صفحه 2 از 4 نخستنخست 1 2 3 4 آخرینآخرین
نمایش نتایج : از شماره 11 تا 20 , از مجموع 39
Like Tree229تشکر

موضوع: نقد عکس شماره ۳۴

  1. #11
    كاربر همراه darkness_land آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    اهواز
    نوشته ها
    494
    تشکر شده
    1064
    تشکر کرده
    4871

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط hossein137 نمایش پست ها
    بنده فکر میکنم با این روند.حرفی نزنم بهتره.ممکنه بقیه.من رو به دید آدم کم ذوق/بی هنر/کج سلیقه/عکس ندیده/خارجی پسند/دنیا ندیده و ... نسبت بدند.هر چند ممکنه همه ی این ها درست باشه.
    اما فکر میکنید بالا بردن!!! یک سلف پرتره تا این حد لازمه؟ حتی اگه کار یک عکاس فوق حرفه ای باشه؟
    ما قراره چه چیزی رو نقد کنیم؟ چه عنصر مبهمی تو این کادر قرار داره؟ آیا کارگردانی شده بوده یا اسنپ شات؟ در اصل مفهوم ها انقدر گویا و روان هست که حتی اگر اسنپ شات هم باشد ارزش این تعریف و تمجید رو داشته باشه؟
    قراره ما با نقد این عکس به چه درجه ای برسیم؟
    فرض بگیرید من از نقد هیچ چیزی نمیدونم.که حتما" هم درسته (این رو خودم هم تایید میکنم) منتها منی که هیچ چیز از نقد عکس نمیدونم.چطور با این متون میتونم پیشرفت کنم؟
    خلاصه این که تعجب میکنم از درک این همه مفهوم از یک عکس که خودم هیچ کدومش رو بهش نرسیدم (این یکی هم به حتم مربوط به نداشتن ذوق هنری است)
    بنده نیز موافق هستم ، اگر نقد ها را دوباره از ابتدا بخونید میبینید که یک نقد ابتدایی و اصلی انجام شده و خیلی کامل هم
    بوده و بعد از اون نقدها همه شاخ و برگ هایی است که به نقد اول اضافه شده ، ببخشد ولی یک عکس خوب و عکسیه که
    گویا باشه نه اینکه حتماً نیاز به رمز گشایی داشته باشه ، که اگه اینطور باشه پس حتمآ نتونسته ارتباط برقرار بکنه !!!
    البته جسارت من رو باید ببخشید ولی اگه نقد اول یک نقد به شکل دیگیری بود و عکس رو با دلایلی از نظر زیبا شناختی
    تهی عنوان میکرد بازهم این همه از شیشه و ... تعریف میشد !!!
    شاید بعد از این مطلب من بین شما نباشم ! اما خدا وکیلی خوب فکر کنید !!!

  2. #12
    Forum Moderator کوروش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    October 2011
    نوشته ها
    2,479
    تشکر شده
    17157
    تشکر کرده
    12510

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط darkness_land نمایش پست ها
    ببخشد ولی یک عکس خوب و عکسیه که
    گویا باشه نه اینکه حتماً نیاز به رمز گشایی داشته باشه ، که اگه اینطور باشه پس حتمآ نتونسته ارتباط برقرار بکنه !!!
    شما با این استدلال ، بخش عظیمی از گنجینه هنری بشری رو از حیض انتفاع خارج کرده اید !
    مثلن فکر میکنم با استدلال شما سالوادور دالی ، پیکاسو ، بسیاری از هنرمندان سبک های انتزاع ، فرمالیست ، ساختارگرایان و ... همه از رده خوب بودن ، خارج شده اند ، زیرا در کار آنها ابهامی وجود دارد که گویایی مد نظر و علاقه شما را ندارد !!
    darkness_land تشکر می‌کند.

  3. #13
    كاربر ويژه QashQai آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    2,707
    تشکر شده
    10824
    تشکر کرده
    5116

    پیش فرض

    سلام سال نو همه دوستان مبارک

    داشتم از این کوچه رد میشدم دیدم صدا میاد گوش دادم صحبت هایی شده بود که ظاهرا ادامه دارد؛ یکی دو مورد برای من سوال شد. اول آنکه به نظرم صحبت های همدیگر رو بشنویم چه ایرادی داره والبته بعضی موارد شنونده بودن بهتر از گوینده بودن باید باشه حدس میزنم یعنی مدت زیادی است خودم این روش رو دارم و از مطالب دوستان استفاده لازم رو میبرم

    اما در مورد عکس من نمیدونم چرا کسی از دوستان به نقش بازتاب درخت یا درختان در این عکس اشاره ای نکرد، من هر چقدر که به عکس نگاه میکنم بیشتر و بیشتر نقش آسمان آبی و اون درخت یا درختان که بصورت پازل هایی درهم تو عکس دیده میشد به موازات نقش عکاس اونها رو میبینم البته این فقط یک حس به حساب میاد و قدرت ترجمه این حس خیلی برای من راحت نیست، یک سوال بود که به ذهنم رسید، چون ندیدم هیچکدام از دوستان صحبت از درختی کرده باشند.

    این موضوع رو بخاطر این نوشتم که به محتویات درون عکس اشاره شد، اما در نقش اجزا بازتاب شده فقط صحبت از عکاس بود حال آنکه من دنیا عکاس رو جدا از اون آسمان آبی و درخت یا درختان نمیبینم این موضوع به نظر دوستان نمیاد؟

    ممنون
    nmroshan، Mashhadi Vahid، Halalzadeh و 6 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  4. #14
    كاربر بسیار فعال Amir Abdolpanah آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,880
    تشکر شده
    20174
    تشکر کرده
    10688

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط darkness_land نمایش پست ها
    بنده نیز موافق هستم ، اگر نقد ها را دوباره از ابتدا بخونید میبینید که یک نقد ابتدایی و اصلی انجام شده و خیلی کامل هم
    بوده و بعد از اون نقدها همه شاخ و برگ هایی است که به نقد اول اضافه شده ، ببخشد ولی یک عکس خوب و عکسیه که
    گویا باشه نه اینکه حتماً نیاز به رمز گشایی داشته باشه ، که اگه اینطور باشه پس حتمآ نتونسته ارتباط برقرار بکنه !!!
    البته جسارت من رو باید ببخشید ولی اگه نقد اول یک نقد به شکل دیگیری بود و عکس رو با دلایلی از نظر زیبا شناختی
    تهی عنوان میکرد بازهم این همه از شیشه و ... تعریف میشد !!!
    شاید بعد از این مطلب من بین شما نباشم ! اما خدا وکیلی خوب فکر کنید !!!
    دوست خوبم ...

    وقتی یک قضیه ای (حالا می خواهد همین نقد عکس باشد یا اطلاعاتی در باب متافیزیک یا ...) از دیدگاه شما دچار اشکال و تزلزل است، هیچ ایرادی ندارد که قبولش نکنید. ایراد اصلی اینجاست که بر مبنای "دلم نمی خواهد"، "دوست ندارم"، "حال نمی کنم با این چیزا" سعی بر رد کردنش کنید.
    به قول جناب کوروش با یکی کلام غیر مستدل علاوه بر بسیاری از آثار هنری، بسیاری از کتاب ها و مطالبی که در مورد نشانه شناسی و دریافت پیام عکس نوشته شده است را هم زیر سوال برده اید. شاید شما هم مثل بنده بعد از خواندن چند کتاب کمی نظرتان نرم تر شود.
    nmroshan، Navid7h، kiavash و 3 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    مهمتر از عکاس خوب بودن، انسان شریف بودن است.




  5. #15
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,264
    تشکر شده
    38264
    تشکر کرده
    11584

    پیش فرض

    در ابتدای تاپیک اشاره شد که دوستان تازه‌وارد حتما بحث‌های مربوط به ۳۳ نقد قبلی را مطالعه کنند. چون بسیاری از صحبتها، قبلا تکرار شده است و مواردی که عنوان شدند قبلا مورد بحث قرار گرفته است.

    به هر حال ذکر نکات زیر خالی از فایده نخواهد بود:

    ۱- عکسهایی که در این تاپیک قرار داده می‌شوند، تنها به این علت انتخاب شده‌اند که قابلیت بحث و تحلیل را دارند. هر چند بسیاری از آنها، عکسهای خوبی نیز هستند اما این انتخاب به معنای معرفی عکسهای شاهکار نیست. فکر می‌کنم برخی از دوستان گمان می‌کنند وقتی در مورد عکسی صحبت می‌شود، آن عکس شاهکار است یا در اثر این صحبتها تبدیل به شاهکار می‌گردد.

    ۲- ارزش عکس به نوع یا ژانر آن بستگی ندارد. عکس کارگردانی شده الزاما عکس بهتری نیست. بسیاری از عکسهای شاهکار تاریخ اسنپ شات بوده‌اند و واقعا کسی نمی تواند ادعا کند که عکاس آنها، در آن لحظه با تفکرات عمیق عکس را گرفته باشد.

    ۳- نقد عکس ارتباطی با مفاهیم یا احساسی که عکاس داشته ، ندارد. لازم نیست عکاس خود به تمام مفاهیمی که در نقد عکسها گفته می‌شود، آگاه باشد.

    ۴- در برخورد با هر عکس سه اتفاق ممکن است برای بیننده رخ دهد: الف) چیزی از عکس نفهمد، ب) چیزهایی درک کند که خیلی ارتباط منطقی با عکس ندارد ج) بتواند مفاهیمی از عکس را تحلیل کند که منطقی، صحیح و مرتبط باشد.

    گروه اول منطقا نمی توانند دو گروه دیگر را به درک نادرست از عکس متهم کنند.
    کسانی قادرند که بین دو گروه دوم و سوم، افتراق بگذارند که با مفاهیم تحلیل و نقد عکس آشنا باشند.

    بسیاری از نقدهایی که در این تاپیک می‌بینید ممکن است جزو دسته دوم باشند. ولی برخی نیز ممکن است جزو دسته سوم باشند. هدف این تاپیک اصلا همین است. یعنی مفاهیم نوشته شود تا همین آسیب شناسی‌ها مشخص گردد. مشخص گردد که درک کاربران از مقوله نقد اصلا چیست. اگر نقدی می‌نویسند چقدر این نوشته صحیح است و چگونه می‌توانند خود را در این مسیر به سطح بالاتر برسانند.

    ۵- در مورد عکسی که خود گویا باشد و یا مواردی از این دست نیز، نیازی به توضیح وجود ندارد.

    ....

    منتظر تحلیل‌های دوستان در مورد عکس هستیم ....
    Amateur، QashQai، Halalzadeh و 10 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

  6. #16
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    November 2006
    نوشته ها
    231
    تشکر شده
    2147
    تشکر کرده
    817

    پیش فرض

    ببینید دوستان:
    ما هر کدام با باورها و نظرها و سلیقه های ویژه ی خودمان در اینجا گرد هم آمده ایم و قرار نیست که همه یک نقد و نظر داشته باشیم!
    تالار نقد عکس دقیقاً جایگاهی برای اختلاف نظرها و ستیز اندیشه هاست. (نمیخواهم واژه های نرمتری به کار ببرم)

    اینکه بگوییم: «عکس بد که حرفی برای گفتن ندارد و عکس خوب هم که خودش حرفش را می زند» یعنی که باید اینجا را تعطیل کنیم و برویم پی کارمان!
    چنین سخنی، ممنوعیت فکری به بار می آورد و موضوع «نقد» را از اساس زیر سؤال می برد!
    اگر قرار باشد رمزگشایی از اثر، نشانه ی نارسایی و ناتوانی اثر شمرده شود، پس دیوان حافظ را (که بیش از هر اثری، آن را پژوهیده و بدان پرداخته اند) باید نارس ترین و ناتوان ترین اثر جهان بدانیم!
    حال آنکه داستان، باژگونه ی این است.
    آنچه که در یک اثر، موجب سردرگمی و حیرانی انسانها میشود و آنها را به ژرفناها فرو میکشد، نشانگر قدرت و نفوذ و توفیق آن اثر است.
    بوف کور، شاهکار صادق هدایت را بنگرید. صدها کتاب و مقاله درباره ی این اثر صد صفحه ای نوشته شده است و هنوز هم رمزگشاییها ادامه دارند! (البته هر پژوهنده ای از ظن خود یار یا دشمن صادق هدایت شده است)

    اما چرا در این میانه، کاربری باید گمان کند که اظهار نظرش از سوی دیگران به کژسلیقگی و بیسوادی و دهها نسبت ناروای دیگر محکوم خواهد شد؟!!
    چه کسی گفته است که همه در اینجا فقط باید یک چیز بگویند و آن هم تحسین و تمجید هر عکسی است که دکتر روشن گرامی انتخاب میکنند؟!! و اصلاً چرا باید تا این حد از مرحله دور افتاد که خیال کرد دکتر روشن، خواهان آن هستند که هر چه خود در سر دارند، توسط دیگران حدس زده و نوشته شود؟!!
    هرگز چنین نیست!
    باز هم میگویم: ما اینجا هستیم که با هم مخالفت کنیم و بر سر اندیشه هایمان بستیزیم.

    میگویند: «با این روند...» دوست گرامی، کدام روند؟!
    من نقد و نظر خودم را نوشتم و دیدید که یکی از دوستان هم آمد و در یک جمله و بدون اقامه ی هیچ استدلالی، همه ی آنچه را که من نوشته بودم مردود دانست و رفت. او هم حق داشت حرف خودش را بزند و برود. کسی هم گریبانش را نگرفت.

    البته شاید بهتر بود من نقد خودم را کمی دیرتر می نوشتم تا بقول دوست دیگرمان بر این ذهنیت دامن زده نشود که تمام نقدهای پس از من، متأثر از نقد من بوده است! من چراغ اول را روشن کردم تا قفل سکوت بشکند و راستش نگران بودم که مبادا این آغاز دوباره، سوت و کور برگزار شود.

    یک نکته ی دیگر هم بگویم:
    من از همان نخستین روزهای برپایی این تالار، بر این باور بوده و هستم که بهتر است عکسهای منتخب، بدون نام و نشان باشند. به دکتر روشن گرامی هم گفتم که میتوان از بین عکسهای دوستان که در انتظار تأیید و ورود به تالار عکسهای شما (مدیریت شده) هستند، هر بار یکی را شکار کرد و در این تالار به نمایش گذاشت. یعنی عکس منتخب را در تالار عکسهای شما به نمایش نگذاشت تا کاربران، متوجه نام عکاس نشوند.

    اکنون آنچه که من گفتم، ضرورت و دلیلش دارد آشکار میشود.
    چند تن از دوستان، گرفتار این مسأله اند که این عکس، یک سلف پرتره است چون عکس را در آن تاپیک ویژه دیده اند. و این موضوع بر نگاه و نظرشان سایه افکنده است. (نام عکاس هم که میتواند جای خود را داشته باشد.)
    خوشا به حال من که بعد از نقد عکس، تازه متوجه نام عکاس و تاپیک مربوطه شدم. (کم چرخیدن در تاپیکها هم گاه نعمتی است.)

    اما باز هم برگردیم به عکس:
    جناب قشقایی عزیز به بازتاب درختها در شیشه ها اشاره کردند.
    من نیز بارتاب شاخه های درختان را دیدم و فراموش کردم از این عنصر هم نام ببرم.
    راستش را بخواهید بازتاب درختها برای من عنصری ناهمگون با عناصر مرده و واپس زده ی تصویر نبود!
    شاخه ها هم تکیده و خشکیده اند. بر شاخه ها نشانی از برگ و بار نیست. سبزی و تازگی در آنها دیده نمیشود و برای همین بود که من از یاد بردم نامی از درختان ببرم چون در نظر من آن هم یک عنصر مرده است!
    و اما آبی آسمان، چنان که باید پدیدار نیست و هیچ احساسی از گشادگی و آزادی در این تصویر محبوس، ایجاد نمیکند.
    هنوز هم تنها عنصر زنده و پویا و جاندار تصویر را بازتاب چهره ی عکاس می دانم.

    اما در پاسخ به حسین گرامی باید بگویم ما ادعا نکرده ایم که این عکس، یک شاهکار است.
    خود من زمانی که عکس را در این تاپیک دیدم، در نگاه نخست، چندان چنگی به دلم نزد. اما به یک نگاه گذرا بسنده نکردم!
    همه ی ما می دانیم که این عکس، بی روح و بی رمق و بی جان است. اما این بخاطر هجوم موجی از عناصر مرده و فرسوده و کمرنگ به چشمهای ماست.
    این گوشه که عکاس، دوربینش را به سوی آن نشانه رفته بخشی وانهاده از زندگی ما انسانهاست.
    شاید بسیاری از ما حاضر نباشیم چنین تصویری را به مهمانی سنسور دوربینمان ببریم. چون ما همیشه دنبال تصویرهایی خوش رنگ و لعاب و جاندار هستیم.
    اما عکاس این عکس چه کرد؟ بازتاب خودش را در یکی از شیشه ها یافت و این تصویر را برای ما به ارمغان آورد. این جسارت و این اندیشه، ستودنی است که یک عکاس در چنین صحنه ی نکبت زده و مفلوکی، در پی نشانی از زندگی باشد. من در واقع این جسارت و این اندیشه را ستودم.

    آری، بازتاب عکاس نیز آنگونه که ما عادت داریم ببینیم واضح و جاندار نیست. شیشه، خاکی است و آفتاب نیمروز هم سایه های تند بر چهره انداخته است. اما که چه؟! ما در مورد بازتاب، سخن میگوییم! آن هم بازتاب از یک سطح غبارآلوده و کثیف و محو. بازتاب انسان در این تصویر، باز هم به گونه ای، اسیر و قربانی عناصر مرده ی آن است!
    امیر عبدل پناه گرامی، زیبا از «خاطره» گفت.
    بازتاب چیست؟ بازتاب، اصل نیست. و خاطره چیست؟ خاطره هم اصل نیست. یادبودی از یک واقعه است. بازتاب هم یک انعکاس یا یک کپی یا یک نشان از اصل است. خود اصل نیست.
    در این عکس که پر از عناصر مرده و وانهاده و فرسوده است، این بازتاب، به کورسویی یا نشانه ای مبهم از روح زندگی میماند که میخواهد چنگ بزند و از این زندان، روزنه ای به بیرون بگشاید.
    اما این عنصر که نام «روح زندگی» به آن دادیم ببینید بر چه چیز نقش بسته است! بر عنصری فرسوده و کثیف و وانهاده و شکننده! آری شکننده! تنها عنصر زنده ی این تصویر میتواند به سادگی از هم فرو بپاشد و نابود شود.
    این نمایی از زندگی امروز ماست که دوستش نداریم و به همین خاطر است که این عکس را دوست نداریم. گناه از عکس نیست!

    سخن بر سر این نیست که عکاس میخواسته چه بگوید! این به بیراهه رفتن است! عکاس را فراموش کنید! آن تاپیک را فراموش کنید! تنها عکس را ببینید! آنگاه که عکس هست، دیگر عکاس کیست؟!!

    و اما نقد.
    دوستان، گاه این اثر است که وامدار یک نقد می تواند باشد! نقد، همیشه به معنای گزارشگری نیست! اصلاً چه فایده دارد آنچه را که همه می بینند و می دانند، ما گزارش بدهیم و بازخوانی بکنیم؟!!
    گاه نقد به اثر معنا می بخشد!
    نقد فقط برای رمزگشایی نیست! گاه این نقد است که خود ایجاد رمز و راز میکند!
    نقد را دست کم نگیرید!


    .
    nmroshan، Mashhadi Vahid، QashQai و 9 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  7. #17
    كاربر همراه darkness_land آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    اهواز
    نوشته ها
    494
    تشکر شده
    1064
    تشکر کرده
    4871

    پیش فرض

    با سلام خدمت همه دوستان و بزرگواران
    مثل اینکه از مطلبی که بنده ارسال کردم ناراحت شدید ، من فقط نظر شخصی خود را گفته و قصد
    دیگری نداشته ام ، من نقد را نفی نکردم و کوچک نشرده ام ، شاید بهتر بود مطلب رو بازتر میکردم
    که این چنین مشکل آفرین نباشد ، من شیوایی و گویایی اثر هنری را در چشم منه عامی مدنظر داشم
    البته که آثار بزرگ در نزد بزرگان همیشه جای کنکاش و جستجوی مفاهیم رو داراست اما حتماً تصدیق
    میفرمایید (بنا به عکس های برگزیده که تا کنون دیده ام) که تمامی آثار بزرگ از نظر ارتباط با مخاطب
    توانایی ارتباط با طیف گسترده ای از انسان ها از نظر دانش و فهم هنری رو داراست !!!
    در مورد دوست عزیزمون جناب Amateur هم بگم که بنده عرض کردم نقد شما کامل بود
    و هرچه بیشتر خواندم تا با ابعاد دیگری از نظرات آشنا شوم به مطلی خواصی نرسیدم و فقط ....
    به هرحال این چنینی نبود که از گفته های من برداشت شد ، اگر مطلب رو عنوان کردم با بیان کردنش
    خواستار اعلام این بودم که مبتدی مثل بنده خواهان خواندن مطلبی جدیده نه چیزه دیگری
    به هرحال از جناب دکتر روشن تشکر میکنم که چنین فضایی رو ایجاد کردن که مبتدی هایی مثل من
    استفاده کنیم و قدر شناسش هم هستیم دکتر ، و اینکه اگه باعث ناراحتیه کسی شدم منو ببخشه
    و بدونه که قصد بدی در حرف هام نداشتم.
    Amateur، QashQai و Amir Abdolpanah تشکر می‌کنند.



  8. #18
    كاربر ويژه Anoosh-Em آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2009
    نوشته ها
    2,307
    تشکر شده
    13730
    تشکر کرده
    12110

    پیش فرض

    درود


    چیزی که در این عکس برای من در نظر اول جالب بود دید عکاس بود شاید خیلی ها از کنار چنین منظری گذر کنند یا شاید برایشان عجیب باشد که فلانی دارد از چه عکس میگیرد

    گاهی بد نیست برای محک زدن خودمان با جمعی عکاس همراه شویم در همین سفرهای عکاسی ، ببینیم در همان جایی که
    ماحظور داریم چه چیزهایی توسط دیگران دیده میشود که توسط ما دیده نشده و یا چگونه آنرا به تصویر میکشند ، بنوعی محک زدن خویش


    وجود اشکال هندسی ( شیشه ها ) که مرز بین زمین و دیوار رو پوشش داده و انعکاس تصویر خود عکاس در مناسب ترین آن شیشه ها ،
    چه از نظر جایی که در کادر قرار گرفته و هم از نظر فرم و نحوه قرار گیری آن شیشه مورد نظر ، انتخاب عکاس را میرساند باعث شده با عکسی متفاوت تر
    روبرو باشیم و قدری بیننده رو در خود در گیر کند

    پروسس هم به همین صورت موجود بیشتر به حال و هوای عکس نزدیک است

    و مورد دیگر ، چالشی که در من بودجود آورد ، فکر اینکه اگر من بودم آن اسفچ سمت چپ کادر را بر میداشتم یا نه ترجیح میدادم
    بماند برای هر دو حالت هم دلائلی برای خودم دارم

    باید اعتراف کنم از نقدهای دیگران لذت بردم مخصوصا که در پس زمینه خواندن نقد ها به یک موسیقی بی کلام ملایم هم گوش میکردم ( خلوت خاکستری )
    nmroshan، Navid7h، Moty و 2 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  9. #19
    كاربر فعال aidin594 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    Sweden
    نوشته ها
    785
    تشکر شده
    4436
    تشکر کرده
    2618

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nmroshan نمایش پست ها
    .
    .
    .
    .
    ۴- در برخورد با هر عکس سه اتفاق ممکن است برای بیننده رخ دهد: الف) چیزی از عکس نفهمد، ب) چیزهایی درک کند که خیلی ارتباط منطقی با عکس ندارد ج) بتواند مفاهیمی از عکس را تحلیل کند که منطقی، صحیح و مرتبط باشد.

    گروه اول منطقا نمی توانند دو گروه دیگر را به درک نادرست از عکس متهم کنند.
    کسانی قادرند که بین دو گروه دوم و سوم، افتراق بگذارند که با مفاهیم تحلیل و نقد عکس آشنا باشند.
    .
    .
    .
    .

    من در مورد اين عكس جزو گروه الف هستم و متاسفانه بعد خوندن نقدهاي دوستان هنوز نتونسته ام كه به گروه ب يا ج صعود كنم.

    بيشتر صحبتهايي كه در نقدها در مورد اين عكس خاص شده به نوعي شمردن اجزاي تصوير و ربط دادن آنها به چيزي خارج از اين عكس بوده.

    اما چيزي كه من از اين عكس ميفهمم (نميفهمم) اينه كه دوستمون به نوعي در دام تكرار خود نگاري هاي مشابه افتاده و خواسته كه از منظري جديد وارد اين تيپ عكسها بشه.

    اجزاي هندسي؛ اسفنج؛ بازتابها؛ گياهان؛ ديوار و هرچيزي كه در اين عكس هست به نظر بنده زيبا نيستند و مهمتر از آن زيبا در كنار هم قرار نگرفته اند.

    كادر بندي اثر نيز زيبا نيست و من مخاطب نميتونم چيزي از ذهنيت عكاس متوجه بشم. (البته به جز دو سطر بالا)

  10. #20
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,264
    تشکر شده
    38264
    تشکر کرده
    11584

    پیش فرض

    در مورد
    نقل قول نوشته اصلی توسط aidin594 نمایش پست ها

    اما چيزي كه من از اين عكس ميفهمم (نميفهمم) اينه كه دوستمون به نوعي در دام تكرار خود نگاري هاي مشابه افتاده و خواسته كه از منظري جديد وارد اين تيپ عكسها بشه.


    سخن بر سر این نیست که عکاس میخواسته چه بگوید! این به بیراهه رفتن است! عکاس را فراموش کنید! آن تاپیک را فراموش کنید! تنها عکس را ببینید! آنگاه که عکس هست، دیگر عکاس کیست؟!!
    ذهنیتهای فرعی در مورد عکس را از ذهن دور کنید و تنها عکس را ببینید. ببینید که عکس چه نشانه‌هایی دارد و این نشانه‌ها چگونه در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. ببینید که آیا مجموعه این نشانه‌ها باعث ایجاد یک زبان تصویری برای ارتباط با شما می‌شوند؟ آیا می‌توانید این نشانه‌ها را در کنار یکدیگر قرار دهید تا پازل عکس حل شود؟

    - ابتدا نشانه‌ها را دریابید
    - سپس نشانه‌ها را معنا کنید
    - آنگاه آنها را به یکدیگر ارتباط دهید.
    - و در نهایت این زبان را ترجمه کنید

    لازم به تاکید نیست که همه عکس‌ها نمی توانند چنین ارتباطی را با مخاطب برقرار کنند و لازم نیست در مورد هر عکسی بتوان چنین سیری را طی کرد.

    در مورد
    اجزاي هندسي؛ اسفنج؛ بازتابها؛ گياهان؛ ديوار و هرچيزي كه در اين عكس هست به نظر بنده زيبا نيستند و مهمتر از آن زيبا در كنار هم قرار نگرفته اند.

    كادر بندي اثر نيز زيبا نيست
    زیبایی؟
    نکته مهمی است. چه تعریفی از زیبایی مد نظر شماست؟
    آیا تاکنون عکسی از مرگ یا زشتی دیده‌اید که به نظرتان عکس خوبی آمده باشد؟
    Amateur، Halalzadeh، Navid7h و 2 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1 2 3 4 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •