین طور کسی که عینک آفتابی زده است نیز واقعیت دیگری را می بیند. حقیقت در دیدگاه های مختلف به صورت واقعیت های متفاوت متبلور می شود. همیشه در این مبحث این کلام مولانا به دهنم می آید: "هر کسی از ظن خود شد یار من" این ظن خود، همان واقعیتی است که ما از من(حقیقت) درک می کنیم. امیدوارم اصل مطلب را رسانده باشم.
    nmroshan، mehran_sh_t و Vahab_asefi تشکر می‌کنند.
    مهمتر از عکاس خوب بودن، انسان شریف بودن است.


  6. #6
    كاربر همراه mehran_sh_t آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2010
    نوشته ها
    132
    تشکر شده
    638
    تشکر کرده
    481

    پیش فرض

    ... واقعیت نمودی از حقیقت است، ما نمی دانیم حقیقت مطلق چیست ...
    ... واقعیت یکتا نیست و مهم تر از آن واقعیت همیشه همان حقیقت نیست ...
    ممنون از توضیحات شما، اشتباه من در معادل دونستن واقعیت و حقیقت بودش.
    Amir Abdolpanah تشکر می‌کند.
    Mehran Sheikholeslami

    طراحی وبسایت : Mehran-SH.IR
    گالری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •