صفحه 2 از 3 نخستنخست 1 2 3 آخرینآخرین
نمایش نتایج : از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
Like Tree151تشکر

موضوع: عکس شماره ۱۲

  1. #11
    كاربر آشنا
    تاریخ عضویت
    April 2011
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    33
    تشکر شده
    20
    تشکر کرده
    39

    پیش فرض

    کاملا با جناب آماتور موافقم + اینکه سوژه با فیگوری که مخصوص بانوان حرمسرای ناصر الدین شاه است خواسته اجبار ناگفته و تحمیلی جامعه امروزی را که زن مدرن را را وادار به قبول افکار سنتی حاکم می کند به تمسخر بگیرد. نوعی اعتراض و تمسخر به خواسته سنتی که او را مجبور به اطاعتش کرده اند
    NetNegar تشکر می‌کند.

  2. #12
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    November 2006
    نوشته ها
    231
    تشکر شده
    2140
    تشکر کرده
    817

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط uldoz نمایش پست ها
    کاملا با جناب آماتور موافقم + اینکه سوژه با فیگوری که مخصوص بانوان حرمسرای ناصر الدین شاه است خواسته اجبار ناگفته و تحمیلی جامعه امروزی را که زن مدرن را را وادار به قبول افکار سنتی حاکم می کند به تمسخر بگیرد. نوعی اعتراض و تمسخر به خواسته سنتی که او را مجبور به اطاعتش کرده اند
    من هرگز چنین عبارت ناپسندی را که شما به کار می برید، ننوشته ام و اکنون نیز تأیید نمیکنم!

    قرار نیست به بانویی که در عکس هست، هیچگونه بی حرمتی بشود!

    تقابل یا تضادی که در حالت این بانو و آستان مسجد هست، به ما این اجازه را نمیدهد که از کلمات سخیف، استفاده کنیم یا در مورد شخصیت کسی به قضاوت بنشینیم!



    .
    nmroshan، NASSIRI4080، shabab و 11 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  3. #13
    Forum Moderator mreza1001 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    3,692
    تشکر شده
    14058
    تشکر کرده
    16358

    پیش فرض

    از نظر من این صرفاً یک اسنپ شات در حد یک عکس یادگاری است.

    البته دلیلش این است که بسیاری از مواقع برای پروژه های دانشجویی در چنین شرایطی بوده ایم و از این عکس ها هم دیده ایم و هم گرفته ایم. آنقدر که می توانم نام یک ژانر عکاسی رو بهش بدم. مثلاً در مسجد-مدرسه آقابزرگ کاشان و . . . برای همین هم به نظرم یک عکس معمولی است. هرچند که می توان کلی در بارش فلسفه بافی کرد.

    مفهومی که با دیدن عکس (هرچند تکراری) به ذهنم می رسد یک چیز بیشتر نیست : تضاد
    nmroshan، gioumtell، Rouzbeh Ehsani و 4 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    محمد رضا میلانی


  4. #14
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,264
    تشکر شده
    38198
    تشکر کرده
    11584

    پیش فرض

    ۱- نکته مشترکی که در اکثر نوشته های دوستان وجود داشت، تاکید زیاد بر شرایطی بود که عکس در آن تهیه شده است. مکان خاص و شرایط ویژه ای که در آن مکان وجود داشت. در بحث‌های نقد عکس چنین زمینه‌ای را زمینه اصلی عکس می‌گویند و آن عبارت است از مکان و زمان و شرایطی که عکس در آن تهیه شده است. مشخصاً در مورد بسیاری از عکسها، تا زمانی که چنین اطلاعاتی توسط عکاس ارائه نگردد، بررسی عکس ممکن نخواهد بود و یا حداقل ممکن است راه درستی را نپیماید. مثال کلاسیک آن، عکس معروف نیک اوت از کودکانی است که پس از بمباران ناپالم ویتنام می‌گریزند.
    در مورد این گونه عکسها توجه به زمینه اصلی عکس، برای بررسی و نقد آن ضروری است و البته این اطلاعات باید از عکاس و یا افرادی گرفته شود که اطلاعات دقیقی در مورد آن شرایط داشته‌اند.
    اما بسیاری از عکسها برای نقد و بررسی نیازی به این اطلاعات ندارند. در مورد این عکس‌ها، توجه و تحلیل آنچه که در عکس وجود دارد، برای نقد و بررسی ‌اش کافی است. این زمینه را زمینه درونی عکس می‌نامند.

    در مورد عکس مورد بحث این تاپیک، هم می‌توان عکس را با توجه به زمینه درونی عکس نقد و بررسی کرد و هم می‌توان آن را با توجه به زمینه اصلی اش مورد بررسی قرار داد. نکته مهم اما آن‌ست که باید بدانیم هر دوی این نقدها ارزش دارند و اصلا موجودیت دارند.
    نوشته‌های دوستان هر دو نوع نقدهای فوق را شامل می‌شد. اغلب بر اساس احتمالاتی که از زمینه اصلی عکس می دادند، عکس را نقد کردند و برخی نیز بر اساس زمینه درونی و بدون توجه به زمینه اصلی. مهم است که بدانیم هر دو این نقدها اهمیت دارند. اما در مورد نقدهای زمینه اصلی، اطلاعات باید موثق باشد. اگر عکاس بعدا بگوید که اصلا در چنان شرایطی عکس را تهیه نکرده است، نقدهای زمینه اصلی که بر اساس آن احتمال نوشته شده بودند، درستی خود را از دست خواهند داد.

    ۲- دوست عزیزی نوشت که عکس اسنپ شات است و از این عکس‌ها زیاد وجود دارد و براحتی تهیه می‌شود و هر آنچه در موردش بگوییم فلسفه بافی است. نکته مهمی است که بدانیم بسیاری از عکس‌های معروف و مشهور و شاهکار دنیای عکاسی ظاهرا همین مشخصات را دارند. یعنی یک سوژه معمولی، یک شرایط معمولی، یک تکنیک بسیار ساده. عکس فلفل ادوارد وستون یکی از مثالهای معروف این نوع عکسهاست. یا جای دور نرویم: عکسهای فرشید آذرنگ که از داخل خانه گرفته شده است. (اگر یکی از آنها را برای نقد در این تاپیک می گذاشتم احتمالا از فروم اخراج می‌شدم!)
    در مورد این عکس‌ها اما اگر دقت بیشتری کنیم و یا به نقدهای معروف آن توجه کنیم، متوجه خواهیم شد که علیرغم اینکه در نگاه اول snapshot است اما دو ویژگی مهم دارند:
    - جزئیات و ریزه کاری‌هایی در آن عکس‌ها وجود دارد که یا ما ندیده‌ایم و یا قادر به دیدن‌شان نبوده‌ایم و همانهاست که این عکسها را از snapshot دور می‌کند و به شاهکارهای عکاسی نزدیک.
    -با اینکه ظاهرا ساده و معمولی به نظر می‌رسند اما یا نمی‌توانیم شبیه آن عکسها را بگیریم و یا این کار به سختی ممکن است.

    ۳- این عکس چرا یک عکس ساده و بی‌ارزش نیست؟ نمی‌گویم که با یک عکس شاهکار روبرو هستیم اما به جرات می‌گویم که عکس معمولی نیست و ارزش بارها دیدن را دارد.

    الف- از لحاظ تکنیکی مشکلی ندارد. فوکوس و رنگ و جزئیات خوب است. جهت نور و ترکیب بندی عکس خوب است. سوژه اصلی و بافت‌های عکس توجه را در ابتدا بخوبی جلب می‌کند. پس زمینه بعدا توجه را به خود جلب می‌کند.
    ب- سوژه اصلی و بخصوص چهره‌ای نیمه پوشیده و طرز نگاهش در عکس، قوی‌ترین جنبه عکس است. آنچه که در همان ابتدا بیننده را نگه می دارد.
    ج- پس زمینه دنیای دیگری است. اطلاعات و احتمالاتی از مکان می‌دهد.
    د- یکی از نکات دقیق عکس، زنی دیگر است که با پوششی مشابه در پس زمینه مشغول عکاسی است یا حداقل کنار دوربین و سه پایه ایستاده است. چه چیزی این عکس را از یک عکس یادگاری معمولی باز هم بسیار دور می کند؟ با دست خود، روی زن دوم را بپوشانید و مجددا عکس را نگاه کنید. چه تغییری ایجاد می‌شود؟
    قسمت زیادی از ارزش عکس در همین سوژه پس زمینه است. این زن دوم که کاری متفاوت از زن اول می‌کند. اصلا زن دومی وجود دارد؟ فکری به ذهنم خطور کرد که شاید عکاس با دوبل اکسپوز، خواسته دو چهره از یک زن را در یک عکس نشان دهد اما دقت به پوشش دو زن نشان می‌دهد که این احتمال مردود است. اما این فکر باقی می‌ماند و رهایم نمی‌کند شاید آن زن دوم، نشانگر وجه دیگری از این زن باشد. یک شخصیت پویا و فعال که خود می‌خواهد دخالت کند. در برابر زن پیش زمینه که اصلا در دنیای دیگری است. یک تفاوت مشخص در شخصیت.
    جالب آنکه چهره زن دوم را نمی بینیم. پوشش کامل دارد و حتی چهر‌ه اش نیز مشخص نیست. بر خلاف زن اول. یعنی شخصیت هر کدام نیز با نوع پوشش هر یک تناقض دارد. انتظارات قبلی ما را در رابطه با نوع پوشش و شخصیت ( فعال یا منفعل) منقلب می‌کند. و این یعنی تضاد در لایه‌ای دیگر از عکس، خود بر جذابیت‌های آن می‌افزاید.

    عکس بحران و اغتشاشی در افکار ایجاد می کند. که شاید نشانگر بحران هویت زنانه در جامعه ما نیز باشد. پیش زمینه و پس زمینه کاملا مجزایند و هر یک حرفی می‌زنند. حرفهایی که در کنار یکدیگر معنا و اهمیت می‌يابد.

    عکس فوق کار آقای روزبه احسانی است. بسیاری از کارهای دیگر ایشان نیز نشان از دقت و ریزبینی در عکاسی دارند. برای ایشان آرزوی موفقیت دارم و از اینکه اجازه دادند این عکس، علیرغم احتمالات ناگوار، موضوع بحث هفتگی ما باشد، بسیار تشکر می کنم/

    -------

    پی‌نوشت: فصل مشترک عکس‌هایی که در این سلسله بحث‌ها قرار داده می‌شوند، تنها قابلیت و گنجایش بحث هفتگی است. ادعایی نیست که همه این عکسها بسیار عالی و شاهکار هستند. این توضیح از آن جهت لازم بود که احساس می‌کنم برخی از دوستان با پیش زمینه ای از جبهه گیری به این سلسله بحثها می‌نگرند.
    همه نوشته‌های دوستان چه در رد و چه در تایید این عکسها ارزش‌مند و خواندنی هستند و همینجا از همه دوستان تشکر می کنم.
    A_Maddah، Amateur، Mashhadi Vahid و 20 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan



  5. #15
    كاربر فعال Javid آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2006
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    529
    تشکر شده
    1800
    تشکر کرده
    4245

    پیش فرض

    ضمن تشکر از جناب دکتر روشن

    بنده تا اینجای این نقد خودم را برنده می دانم به این جهت که حداقل یکی 2 نکته اصولی از نقد عکس یا خود عکاسی یادگرفتم:
    زمینه اصلی عکس
    زمینه درونی عکس
    نمی دانم شاید این موارد در رشته های هنر و عکاسی تدریس بشوند ولی یکی از مزایای این گونه مطالب آموزش مفاهیم اساسی به دسته بزرگی از علاقه مندان عکاسی است که گوش نا آشنایی با این مطالب دارند از جمله خود بنده.
    NetNegar تشکر می‌کند.

  6. #16
    كاربر آشنا
    تاریخ عضویت
    April 2011
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    33
    تشکر شده
    20
    تشکر کرده
    39

    پیش فرض

    جناب اماتور متاسفم ار سو برداشتی که از حرف بنده کردید. منظور من این بود که سوژه به عمد و برای نشان دادن تقابل فرهنگی بین انچه او می خواهد و انچه از او می خواهند این فیگور را گرفته.
    Amateur و NetNegar تشکر می‌کنند.

  7. #17
    كاربر بسیار فعال Rouzbeh Ehsani آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    Karaj
    نوشته ها
    1,221
    تشکر شده
    5444
    تشکر کرده
    8836

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nmroshan نمایش پست ها
    ۱- نکته مشترکی که در اکثر نوشته های دوستان وجود داشت، تاکید زیاد بر شرایطی بود که عکس در آن تهیه شده است. مکان خاص و شرایط ویژه ای که در آن مکان وجود داشت. در بحث‌های نقد عکس چنین زمینه‌ای را زمینه اصلی عکس می‌گویند و آن عبارت است از مکان و زمان و شرایطی که عکس در آن تهیه شده است. مشخصاً در مورد بسیاری از عکسها، تا زمانی که چنین اطلاعاتی توسط عکاس ارائه نگردد، بررسی عکس ممکن نخواهد بود و یا حداقل ممکن است راه درستی را نپیماید. مثال کلاسیک آن، عکس معروف نیک اوت از کودکانی است که پس از بمباران ناپالم ویتنام می‌گریزند.
    در مورد این گونه عکسها توجه به زمینه اصلی عکس، برای بررسی و نقد آن ضروری است و البته این اطلاعات باید از عکاس و یا افرادی گرفته شود که اطلاعات دقیقی در مورد آن شرایط داشته‌اند.
    اما بسیاری از عکسها برای نقد و بررسی نیازی به این اطلاعات ندارند. در مورد این عکس‌ها، توجه و تحلیل آنچه که در عکس وجود دارد، برای نقد و بررسی ‌اش کافی است. این زمینه را زمینه درونی عکس می‌نامند.
    سلام

    ضمن تشکر از دکتر روشن و دوستانی که عکس بنده رو قابل دونستند و وقت گذاشتند.

    با توجه به نقل قول بالا از جناب دکتر روشن، احساس میکنم وظیفه دارم برای تکمیل این تاپیک و رفع ابهام، توضیح کوچیکی (بدون ارائه تفسیر و هدفم ) تنها در مورد نحوه گرفتن عکس خدمت دوستان ارائه کنم:

    همانطور که دوستان گفتند مکان یک مکان مذهبی تاریخی بود که برای بازدید از اون، خانمها باید چادر ( که هموشون هم گل گلی بود ! ) سرشون میکردند.
    اون خانمی که در بک میبینید غریبه بود و مشغول عکاسی. در کنار تمام درگیریهایی که برای گرفتن یک عکس خوب و تنظیمات دوربینش داشت دائما مواظب چادر نه چندان اندازش بود. دائما پوزیشن عوض میکرد و فرصت چندانی برای ثبت نداشتم.
    بانویی که به عنوان سوژه اصلی میبیند، آشنا بود و در فرصت کمی که وجود داشت در پیش زمینه قرار گرفت و با پوز اختیاری شات زده شد.

    اگر فرصت بیشتری داشتم کادر بازتر را هم امتحان میکردم برای معرفی بهتر محیط ولی با توجه به نقد دوستان گویا همان طاقها و دیوار ها خدا رو شکر برای مذهبی- تاریخی بودن مکان کافی بوده است.
    nmroshan، shabab، Kourosh Kahal و 8 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    D90 18-105 / 85 1.8D / 60 2.8D / SB-900 / SB-600 x 3



  8. #18
    كاربر همراه Mohamad_Ali آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2009
    محل سکونت
    Isfahan
    نوشته ها
    438
    تشکر شده
    2211
    تشکر کرده
    5242

    پیش فرض

    عکس دارای کیفیت و نور خوبی است.به نظر میاد عکس متشکل از 2 شات باشه(البته فکر نکنم چنین باشه) عکسی که از عکاس هنگام گرفتن عکس (بالا سمت راست) و سوژه (سمت چپ) هستش که به نوعی با استفاده از لایه ها در یک عکس ادغام شده است.
    یک حس به ادم القا میشه که چادر را به نوعی متضاد میدونه باسوژه و حس اجبار وجود چادر بر سر سوژه و ناهمگون بودن ان با سوژه به چشم میاد!!! البته این نظر شخصی بنده هستش.
    در کل بنده نمره 7.5 از10 را به این عکس اختصاص میدم.
    ممنون

  9. #19
    كاربر آشنا rezaa_100156 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    August 2011
    نوشته ها
    61
    تشکر شده
    119
    تشکر کرده
    67

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sherlockHolmes نمایش پست ها
    به نظر من عکس خیلی خوبیه . یعنی بدون اینکه بخوای با آسمون ریسمون دوختن براش مضمون بتراشیم باید بگیم که این عکس هوشمندانه داره حرفش رو میزنه .حرفش اینه : اجبار برای چادر سر کردن در مکان های مقدس برای احترام به اون مکان ها میتونه نتیحه عکس بده و باعث بوجود اومدن صحنه های مضحک (مثل بکگراند) یا سو استفاده توسط ویزیوتور های شیطان بشه . تنهای عیب عکس اینه که کاش عمق میدان داشت و سوژه بکگراند یه پرده تار تر میشد تا اینقدر واضح منظور عکاس از آوردنش توی کادر کشف نمیشد . شاید سیاه سفید شدن هم بد نمیشد . (والله و اعلم !!)
    اگر باور داشته باشیم که هر جایی آداب خودش رو داره به این معنی نیست که این باعث محدودیت میشه.
    اینکه فکر کنیم اجبار یا هر کلمه ای نتیجه عکس میده شاید تصور ذهنی هر کسی می تونه باشه اما نمی تونیم ادا کنیم همین است و ولاغیر.
    تصور کنید در یک مجسل رسمی صندلی هر شخصی با توجه به جایگاهش از قبل تعیین شده باشد. آیا دیگرانی که در یک سطح باشند و جایگاه نشتنشان فرق داشته باشد باید تصور کنند به آنان بی احترامی شده و در دفعات دیگر در این مجالس مهم و رسمی شرکت نکنند؟ (بیانگر اعتراض)

    اما به نظر می رسه رعایت کردن آداب هر مکانی احترام به خود است.

    معابد دیگر، کلیساها معابد بودائیان و ... را تصور کنید. اگر آدابی برای دخول داشته باشند و شما ملزم به رعایت آن باشید آیا این کار از نگاه دیگران مضحک است؟
    m.a.i تشکر می‌کند.

  10. #20
    كاربر بسیار فعال Amir Abdolpanah آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,880
    تشکر شده
    20159
    تشکر کرده
    10688

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط rezaa_100156 نمایش پست ها
    اگر باور داشته باشیم که هر جایی آداب خودش رو داره به این معنی نیست که این باعث محدودیت میشه.
    اینکه فکر کنیم اجبار یا هر کلمه ای نتیجه عکس میده شاید تصور ذهنی هر کسی می تونه باشه اما نمی تونیم ادا کنیم همین است و ولاغیر.
    تصور کنید در یک مجسل رسمی صندلی هر شخصی با توجه به جایگاهش از قبل تعیین شده باشد. آیا دیگرانی که در یک سطح باشند و جایگاه نشتنشان فرق داشته باشد باید تصور کنند به آنان بی احترامی شده و در دفعات دیگر در این مجالس مهم و رسمی شرکت نکنند؟ (بیانگر اعتراض)

    اما به نظر می رسه رعایت کردن آداب هر مکانی احترام به خود است.

    معابد دیگر، کلیساها معابد بودائیان و ... را تصور کنید. اگر آدابی برای دخول داشته باشند و شما ملزم به رعایت آن باشید آیا این کار از نگاه دیگران مضحک است؟
    تا سنگ محک چه باشد!
    مهمتر از عکاس خوب بودن، انسان شریف بودن است.


صفحه 2 از 3 نخستنخست 1 2 3 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •