صفحه 3 از 4 نخستنخست 1 2 3 4 آخرینآخرین
نمایش نتایج : از شماره 21 تا 30 , از مجموع 39
Like Tree229تشکر

موضوع: نقد عکس شماره ۳۴

  1. #21
    كاربر فعال hossein137 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    Esfahan
    نوشته ها
    686
    تشکر شده
    4961
    تشکر کرده
    8198

    پیش فرض

    درود
    در ابتدا باید بگم که هر چند ممکنه قصد من ایجاد مخالفت ها و یا موافقت ها با پستم نبوده.ولی از بابت این گفت و گو ها خوشحالم. و این گمان من که زدن حرف هام باعث دلخوری برای عکاس و یا نقد کننده ها نمیشه به یقین تبدیل شد.پس باز هم خوشحالم

    و اما دلیل من برای زدن پستم.قسمتی از گفته های جناب Amateur بود.هر چند دکتر روشن گفته بودند که بهتره نقد های قبل رو خودنه باشیم و بعد به نقد و حرف زدن بپردازیم.راستش من کامل نخوندم نقد های قبل رو.اما تا جایی که دیدم و به صورت راندم برای حداقل شخص من.عکس های قبلی.برای نقد عکس های بهتری بودند

    این قسمتی از پست دلگرم کننده ی جناب اماتور:

    دوستان برای شرکت در این گفتگوها لازم نیست که ما حتماً استاد نقد و صاحب نظری بزرگ باشیم!
    همان گونه که دکتر روشن نیز گوشزد کردند ما اینجا گرد آمده ایم که دیدن و اندیشیدن و سنجیدن و گفتن را تمرین کنیم.
    ما اینجا هستیم که قفل سکوت را بشکنیم و جسارت بورزیم و هر آنچه که یک عکس در ما بر می انگیزد، بر زبان بیاوریم و بنویسیم.
    و اما ممکنه کمی طرز فکر من به هنر متناقض باشه به نسبت بقیه.که در اصل بقیه هستند که به قول معروف "چهار تا شلوار بیشتر از ما پاره کردند"
    در قسمتی از پست جناب روشن امده بود که:

    ۴- در برخورد با هر عکس سه اتفاق ممکن است برای بیننده رخ دهد: الف) چیزی از عکس نفهمد، ب) چیزهایی درک کند که خیلی ارتباط منطقی با عکس ندارد ج) بتواند مفاهیمی از عکس را تحلیل کند که منطقی، صحیح و مرتبط باشد.
    من فکر میکنم خودم حداقل بین دسته ی اول و یا دوم باشم.یعنی درک دسته ی سوم برای من کمی مشکله.چون اصولا" هنر برای من نوعی، ارتباط معنا داری با منطق نداره.و همین طور واژه ی صحیح.
    من هم میتونستم در بین نقد ها از تصویر معکوس شده ی عکاس درون شیشه برداشتی داشته باشم به عنوان خاطرات محو شده.یا اصلا" مبهم بودن حسی که شخص منعکس شده در رفتار خودش داره.در شخصیتی که از خودش ساخته و .... منتها دلیل این که این حرف ها رو نزدم این بود که به نظرم منطقی بود و سازگار با چشم ها و درک همه.یا حداقل بیشتر اشخاص.فکر میکنم از این بابت بهتره که اگر حرفی میزنم شما اساس رو بر "غیر منطقی بودن و صحیح نبودن " بگذارید

    اما چرا در این میانه، کاربری باید گمان کند که اظهار نظرش از سوی دیگران به کژسلیقگی و بیسوادی و دهها نسبت ناروای دیگر محکوم خواهد شد؟!!
    چه کسی گفته است که همه در اینجا فقط باید یک چیز بگویند و آن هم تحسین و تمجید هر عکسی است که دکتر روشن گرامی انتخاب میکنند؟!! و اصلاً چرا باید تا این حد از مرحله دور افتاد که خیال کرد دکتر روشن، خواهان آن هستند که هر چه خود در سر دارند، توسط دیگران حدس زده و نوشته شود؟!!
    هرگز چنین نیست!
    باز هم میگویم: ما اینجا هستیم که با هم مخالفت کنیم و بر سر اندیشه هایمان بستیزیم.
    جناب اماتور عزیز.پیش از هر چیز باید بگم که پست های شما سازگار هستند با نوع تفکر من.و از این بابت خوشحالم (تو همین پست سه بار خوشحالی ام رو بروز دادم که نشون میده اصلا" عصبانی نیستم و در کمال آرامش حرفم رو میزنم)
    پست اول من در این تاپیک و به ویزه در این بخش یک سخن محافظه کارانه بود.قبول کنید برای نظر دادن مخالف در جمعی که همه ی شان از نظر درک و سن و سال بالاتر از شما هستند.یک انتقاد تند و مخالف احتیاج به زیمنه سازی دارد.شاید اگر من اون حرف ها رو نمیزدم کاربران فکر میکردند که قصد توهین دارم.یا فکر هایی این چنین که به حق منطقی است.و برای همین کمی زمینه سازی کردم تا کسی فکر نکنه من خودم رو بالاتر از بقیه میدونم

    میگویند: «با این روند...» دوست گرامی، کدام روند؟!
    من نقد و نظر خودم را نوشتم و دیدید که یکی از دوستان هم آمد و در یک جمله و بدون اقامه ی هیچ استدلالی، همه ی آنچه را که من نوشته بودم مردود دانست و رفت. او هم حق داشت حرف خودش را بزند و برود. کسی هم گریبانش را نگرفت.
    شما از یک پست یک خطی حرف میزنید در صورتی که تا قبل از پست من.همه موافق پست شما و حدودا" هم نظر با شما بودند.
    منتها اگر خودمان به فکر برویم میبینیم که در تاپیک نقد.زیاد کسی از پست های یک خطی ناراحت نمیشود.شاید دلیلش برای من به شخصه.این هست که کسی که پست داده زیاد خودش رو درگیر موضوع نکرده.
    گفتم روند.چون ممکن هست باز هم چنین عکس هایی (من هیچ وقت به خوبی و بدی یک عکس اشاره ای نکردم.تنها گفتم که :

    ما قراره چه چیزی رو نقد کنیم؟ چه عنصر مبهمی تو این کادر قرار داره؟ آیا کارگردانی شده بوده یا اسنپ شات؟ در اصل مفهوم ها انقدر گویا و روان هست که حتی اگر اسنپ شات هم باشد ارزش این تعریف و تمجید رو داشته باشه؟
    قراره ما با نقد این عکس به چه درجه ای برسیم؟
    فرض بگیرید من از نقد هیچ چیزی نمیدونم.که حتما" هم درسته (این رو خودم هم تایید میکنم) منتها منی که هیچ چیز از نقد عکس نمیدونم.چطور با این متون میتونم پیشرفت کنم؟
    و در اصل سوال من یک جور اعلام جنگ بود برای حرف زدن.برای این که کسی من رو مجاب کنه که این تاپیک و وقتی که گذاشته میشه.به طبع نتیجه ای داره که در پسش یک عکس با مفهوم قرار داره. مثل "بوف کور" که در پسش یک انسان با رویه ای رو به ابزورد شدن.و بی خیالی و گاهی هم نا امیدی قرار داره."کتابی که بعضی ها رو با خوندنش به فکر خودکشی انداخته" برای همین انقدر در موردش حرف هست و نقد.من نمیگم که این عمل درسته.میگم اثر با ارزشی بوده که به این جا رسیده.منتها درکش برای من سخته که کسی با دیدن عکس انتخابی.به فکر خاطرات مبهمش/چهره ی پاک شده اش از دامان طبیعت و یا درگیر شدن بین دنیایی رو به مدرنیته بیفته و در اون غرق بشه.و این اختلافی هست که بین "بزرگ بودن" یک اثر هست با "خوب" بودن اثر دیگه.

    ---------------------------
    من از همان نخستین روزهای برپایی این تالار، بر این باور بوده و هستم که بهتر است عکسهای منتخب، بدون نام و نشان باشند. به دکتر روشن گرامی هم گفتم که میتوان از بین عکسهای دوستان که در انتظار تأیید و ورود به تالار عکسهای شما (مدیریت شده) هستند، هر بار یکی را شکار کرد و در این تالار به نمایش گذاشت. یعنی عکس منتخب را در تالار عکسهای شما به نمایش نگذاشت تا کاربران، متوجه نام عکاس نشوند.
    من عکس رو قبل از تاپیک نقد دیده بودم.ولی نمیدونستم عکاسش کیست.هر چند بعضی اوقات پیش زمینه ها باعث خراب شدن نقد میشوند ولی باز هم نکته ای که مهمه اینه که ممکنه بسیاری از دوستان نوید خان(از بحث نقد که بگذریم تجربه ی چند خط همکلامی با ایشان باعث ذهنیتی خوب برای من بوده.) رو دیده باشند که باز هم اگر این عکس در فضای فروم انتشار نمیشد.تشخیص عکاس اثر کار سختی نبود.
    جدا از این.باور کنید که برای من به شخصه.عکاس این عکس مهم نبود.بر فرض مثال اگر شما میگفتید هانری کارتیه (خوشبختانه یا متاسفانه در بین عکاسان مهم فقط همین شخص رو و اون هم با یک عکس میشناسم) دوباره زنده شده و این عکس رو گرفته باز هم حرف من نسبت به نقد ها و خود عکس همین بود.

    شاید اگر ایشون الان زنده بود از این که انقدر عکسش مهم و مفهومی شده سکته میکرد.

    پ.ن: ممکنه پست من غلط های املایی زیادی داشته باشه.به بزرگواری خودتون ببخشید.چون وقتی تند مینویسم معمولا" ممکنه فرصت برای فکر کردن در مورد درستی واژه ها نداشته باشم
    Amateur، ashkan 78 و darkness_land تشکر می‌کنند.
    Canon 60D + 15-85 USM + Benro A1980T Tripod + HD2 Head + Studio flash kingston 300 J


  2. #22
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    November 2006
    نوشته ها
    231
    تشکر شده
    2147
    تشکر کرده
    817

    پیش فرض

    حسین گرامی، شما و دیگر دوستانی که در این تاپیک آمدند و هر کدام به نوعی، با انتخاب این عکس برای نقد، مخالفت کردند و لب به اعتراض گشودند، در واقع به پیشبرد این گفتگو و پربار شدن این تاپیک، کمک کردند. پس درود بر شما.

    دوستان، همه باید بدانیم که حتا اگر کسی (ظاهراً یا باطناً) با عصبیت و گارد بسته، وارد گفتگویی میشود، این ماییم که میتوانیم برخورد تند او را به چالشی تازه که در خدمت بحث باشد، بدل سازیم و یا اینکه بیهوده با او درآویزیم و غائله برپا کنیم و به بیراهه برویم!

    پس نگران نباشید و بگذارید هر کسی به شیوه ی خودش وارد بحث شود. (البته حدود ادب که مشخص است) به راستی، این نگرانی نابجاست که بخواهیم هر بانگ ناسازی را فوراً بخوابانیم. اگر مخالف و معترضی نباشد که بقول معروف: علی میماند و حوضش!

    و اصلاً چرا باید از ستیز اندیشه ها بیمناک باشیم؟!
    برخلاف آنچه که یکی از دوستان، گمان کردند ما نه از سخنانشان «ناراحت!» شده ایم و نه ایشان در این بحث «مشکل آفرین!» بوده اند. مخالفت ایشان چون اشاره و تلنگری، باعث شد بسیاری سخنان دیگر گفته شود که بر ارزش این تاپیک بیافزاید.

    و اما اینکه گفته شد عکسهای بسیار دیگری بهتر از این عکس بودند که دکتر روشن میتوانستند برگزینند، باید بگویم که انتخابهای ایشان به نظر من بسیار ویژه و هوشمندانه و از سر نکته سنجی است. بهترین دلیلش همین گفتگوی گرم و سازنده که اکنون بخاطر این عکس، درگرفته است.
    اگر عکسی جز این عکس در میان بود که همه به زیبایی و گیرایی اش باور داشتند، آیا سخنی برای گفتن و اندیشه ای برای گستردن، باقی میماند؟!

    خاصیت این عکس، آن است که برای نقد، ایجاد چالش میکند و تفکر و تعمق می طلبد. به نظر من عکسی، موفق است که گروهی را شیفته میسازد و گروهی را بیزار. عکسی، موفق است که هر کسی را به طریقی، جذب خود میکند: یکی را از سر عشق، یکی را از سر نفرت، یکی را از سر شگفتی و یکی را...
    این که چیزی را همه مطلقاً دوست می دارند و می خواهند، باید ایراد و اشکال آن چیز دانست، نه امتیازش!

    عکس مورد نظر که البته باید گفت در ویرایش آن کوتاهی شده (چه بسا اصلاً ویرایش نشده باشد)، از این امتیاز برخوردار است که قابلیت نقد و بررسی دارد و بحث در مورد آن میتواند ما را به چشم اندازهای بسیاری ببرد، چنان که دیدیم.

    اما اینکه گفتم در ویرایش عکس، کوتاهی شده به این دلیل است که تصویری با اینهمه عناصر فرسوده و چشم گریز و محو، دیگر خودش نباید محو و تخت باشد!
    حداقل باید کاری کرد که از محوی تصویر، اندکی کاسته شود. چرا که محو بودن و تخت بودن عکس، بیننده را در نگاه نخست، فراری میدهد و چشم را درگیر خودش نمیکند.

    نام عکاس را هم که دیگر فقط خواجه ی شیراز نمی داند. (خنده)



    --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    روی سخن من در این جمله: «دوستان، همه باید بدانیم که حتا اگر کسی...» با هیچیک از دوستانی که در این تاپیک، سخن گفتند نبود!
    بلکه بدترین حالت وارد شدن یک شخص فرضی به یک گفتگو را مثال زدم که چگونه میتوان از آن بهره برداری درست کرد!
    ویرایش توسط Amateur : Friday 5 April 2013 در ساعت 01:18 دلیل: افزودن پاسخ به پیام زیر .
    nmroshan، kouhsar، ashkan 78 و 1 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  3. #23
    كاربر همراه darkness_land آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    اهواز
    نوشته ها
    494
    تشکر شده
    1064
    تشکر کرده
    4871

    پیش فرض

    خوب دیگه بصورت جد این نقد داره به حاشیه میره ، البته بنده خوشحال شدم که از گارد بسته و
    رفتار زننده بنده به رشد کمال نقد رسیدید (من که متوجه این رفتار از خودم نشدم !!!) به هر حال
    بنده نه گاردی گرفته بودم و نه بصورت زننده مطلبی رو بیان کردم که اگه این جوری بوده من شرمنده
    همه شما دوستان هستم و باید بنده رو ببخشید ، اما این که بنده نظر خودمو گفتم بازهم میگم که
    نه به عکس نه به نقد نظر ندادم من به نوع نقد کردن نظر دادم ، من فقط گفتم چرا تمامی نقدها تقربیاً
    شبیه و از یک زاویه انجام شده ، حالا من مدام میگم که دوست داشتم نقد های متفاوت تری ایراد میشد
    که بیشتر با زاویه های ریز نقادی آشنا بشم دوست گلم جناب آماتور (البته مشخصه حرفه ای هستن !!!)
    میفرمایند که گارد من بسته هستش !!!
    بخدا هم همه شما رو و هم این تالار رو بیش از حد تصور دوست دارم ، کوچیک شما پیمان

    توضیح : گویا بنده پست آخر دوست عزیزم آماتور رو اشتباه برداشت کردم و خطاب ایشون بنده نبودم
    من اشتباه کردم !!!
    ویرایش توسط darkness_land : Friday 5 April 2013 در ساعت 01:52

  4. #24
    كاربر فعال Moty آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2011
    محل سکونت
    آمل
    نوشته ها
    713
    تشکر شده
    2366
    تشکر کرده
    3483

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط darkness_land نمایش پست ها
    خوب دیگه بصورت جد این نقد داره به حاشیه میره ، البته بنده خوشحال شدم که از گارد بسته و
    رفتار زننده بنده به رشد کمال نقد رسیدید (من که متوجه این رفتار از خودم نشدم !!!) به هر حال
    بنده نه گاردی گرفته بودم و نه بصورت زننده مطلبی رو بیان کردم که اگه این جوری بوده من شرمنده
    همه شما دوستان هستم و باید بنده رو ببخشید ، اما این که بنده نظر خودمو گفتم بازهم میگم که
    نه به عکس نه به نقد نظر ندادم من به نوع نقد کردن نظر دادم ، من فقط گفتم چرا تمامی نقدها تقربیاً
    شبیه و از یک زاویه انجام شده ، حالا من مدام میگم که دوست داشتم نقد های متفاوت تری ایراد میشد
    که بیشتر با زاویه های ریز نقادی آشنا بشم دوست گلم جناب آماتور (البته مشخصه حرفه ای هستن !!!)
    میفرمایند که گارد من بسته هستش !!!
    بخدا هم همه شما رو و هم این تالار رو بیش از حد تصور دوست دارم ، کوچیک شما پیمان
    پیمان عزیز دوست خوب من
    یکی از گامهای نقد حالا هر چیزی توصیف هر انچه را که دیدیم و درک کردیم مثلا در تءاتر میشه دکور موسیقی و....... در عکس عناصر، اجزا .... نوع بافت ،خطوط ،اشکال، رنگ ، و،....... گام بعدی به نوع ترکیب بندی و چینش عناصر در کنار هم البته چینش هنری و......و در نهایت ارزیابی البته این یکی از ساده ترین انواع نقد هست خب دیگه مشکل کجاست اینکه من مبتدی حداقل عناصری که میبینم رو توصیف میکنم شبیه اساتید دیگه هست.... البته در نقد هایی که انجام شد نکات بسیار ظریفی در هر نقد بود که اگه جمع بندی بشه نکات جالبی در عکس هست
    مهم نیست این عکس شاهکار هنری هست یا نه
    مهم اینه که من مبتدی بتونم عناصری که در عکس میبینم رو روی کاغذ(البته از نوع مجازیش) پیاده کنم این خیلی مهمه چون وقتی شما یک عکس یا هر اثری رو جز به جز بررسی کنید خودش یک کلاس درس میشه برای درست دیدن و خوب عکس گرفتن حال نقد می تواند مثبت باشد و نکات مثبت عکس را در بر بگیرد یا بالعکس یا هردو
    واقعا اگه من اونجا بودم قطعا از کنار این صحنه می گذشتم چون به شخصه دنبال صحنه های خارق العاده هستم ( که هیچوقت گیر نمیاد) و یاد نگرفتم هنوز از صحنه ای ساده مفهومی ساده ببینم و ثبت کنم ....
    nmroshan، Amir Abdolpanah، mSafdel و 1 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    با احترام فراوان مرتضی صادقیان



  5. #25
    كاربر همراه mohsendm آواتار ها
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    Iran
    نوشته ها
    152
    تشکر شده
    628
    تشکر کرده
    1181

    پیش فرض

    با سلام

    قبل از شروع به نقد متوجه نکته ای شدم : چرا عکاس باید از همچین منظره ای عکس بگیره؟ علت کشش فرد عکاس برای گرفتن همچین عکسی چیه؟ لزوما فکر خاصی پشت عکاسی همچین منظره ای بوده یا فقط یه جور جذبه که علت مبهمی داره عکاس رو تحت تاثیر قرار داده؟

    خود من نتونستم با این عکس ارتباط برقرار کنم . از این جور عکس ها بنده در دایرکتوری خودم فراوان دارم که همچنان که دوباره به اونها رجوع میکنم از خودم میپرسم برای چه منظوری این تصویر رو بوجود آوردم...


    به نظر من این عکس حرفی برای گفتن نداره و فقط یک کنجکاوی تونسته که به خلق همچین اثری منجر بشه.

    با سپاس
    nmroshan، kiavash و AlirezaAkhlaghi تشکر می‌کنند.

  6. #26
    كاربر ويژه kiavash آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    نوشته ها
    2,036
    تشکر شده
    9000
    تشکر کرده
    8360

    پیش فرض

    درود
    خیلی ببخشید!
    چراعذرخواهی من کنم چون دردسته بندی دکترروشن گران ، جزو دسته اول هستم وبی شک میدانم که درجایگاه نقدنیستم ولیکن فقط نکته ای کوتاه به ذهنم رسیدکه گفتم بازگونمایم تا درستی یانادرستی اینگونه تفکرکردن درمورد نه تنها یک عکس ، که کلا یک کار هنری را بفهمم:
    این عکس تا انجا که من درک کرده ام ، باید مفهومی باشد(اگر کلا پیش زمینه فکریمان را در مورد این عکس کناربگذاریم به عنوان سلف پرتره) پس به دید یک عکس مفهومی!؟ سوال من همینجاست... فکرکردم اگر این عکس جای گفتگو دارد پس عکس خوبیست. وعکس خوب باید گیرا باشد یعنی در ژانرخود هدفی راکه به گردن دارد برای انتقال به بیننده، باید منتقل کند، یعنی اگرمنظره خوب است ، بادیدنش صدای وه... نیزبه گوش رسد.اگر پرتره هست هم چندلحظه ای حداقل درگیرتان کند واگرمفهومی هست که بایدپیامش رو بیننده عادی درک کند:
    پس همانگونه که من عموما عکسهای خوب را به خواهرم یا همسرم نشان میدهم وهمان عکس العمل های اشنارا میبینم،این عکس رو هم نشان دادم بدون اینکه بگویم برای نقدهست.تا ببینم چه عکس العمل وجوابی میگیرم. فقط نشان دادم. و۴ نفری که دیدند حداکثر بیش از۳ ثانیه چشمانشان را به تصویرندوختند. بعد گفتم خوب بهترببیندو بگویندازعکس چه موضوع شاخصتری را متوجه میشوند؟!
    ودراین میان فقط همسرم(که موضوع نقدرا حالا شنیده بود) صحبت ازدلمردگی وسردی عکس(باوجودگرمی رنگ المان ها)کرد.
    <<<اگرعکاس میخواست واضحترباشدیک اینه شکسته روی اولین شیشه قرارمیدادولی شیشه ، اینه محوی ست!! واین محوی در کنار دیگرشیشه های شکسته و سالم ودیوارگلی و صدالبته تصویرعکاس(که به عمدعکس روبادوربین ثبت کرده ومیتوانست ازسه پایه استفاده کند که نکرده ، پس این حتما یک موضوع مهم هست در عکس و شاید متذکرشدن اینکه این عکس درباره من-عکاس- هست) >>>
    اینها رو که گفتم باز خواستم فکر کنند ولی کردند و پیامی که به منطق من ، پیام واقعی این عکس بیاید، نبودند.
    حالا جوابی که میخواهم بشنوم جواب این پرسش است که ایا یک اثرهنری خوب نباید برای بیننده عادی خیلی سریعترازیک اثرعادی انتقال پیام کندوحداقل موضوع کلام را برساند؟ یا معیارهای یک اثرهنری خوب ویا عالی حتی، مواردی سوای این موضوع هست واین مسئله در همسایگی وحواشی دیگرمسائل اصلی خواهدبود؟
    (در پایان چیزی که من برداشت کردم ازاین عکس : همانگونه که خیلی از دوستان هم گفتند و من هم میگویم که اگردر چنین موقعیتی بودیم این دیواررا برای عکس انتخاب نمیکردیم من میگم که حتی عکاس هم اینکاررانمیکردچون صحنه گیراو قابلی نیست مگر اینکه در آن ، وبادیدن صحنه تصویرگویایی ازیک چیزخاص در ذهن عکاس متبادر گردد. و برای من این پازل با مرتبط کردن عناصر اصلی عکس که دربالا BOLD شده ذکرشون کردم، به این نتیجه برسم : که عکاس خود را در دنیایی دیده که تنها سایه ای محوازاوباقیمانده ، سایه ای شکسته در کنارشیشه های شکسته دیگرکه این را فریادمیزنند و شیشه های سالم دیگرهم انسان های محوی هستندکه درصفنددر کنار دیوارکاهگلی که اوهم فریادبازگشت سرمیدهد، بازگشت به خاک همانگونه قرن ها همه این مسیررارفته اند. وفقط شاید کورسویی ازامید درپس آن سبزه های کوچک بدرنگ (وادیت نشده) ارمیده و در اعماق قصه زندگی او هنوز کمی وجوددارد.)

    خوب این برداشت من بود ولیکن اگربیننده عادی هم برداشت کوتاه ولی کاملی ازعکس میداشت درانصورت برای من این ارتباطات هم قشنگ به نظرمیرسید( هرچنداگرازمن نمیخواستند در موردش فکرکنم ، من هم اینها رو برداشت نمیکردم.)ولی بااین اوصاف جواب سوال بالای من چی هست؟

    ممنونم وجسارت من رو ببخشید، فقط دنبال جواب سوالم بودم که گفتم برداشتم ازعکس رو هم بنویسم. باتشکر از جناب دکترروشن همچون زر.

  7. #27
    كاربر بسیار فعال amir.komeily آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2013
    محل سکونت
    نیشابور
    نوشته ها
    1,601
    تشکر شده
    6423
    تشکر کرده
    11666

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط kiavash نمایش پست ها
    حالا جوابی که میخواهم بشنوم جواب این پرسش است که ایا یک اثرهنری خوب نباید برای بیننده عادی خیلی سریعترازیک اثرعادی انتقال پیام کندوحداقل موضوع کلام را برساند؟ یا معیارهای یک اثرهنری خوب ویا عالی حتی، مواردی سوای این موضوع هست واین مسئله در همسایگی وحواشی دیگرمسائل اصلی خواهدبود؟
    من یک نکته کوچیک به ذهنم رسید اونم فقط به خاطر اینکه شما نوشتین یک اثر هنری. یک مثال میزنم امیدوارم به این عکس و جواب سوال شما هم مرتبط باشه. یک موسیقی از یک موزیسین معروف جهان ( مثلا بتهوون ) را تو ذهنتون بیارین. از دید اهل فن موسیقی خصوصا تو همون سبک، اون اثر یک اثر جاودانه در صورتی که شاید از دید یک شونده عادی، اصلا قابل تحمل نباشه. من فکر نمیکنم که یک اثر هنری حتما باید به یک مخاطب عادی پیامی منتقل کنه. امیدوارم صحبتم بی ربط نبوده باشه. سپاسگذارم
    Moty و darkness_land تشکر می‌کنند.



  8. #28
    كاربر ويژه kiavash آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    نوشته ها
    2,036
    تشکر شده
    9000
    تشکر کرده
    8360

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط amir.komeily نمایش پست ها
    من یک نکته کوچیک به ذهنم رسید اونم فقط به خاطر اینکه شما نوشتین یک اثر هنری. یک مثال میزنم امیدوارم به این عکس و جواب سوال شما هم مرتبط باشه. یک موسیقی از یک موزیسین معروف جهان ( مثلا بتهوون ) را تو ذهنتون بیارین. از دید اهل فن موسیقی خصوصا تو همون سبک، اون اثر یک اثر جاودانه در صورتی که شاید از دید یک شونده عادی، اصلا قابل تحمل نباشه. من فکر نمیکنم که یک اثر هنری حتما باید به یک مخاطب عادی پیامی منتقل کنه. امیدوارم صحبتم بی ربط نبوده باشه. سپاسگذارم
    سلام دوست من.
    نه این یک مثال صحیح نیست. ممکنه کسی راک گوش بده، یکی دیگه پاپ ودیگری کلاسیک. کسی که کلاسیک دوست داره بطور حتم ویقینا" بتهوون راخواهدپسندید. من بشخصه کلاسیک رودوست دارم بخصوص درزمانهایی خاص. ولی حتی شما که اهل کلاسیک نیستید مطمئن باشید اگریک اثر ضعیف کلاسیک را گوش کنیدخواهیدگفت اثربتهون زیباتراست.
    ممنون از توجهتان.

  9. #29
    كاربر ويژه kiavash آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    نوشته ها
    2,036
    تشکر شده
    9000
    تشکر کرده
    8360

    پیش فرض

    [[[[ یک بار کنار خانم جوانی دریک کنسرت نشسته بودم. اونت ها میخوامد وپادرسکی هم مازورکای شوپن را مینواخت. خانم جوان گیج شده بودونمی توانست بفهمدپادرسکی چکونه مینوازد زیرا انگشتان او همان نتها راکه انگشتان او سابقا" نواخته ، مینواخت معهذا درحالی که طرزنواختن اوعادی بود طرز نواختن پادرسکی الهام بخش ومافوق زیبائی بود -چیزی بودکه شنوندگان را مجذوب خودمیساخت - دست او فقط به نتها نمیخورد. باطرز خوردن انگشتان واحساس وشخصیتی کهدرنواختن نشان میداد باعث شده بود این فرق زیاد بین یک نوازنده عادی و یک نوازنده ژنی راایجادکند. حال انکه هر دو یک اثر را مینواختند. ]]]
    به نقل از دیل کارنگی
    darkness_land تشکر می‌کند.

  10. #30
    كاربر فعال Moty آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2011
    محل سکونت
    آمل
    نوشته ها
    713
    تشکر شده
    2366
    تشکر کرده
    3483

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط kiavash نمایش پست ها
    سلام دوست من.
    نه این یک مثال صحیح نیست. ممکنه کسی راک گوش بده، یکی دیگه پاپ ودیگری کلاسیک. کسی که کلاسیک دوست داره بطور حتم ویقینا" بتهوون راخواهدپسندید. من بشخصه کلاسیک رودوست دارم بخصوص درزمانهایی خاص. ولی حتی شما که اهل کلاسیک نیستید مطمئن باشید اگریک اثر ضعیف کلاسیک را گوش کنیدخواهیدگفت اثربتهون زیباتراست.
    ممنون از توجهتان.
    دوست من ببخشید که من دخالت میکنم
    ولی بحث سر سلیقه و طرفداران یک سبک خاص نیست بحث سر مخاطب عام و خاص هست که قطعا مخاطب خاص و عام سلیقه هاشون فرق میکنه اون مخاطب خاص هست که کلاسیک گوش میده و گرنه مخاطب عام موسقیش موسیقی کوچه بازاری هست
    یا یک مثال ساده تر طنزهایی که در تلویزیون ساخته میشه برای عموم هست مثل همین خنده بازار که اتفاقا مورد استقبال عامه مردم هم قرار میگیره ولی من حتی یک لحظه توش نمی خندم در حالی که تاترهایی که من میبینم یا برای اجرا میریم دقیقا قصه برعکس میشه و الزاما قرار نیست هر اثر هنری یا غیر هنری کل جامعه رو در بر بگیره و همه باهاش ارتباط برقرار کنن
    به خاطر اف تاپیک معذرت می خوام
    darkness_land تشکر می‌کند.
    با احترام فراوان مرتضی صادقیان

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1 2 3 4 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •