نمایش نتایج : از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
Like Tree93تشکر
  • 29 Post By nmroshan
  • 11 Post By Amateur
  • 4 Post By Moty
  • 1 Post By nmroshan
  • 7 Post By ahmad.abaee
  • 5 Post By کوروش
  • 2 Post By Moty
  • 6 Post By eternal
  • 17 Post By nmroshan
  • 11 Post By nimbo

موضوع: نقد عکس شماره ۳۸

  1. #1
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,264
    تشکر شده
    38183
    تشکر کرده
    11584

    پیش فرض نقد عکس شماره ۳۸

    عکس منتخب برای نقد هفته سی و هشتم، عکس زیر است:




    مشتاق خواندن تحلیل‌های شما بر این عکس هستیم ...

    Amir Mohebi، Amateur، merdax و 26 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

  2. #2
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    November 2006
    نوشته ها
    231
    تشکر شده
    2139
    تشکر کرده
    817

    پیش فرض

    در این عکس، ریل های مترو، از پیش روی ما آغوش گشاده و تا ژرفنای تصویر، امتداد یافته اند.
    این خطوط منحنی که سهم بزرگی از تصویر را به خود اختصاص داده اند، در دوردست و در یک گلوگاه با شکل نیم دایره (که باید ایستگاه باشد)، به هم نزدیک و فشرده میشوند و به آن سوی تصویر که فضایی محو و مبهم و مه آلوده دارد و انگار که دنیایی دیگر است، گذر میکنند و ناپدید میگردند.

    ساختمانهای غول پیکر در دو سوی گذرگاه، خطوط قائمی را تشکیل داده اند، اما به نظر می رسد که این آسمان خراشها بر پایه های خود نه چندان استوار ایستاده باشند! گویی که لرزشی بر اندامشان افتاده است!

    کلاً در این تصویر، کمتر عنصری را آنگونه که باید، واقعی می بینیم. مگر اندکی از ریل های جلوی تصویر.
    این عکس، عکسی از واقعیت است، اما پا را از واقعیت، فراتر نهاده است! همه ی عناصر، عناصر واقعی زندگی شهری است، ولی پیچیده در هاله ای از ابهام و بیگانگی.
    از این نمای شهری، آشنایی زدایی شده است.

    این عکس، من را یاد تصاویر کارتونی از پایان زندگی بر روی زمین می اندازد.
    به راستی هم این شهر را که نگاه می کنیم، با تمام نشانه های تمدن اش، باز هم بسیار تهی است. تهی از عنصر انسانی. از آنچه که باید باشد و نیست.
    زندگی در جریان نیست!

    شهری با این نشانه ها پیداست که تا به چه اندازه باید شلوغ و پرجمعیت باشد.
    اما شهری به این شلوغی را چگونه می توان اینهمه خلوت و خالی به تصویر کشید؟!! (این نقطه ی قوت عکس است.)
    شگفت است: این همه انسان و این همه تنهایی؟!!
    راستی که تمامی عظمت این شهر، بدون حضور انسان، چقدر خالی و هولناک است!

    تصویری که اینهمه، نگاه ما را بر سطح خود می لغزاند و به سرسره بازی می گیرد، سرانجام ما را به کجا می برد؟!
    اینهمه نشانه های صنعت و تکنولوژی که تصویر را انباشته، برای زندگی انسان است، اما انسان در این میانه، خودش کجاست؟! آیا نفس میکشد؟!

    ته تصویر، آنجا که نگاه ما در مه و شاید هم در غبار و دود، گم می شود، آیا دنیای دیگری است؟ آیا امیدی به آن سو میتوان داشت؟
    افسوس که سایه ی سیاه و عظیم آسمان خراشها که بر سپیدی و روشنایی عمق تصویر، سنگینی می کند، بن بستی برای پرواز خیال ما به فراسوی این دنیاست.
    ته تصویر هم ادامه و امتداد همین دنیاست.
    و این دنیایی است که انسان برای خودش ساخته و در آن تنهاست. آنقدر تنها که در قلب شهر و در میان دهها میلیون آدم، میتواند از ویزور دوربینش نگاه کند و هیچکس را نبیند. درست همین گونه که در عکس، پیداست.
    ویرایش توسط Amateur : Sunday 5 May 2013 در ساعت 03:53
    nmroshan، Halalzadeh، mSafdel و 8 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  3. #3
    كاربر فعال Moty آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2011
    محل سکونت
    آمل
    نوشته ها
    705
    تشکر شده
    2344
    تشکر کرده
    3424

    پیش فرض

    درود
    عکس پر است از خطوط ممتد و انحنا دار، که به کار حس حرکت و پویایی را بخشیده اند خطوط موازی که از ابتدا چشم را از پیش زمینه به انتهای ریل و تونل هدایت میکند، خطوط عمود در کناره های عکس هم به عکس ثبات بخشیده اند و هم به خاطر محو بودن خطوط حس حرکت را تقویت و همچنین حس سرعت
    ادیت به خوبی در خدمت کار بوده و فضای عکس را به کل دگرگون کرده
    فضای عکس بسیار نزدیک به فیلم های علمی تخیلی نزدیک است .. شاید سفر در زمان .... پایان دنیا و.....اما چرا?
    حس پویایی و حرکت و سرعت در این کار بسیار پرنگ می باشد و شاید حس غالب در عکس و برای همین ذهن پارا فراتر از یک حرکت ساده از یک نقطه به نقطه ای دیگر می گذارد و این حرکت را حتی در زمان و یا حتی تا انتهای زمان تصور خواهد کرد
    المان های عکس به خوبی در جای خود قرار گرفته اند
    اما به نطر من در کنار سهم زیاد ثبت در ایجاد فضا از سهم ادیت نمی توان گذشت که واقعا به گونه ای درست و هوشمندانه انتخاب شده گویی جز این ادیت ،ادیتی را تصور کرد،
    البته تونلی که در کنار تونل راه اهن که به نظر تونل برای اتومبیل هست بهتر می بود در ادیت اصلاح شود یا حذف گردد ( نظر شخصی)
    عکس مخاطب را به درون خود می برد گویی بیننده در ان قطار حضور دارد
    فضای سرد حاکم نبود المانهای حیات ....درخت، انسان ، پرندگان و... یک منظره تمام شهری پر از ساختمان های سر به فلک کشیده مشخص نبودن وسیله نقلیه و .... عکس را فارغ از زمان می کند که بیننده می تواند هر زمانی را متصور باشد برای عکس و نبود المان های حیات در عکس داستان را به گونه ای جلوه می دهد که گویی دوران دوران رباتها زندگی میکنیم و ما اخرین بازماندگان هستیم
    ساختمان هایی بلند و بی ثبات ،فضایی سرد، راهی بی انتها گویی ما را در این زندگی رباتی (ماشینی)حبس کرده و راه فراری نیست ، راههایی که ما هرروزه هزارباره انهارا طی می کنیم بی انکه از انتها اگاه باشیم زندگی که گویی همین حال نیز از اینده رباتی دور نیست روابط انسانی کم رنگ و فقط مسیرهای طولانی و ساختمان های بلند....گویا فقط در همین سایتها باید به دنبال عکسهایی از منظره گشت.... با اینکه انتهای مسیر نا معلوم است ولی گویا مخاطب در این عکس زندانی شده و راه فراری ندارد و سنگینی فضا را به خوبی حس خواهد کرد (به خاطر وجود ساختمان های بلند که بلندیشان را نمی شود حدس زدو به خاطر خطوط موازی و ممتد ذهن نا خوداگاه ساختمان هارا نیز خطوطش را در ذهن تا ناکجا امتداد می دهد)
    اثر زیبایی است از زندگی که ما کمتر به ان دچار هستیم و در اینده بیشتر گرفتار خواهیم شد عکسی که به خوبی به لایه های زیرین زندگی امروز و اینده نفوذ کرده و شاید به گونه ای نماد زندگی مدرن باشد
    زندگی پر از سرعت
    nmroshan، Dariush Chegini، eternal و 1 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    با احترام فراوان مرتضی صادقیان

  4. #4
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,264
    تشکر شده
    38183
    تشکر کرده
    11584

    پیش فرض

    برای آنکه به تحلیلی منطقی از این عکس خاص برسیم، چه مسیری را پیشنهاد می‌کنید؟
    ابتدا به چه چیزهایی باید توجه کنیم و سپس به کجا برسیم؟
    office تشکر می‌کند.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan



  5. #5
    كاربر فعال ahmad.abaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    941
    تشکر شده
    3514
    تشکر کرده
    3137

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nmroshan نمایش پست ها
    برای آنکه به تحلیلی منطقی از این عکس خاص برسیم، چه مسیری را پیشنهاد می‌کنید؟
    ابتدا به چه چیزهایی باید توجه کنیم و سپس به کجا برسیم؟
    بنظرم در مورد این عکس تحلیل فرمی مفید فایده نخواهد بود .
    باید از تحلیل فضا و حال و هوای عکس شروع کنیم .

    مثلاً اینکه این عکس را سوررئال به حساب آوریم و فضای عکس را برای نشان دادن این حال و هوای سوررئالی تحلیل کنیم .

    بنظرم عکس گوباست و به سرعت در ذهنم غرابتهای تصویری مشابه ای پیدا میکنه : شهر خیالهای کاب (با بازی دی‌کاپریو) در فیلم Inseption ، یا دنیایی خالی از سکنه ای که وال-ایی درش مشغول انجام وظیفه بود یا...
    بخصوص وال-ایی بخاطر تصویرسازی بی مانندش...

    وزنه سنگین عکس، فضا و حال و هواییه که به خوبی ایجاد و القا میکنه .
    همه چیز هم خوب انجام شده : از انتخاب کادر فاقد المان انسانی تا ادیت ته رنگ دار و فضای مه آلوده و ناواضح...

    همین دیگه :)

  6. #6
    Forum Moderator کوروش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    October 2011
    نوشته ها
    2,308
    تشکر شده
    16149
    تشکر کرده
    12167

    پیش فرض

    یکی از کهن الگوهای رایج در تفکر معاصر ، رابطه انسان است با تکنولوژی و تقابل دوگانه جاذبه/دافعه همزمانی که به آن دارد .
    این رابطه پیچیده هم او را به آینده امیدوار می کند و هم مسبب نگرانی اوست ! چون به همان سرعت که دستاوردهای علمی باعث رشد و ارتقای زندگی او می شود ، اما به همان سرعت نیز ، تهدیداتی را برای زندگی او پدید می آورد .
    یک نمونه از این نگرانی را در بسیاری از فیلم هایی که به ژانر علمی - تخیلی مشهورند و به زیرگونه پساآخرزمانی مشهورند می شود دید .

    در این ژانر تمدن بشری با دانش و تکنولوژی ای بسیار پیشرفته که در دست افراد ناسالم ، دانشمندان دیوانه و یا قدرتمندان آلوده ، گروه های تروریستی ، جنگ جهانی سوم و ... افتاده ، در معرض نابودی قرار گرفته است .

    این تصویر ، مرا به یاد الگوهای تصویری ای از این ژآنر می اندازد .
    در این گونه تصاویر ،
    یا
    _ همه جا ویرانه است و پس از جنگی مهیب هیچ باقی نمانده و بشر به دورانی پیش از تمدن بازگشته ( به دلیل جنگ جهانی ، هجوم بیگانگان ، سرکشی روباتها و کامپیوترها و ...)
    یا
    _ در نمونه هایی که به اصطلاح به شیوع مشهورند ، بشر به دلیل بیماری های میکروبی و ویروسی و یا تغییرات ژنتیک و بروز گونه هایی زامبی گونه ، در استانه نابودی است . در این گونه اخیر ، چون معمولن عامل نابودی به دلیل شیوع بیماری های ویروسی و یا ژنتیک و ... رخ داده ، شهرها و کلیه سازه های ساخت بشر عملن نابود نشده اند و پابرجا هستند ، اما خالی از سکنه و در سکوتی مرگبار ، غوطه ورند.
    اما چرا این تصاویر من را به یاد این الگوها انداخت ؟
    نخستین چیزی که در تصویر دیده می شود ، حضور یک رنگ غالب و عدم حضور رنگهای دیگر است. این مونوکروم بودن کل تصویر و انتخاب هوشمندانه آن ، بسیار به نمونه هایی که پیش از این ذکر کردم شبیه است . و حالتی مصنوعی ، خفه و گرمایی ناراحت کننده را القا می کند . به خشکی صحرا و یا رنگ مرده بتن .
    دومین چیزی که به شدت دیده می شود بتن است .
    ( بتن در مباحث کلانشهرهای مدرنیستی ، نقشی اساسی دارد و اندیشمندان بسیاری در مورد آن و تاثیر آن نوشته اند . چرا که بتن خواه ناخواه با مدرنیسم پیوندی ناگسستنی دارد . رشد افسار گسیخته ساخت و سازهای بشری ، سدها ، ساختمان های بلند ، پل ها و ... با بتن میسر شد . و این استفاده از بتن تا جایی پیش رفت که برخی از اندیشمندان پسامدرن که مخالف این یکسان سازی همه سازه ها بودند از آن به سرطان بتن (conceret cancer ) نام بردند و در سال 1972 در اقدامی نمادین مجموعه ساختمانهای مسکونی پرویی ایگو را که همچون قوطی هایی بتنی و کلنی هایی کندو مانند بودند و باعث مشکلات روانی برای ساکنان اش شده بود ، غیرمسکونی اعلام و با دینامیت نابود کردند . )
    همه سازه های این تصویر از بتن ساخته شده اند و فلز . خطوط فلزی بی رنگ و سردی که به درون یک تونل /غار می رود و با توجه به پرسپکتیو تک نقطه گریزی ، چشم را بی اختیار به سمت تونل / غار می کشد .
    و آن پشت تقریبا چیزی نیست . چون در هاله ای محو از نور و دو سایه محو از دو سازه مصنوعی دیگر هیچ نیست که به نظر شاید نمادی باشد از بن بست یا در حالت خوشبینانه تر ، آینده گنگی که انسان کنونی با آن روبروست .
    اما چه چیزهایی در عکس نیست :
    دو عنصر بسیار اساسی در این تصویر غایب است که بسیار هوشمندانه به نظر می رسد . نخست انسان در مقام خالق همه این فنآوری و سازه ها . دوم هر عنصر طبیعی و غیرمصنوعی چون رنگ های زنده و یا المانهای طبیعی چون درخت یا گیاه و یا خورشید و ...
    این دو عدم حضور آگاهانه ، به حالت پساآخرزمانی ای که اشاره کردم بسیار نزدیک است . گویی ناگهان انسان از دایره هستی محو شده و فقط سازه هایی خشک و مصنوعی و بی حرکت بر جا مانده اند .
    و این نکته ارزشمندی است در این عکس که حذف برخی عناصر به صورت هوشمندانه ولی در چارچوب بیانی درست ، چگونه می تواند به قدرت عکس و اندیشه درون آن بیافزاید . هر چند که در عکس شماره 37 نیز تلاش شده بود که از این عامل " حذف " استفاده شود ، اما کنار هم گذاشتن این دو عکس می تواند تفاوت ها را نشان دهد که یکی بسیار موفق است و دیگری ناموفق .
    ( در این مورد اخیر و چرایی آن صحبت بسیار است که وارد آن نمی شوم .)
    nmroshan، ahmad.abaee، a.g g.a و 2 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  7. #7
    كاربر فعال Moty آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2011
    محل سکونت
    آمل
    نوشته ها
    705
    تشکر شده
    2344
    تشکر کرده
    3424

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nmroshan نمایش پست ها
    برای آنکه به تحلیلی منطقی از این عکس خاص برسیم، چه مسیری را پیشنهاد می‌کنید؟
    ابتدا به چه چیزهایی باید توجه کنیم و سپس به کجا برسیم؟
    درود
    با اجازه از دکتر روشن
    به اعتقاد من در این عکس ابتدا بهتر است به تحلیل فرم ، ترکیب بندی ، المانهای موجود، چیدمان و.... صحبت شود و ارتباط این الگوها با یکدیگر و معنای انها در کار هر عنصر در جای خود
    سپس به تحلیل معنا و ارتباط ذهنی و حسی با تصویر و تاثیر المان ها در ایجاد تفکر و حس
    و در اخر نتیجه گیری و برداشت
    البته این نظر شخصی من بود
    با تشکر از دوستان
    nmroshan و eternal تشکر می‌کنند.
    با احترام فراوان مرتضی صادقیان



  8. #8
    كاربر فعال eternal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2012
    نوشته ها
    517
    تشکر شده
    5436
    تشکر کرده
    4152

    پیش فرض

    درود...
    خب ساختار و فرمهاي عكس كه كاملا گويا و بازگو نمودن آن تكرار فرمايشات دوستان است.اين عكس را با نگاهي پديدارشناسانه و از زاويه ديد مرلوپوني(ارتباط متقابل بنيادي بين سوژه و آبژه) ميبينم چرا كه موضوع اين عكس آن عنصرييست كه در عكس نيست!
    موضوع اين عكس انسان است.اين عكس بقول امانيستها و اگزيستانسياليست ها "آگاهي بشر" را به چالش كشيده.دلالت صريح اين تصوير حكايت از شهري خالي از انسان بعنوان پديده اي كه هر بيننده اي در نگاه اول بدنبال اين عنصر است.شهرها جاي انسانهاست اما هرچه چشم در عكس جستجو ميكند نميابد.و دلالت ضمني آن ترس و هراسي را با سرعت زياد كه در فضاي عكس حاكم است را به ذهن بيننده القا ميكند.براستي چرا اين شهر خالي از انسان است و انگار بايد زودتر از اين شهر فرار كرد؟
    اما دلالت ضمني دوم من حكايت از اين دارد كه انسانها در اين شهر هستند،همه هستند ولي بدليل همان سرعت بسيار زياد صنعتي شدن و مدرنيته آنقدر درگير آن هستيم كه هيچ كس را نميبينيم!پديده ديده نشدن انسان(فراموش شده) در لابلاي چرخ دندهاي غول صنعت و سرعت، دغدغه امروز و فرداي امانيسم خيرخواهانه است.
    ویرایش توسط eternal : Monday 6 May 2013 در ساعت 08:24
    nmroshan، mSafdel، ahmad.abaee و 3 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  9. #9
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,264
    تشکر شده
    38183
    تشکر کرده
    11584

    پیش فرض

    عکس در فضاسازی خاص بسیار موفق عمل کرده است و علل این موفقیت در نوشته‌های دوستان به صورت مشروح بیان شد.

    چیزی که در عکس مرا به فکر فرو می‌برد، یک تناقض است و آن هم تناقض بین عدم حضور انسان و فضای Post Apocalyptic با وجود شواهدی از حرکت است. نشانه‌های حرکت در کناره‌های عکس. دید اول شخص از کابین جلوی یک وسیله سریع السیر در یک فضای خاص مربوط به آینده. این نشانه، با فضای پسا آخرالزمانی تطابق ندارد.

    حرکت سریع، فضاهای شهری آینده، نبودن انسان ... حالا همه این نشانه‌ها در کنار یکدیگر برایم معنا پیدا می‌کنند. فضایی مربوط به شهرهای آینده که سرعت در آن نقش مهمی دارد و انسانها در آن دیده نمی‌شوند.
    نشانه‌های سبک Futurism در عکس دیده می‌شود. در فیوچریسم، تاکید بر روی نشانه‌های معاصر از آینده است. نشانه‌هایی که در زندگی امروزین دیده می‌شوند اما نقشی از آینده دارند. سرعت، تکنولوژی، خشونت، شهرهای تماما صنعتی و ...
    عدم حضور انسان در عکس این نشانه‌ها را کامل می‌کند. انسانها از بین نرفته اند اما حضورشان کمرنگ است.

    ---

    با تشکر از دوستان بزرگواری که در مورد عکس نوشتند و به دانسته‌های ما افزودند.


    ----

    عکس فوق کاری است از دوست عزیز، نیما مقیمی.
    Amateur، Halalzadeh، mSafdel و 14 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

  10. #10
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Iran
    نوشته ها
    3
    تشکر شده
    598
    تشکر کرده
    55

    پیش فرض

    ممنونم از جناب دکتر روشن برای نشر عکس من در زیر عیناً ترجمه فارسی statement که به همراه این عکس در مجله Photography masterclass magazine چاپ شده بود برای آشنایی بیشتر دوستان با آنچه می خواستم بیان کنم آورده شده است :

    " و اینک آخر الزمان ... کلماتی که این روزها زیاد می شنویم و اکثرا چنین ترسی در دل داریم . اما چه کسی ما را به سمت آخر الزمان می برد ؟ چه کسی یخ های قطبی را آب می کند ؟ چه کسی به جای موسیقی ، سلاح مخوفی مثل HAARP می سازد ؟ چه کسی بمب اتمی بر سر خود می ریزد ؟ چه کسی نفت را از اعماق سیاه زمین در دل صاف دریاها رها می کند ؟ چه کسی برای قدرت ، همخون خود را ته چاه رها می کند ؟ چه کسانی برای مردم ساده به بهانه آزادی حمامهای خون گرم می کنند ؟ چه کسانی برترین تجارت دنیا را بر مدار اسلحه می چرخانند ؟ چه کسی هموطن خود را به بهانه تفتیش ، به تمسخر می گیرد ؟ و چه کسی به بهانه مدرن شدن تمام فضایل اخلاقی را زیر پاها له می کند ؟ آیا موجودی به جز ما تا کنون با خود چنین کرده ؟ همه سوار بر قطار سریع السیر مدرنیته به سمتی می رویم که جز انفجاری بزرگ چاره کارمان نیست و فقط نمی دانیم ته این ریلها کجاست 2012 یا هزاران سال دیگر ؟ صبر خدا زیاد است . "
    nmroshan، usef، mSafdel و 8 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    Nima Moghimi

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •