صفحه 2 از 4 نخستنخست 1 2 3 4 آخرینآخرین
نمایش نتایج : از شماره 11 تا 20 , از مجموع 39
Like Tree184تشکر

موضوع: نقد عکس شماره ۴۰

  1. #11
    Forum Moderator کوروش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    October 2011
    نوشته ها
    2,385
    تشکر شده
    16638
    تشکر کرده
    12348

    پیش فرض

    جناب آبایی عزیز .
    از گفتار متین شما سپاسگذارم . اما :
    من در اینجا اعلام می کنم که دیگر در این بحث ها شرکت نخواهم کرد .
    متاسفانه ، تا آنجایی که من آموختم ، آنگاه که چه دانشجویی بودیم ، چه آنگاه که از آن بیست سالی گذشته و به مراحل دیگری رسیدیم و گاه آموختیم و گاه آموزاندیم ، این بود که برای نقد ، اصولی است و حداقل اطلاعاتی از آنچه که پیش از این موجود بوده و هست و اگر بخواهیم در راهی درست حرکت کنیم اطلاعاتی از پیش ضروری است .
    اگر بخواهیم از آنچه که می رود سودی حاصل شود برای خود و دیگران .
    بحث بر سر مشارکت و کمیت نیست . هرگز . اصلن کمیت در این راه فایده ای ندارد .
    بحث بر سر کیفیت است و وگرنه درازگویی که فراوان است در هر جا می نگریم .
    این عرصه ای است کاملن علمی و بسیار هم جدی .
    و حداقل آن اطلاع از قوانین ، قواعد ، اصول و آنچه که موجود است .
    این عرصه ( عرصه نقد ) با عرصه خلق هنر فرق میکند . و کاملن دو چیز متفاوت اند .
    چون عرصه هنر بیشتر بر ذوق استوار است و خلاقیت و نوآوری و مهارت ولی این یکی بر دانش و آگاهی و سواد .
    برای همین است که شاید یک نقاش ، که بر ذوق خویش استوار است و الهام و مهارت ، کمتر تاریخ هنر بداند و بر او حرجی نیست . اما اگر یک نقاد تاریخ هنر و نقد و مکتب را نشناسد، اصلن نقاد نیست . اصلن آنچه که میگوید حایز اعتبار نیست . آن یکی حوزه عمل است و این یکی حوزه نظر . و حوزه نظر بی دانستن نظریات دیگر به هیچ نمی ارزد.
    و بحث دیگر اینکه وقتی عده ای مانند آنچه که در کوچه و خیابان هم می بینیم ، هرگونه اختلاف نظر و اندیشه را به اختلافی شخصی و فردی فرو می کاهند ، من یکی در شان خود نمی بینم و نه حوصله ای دارم و نه وقتی .
    بنابراین ، حوزه تلاش خودم را در جاهایی متمرکز خواهم کرد چون گذشته که حداقل برای خودم سودمندی داشته باشد و بعد برای دیگران .
    ضمن اینکه باید بگویم که از مطالب شما و برخی دیگر از دوستان نیز بهره بردم .
    اما وقتی کار تا این حد فروکاهیده می شود و فقط به گفتاری بدون اصل و اصول و قواعدی می انجامد ، که از این گفته ها پیرامونمان بسیار است ، و من یکی چیزی عایدم نخواهد شد .

    و چون برای دیگران نیز سودی نخواهد داشت ، پس حضور نیز نخواهم داشت .
    برای شما آرزوی پیروزی و پایداری دارم .
    ویرایش توسط کوروش : Friday 24 May 2013 در ساعت 16:06
    ahmad.abaee، Moty و marypm تشکر می‌کنند.

  2. #12
    كاربر ويژه kiavash آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    نوشته ها
    2,002
    تشکر شده
    8753
    تشکر کرده
    8273

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط کوروش نمایش پست ها
    جناب آبایی عزیز .
    از گفتار متین شما سپاسگذارم . اما :
    من در اینجا اعلام می کنم که دیگر در این بحث ها شرکت نخواهم کرد .
    متاسفانه ، تا آنجایی که من آموختم ، آنگاه که چه دانشجویی بودیم ، چه آنگاه که از آن بیست سالی گذشته و به مراحل دیگری رسیدیم و گاه آموختیم و گاه آموزاندیم ، این بود که برای نقد ، اصولی است و حداقل اطلاعاتی از آنچه که پیش از این موجود بوده و هست و اگر بخواهیم در راهی درست حرکت کنیم اطلاعاتی از پیش ضروری است .
    اگر بخواهیم از آنچه که می رود سودی حاصل شود برای خود و دیگران .
    بحث بر سر مشارکت و کمیت نیست . هرگز . اصلن کمیت در این راه فایده ای ندارد .
    بحث بر سر کیفیت است و وگرنه درازگویی که فراوان است در هر جا می نگریم .
    این عرصه ای است کاملن علمی و بسیار هم جدی .
    و حداقل آن اطلاع از قوانین ، قواعد ، اصول و آنچه که موجود است .
    این عرصه ( عرصه نقد ) با عرصه هنر فرق میکند . و کاملن دو چیز متفاوت اند .
    چون عرصه هنر بیشتر بر ذوق استوار است و خلاقیت و نوآوری و مهارت ولی این یکی بر دانش و آگاهی و سواد .
    برای همین است که شاید یک نقاش ، بر ذوق خویش استوار است و کمتر تاریخ هنر بداند و بر او حرجی نیست . اما اگر یک نقاد تاریخ هنر و نقد و مکتب را نشناسد، اصلن نقاد نیست . اصلن آنچه که میگوید حایز اعتبار نیست . آن یکی حوزه عمل است و این یکی حوزه نظر . و حوزه نظر بی دانستن نظریات دیگر به هیچ نمی ارزد.
    و بحث دیگر اینکه وقتی عده ای مانند آنچه که در کوچه و خیابان هم می بینیم ، هرگونه اختلاف نظر و اندیشه را به اختلافی شخصی و فردی فرو می کاهند ، من یکی حتی در شان خود نمی بینم و نه حوصله ای دارم و نه وقتی .
    بنابراین ، حوزه تلاش خودم را در جاهایی متمرکز خواهم کرد چون گذشته که حداقل برای خودم سودمندی داشته باشد و بعد برای دیگران .
    ضمن اینکه باید بگویم که از مطالب شما و برخی دیگر از دوستان نیز بهره بردم .
    اما وقتی کار تا این حد فروکاهیده می شود و فقط به گفتاری بدون اصل و اصول و قواعدی می انجامد ، که از این گفته ها پیرامونمان بسیار است ، و من یکی چیزی عایدم نخواهد شد .

    و چون برای دیگران نیز سودی نخواهد داشت ، پس حضور نیز نخواهم داشت .
    برای شما آرزوی پیروزی و پایداری دارم .
    غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟ ساقیا، باده بده شادی آن، کاین غم از اوست
    پادشاهی و گدایی، بر ما یکسان است چو بر این در، همه را پشت عبادت خم از اوست


    سلام كورش عزيز، ببخش من درجايگاه نظر بر نظر شما نيستم ولي شما نقدميكني براي تجربه خود، براي شنيدن نظرديگران ، برنظرخود. اگراين وسط نظري بر(بالاي)نظرخودويا درمقابل ومخالف نظرخودهم شنيديم ، باز در هدفمان ازاين موضوع نقد، تغييري بوجودنخواهدامد. من فكرميكنم اينجا براي يادگيري بيشترايجادشده ونه براي اينكه حتما ولزومافقط نقدي به معني اصيل خود وان چيزي كه شما انتظارداريد، بخوانيم وببينيم. اگركسان عزيزي انقدرعلم كافي براي نقدصحيح داشتندكه خيلي خوب است، ديگران هم يادميگيرندنكاتي را، ولي اگر كسان عزيزديگري هم چيزي يانكته اي به ذهنشان رسيدميگويندودرستي ونادرستي ان راهمميشنوند.
    اما اگرشما در منزلت خود نميبينيدكه مطلبي بنويسيد، چون تاب برداشتهاي اشتباه ديگري را نداريد، من فكرميكنم اشتباه ميكنيد. واينجا حتما براي شما سود خواهدداشت. حتما نقدشدن نقدتان توسط ديگران يا گوشزكردن نكاتي ازميان نقدتان توسط ديگران اگر درماه يكبارهم اتفاق افتد، تا پايان سال ١٢نكته مفيدبه دانسته هايتان افزوده خواهدشد، جچه درحوزه نقد وچه در حوزه عمل وعكاسي.
    وبازهم بگم به نظرم حداقل دراين تاپيك برداشت من اينست كه نيازي به علم واقعي نقدنيست واگرفقط نقادان معلم مجازبه نقددراين تاپيك بودنددر قوانينش ذكرميشد. براي همه ست. هم عالم العلم وهم لازم العلم.
    Moty، marypm و کوروش تشکر می‌کنند.

  3. #13
    Forum Moderator کوروش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    October 2011
    نوشته ها
    2,385
    تشکر شده
    16638
    تشکر کرده
    12348

    پیش فرض

    جناب کیاوش . توضیحی لازم است که فکر میکنم به درستی انتقال مضمون نشد .
    بحث من این نیست که من از دیگران هیچ نمی آموزم و خود را تمام شده بدانم و یا آنچه که میگویم ختم کلام .
    بحث من این است که برآیند گفتگو باید بر طبق اصولی باشد و اگر چنین نشود هیچ سودی برای هیچ کس نخواهد داشت.
    بگذارید مثالی بزنم :
    در علم منطق ، پیرامون بحث باید بر اصولی متفق النظر باشند تا بتوانند گفتگو کنند . اگر آن اصول را زیرسوال ببرند و اگر آن را نپذیرند . اگر آنچه که پیش از آنان گفته شده را به کل نفی کنند و بگویند که من منم و این نظر من است و .... هیچ سودی از این گفتار شامل نمی شود .
    بگذارید نکته ای را روشن کنم :
    من هرگز نمی گویم آنچه که من می گویم درست است که نشانه این است که مدام از گفته های دیگران و روش های موجود ، به عنوان رفرنس و مرجع بیان می کنم .
    اما اگر کسی بگوید که من اصلن این رفرنسها را قبول ندارم ، دیگر هیچ سودی در بحث نیست .
    چون باید رک و صریح بگویم که از این دست گفته ها بسیار شنیده ام و دیگر این جا حوصله اش نیست . آخر همه اینها فقط فرسایش است و اتلاف وقت و توان .
    من با ده ها دانشجو بحث کرده ام که هیچ کتابی را نمی خوانند ولی بعد هیچ نظری را نیز قبول ندارند و متاسفانه از نظر من این خودباوری نیست . بلکه خودشیفتگی است .
    و آنگاه باید گفت که اگر چنین است نام چند نظریه پرداز ایرانی یا نقاد ایرانی یا ... شما می شنوید که در جهان مطرح باشد ؟
    چرا ؟
    علت همین است . برای اینکه به جای آنکه بیش از آنکه بخوانند ، حرف می زنند و بیش از آنکه بشنوند ، می گویند .
    و این معضلی است بزرگ .
    من نیز بسیار اشتباه می کنم و ممکن است بکنم . هیچ کس همه چیز دان نیست .
    اما بر اصول گفتگو معتقدم . خارج از این همانطور که گفتم هیچ سودی ندارد .
    من از این اصول هرگز پایین نخواهم آمد . چون معتقدم درد مملکت ما تبعیت از "هیچ اصولی" است ! و تاریخ معاصر ما پر است از این چنین هردنبیلی که با یک باد ناگهان همه از یک سو به سوی دیگر می افتند.
    بحث دراز است و جای اش اینجا نیست .
    اما این ها را گفتم که بدانید ، این تصمیمات ، تصمیماتی آنی و یا بر مبنای خودخواهی و یا ناراحتی نیست .
    بلکه روشی است اصولی .
    kiavash، ahmad.abaee و Moty تشکر می‌کنند.

  4. #14
    كاربر فعال ahmad.abaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    941
    تشکر شده
    3514
    تشکر کرده
    3137

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط کوروش نمایش پست ها
    در علم منطق ، پیرامون بحث باید بر اصولی متفق النظر باشند تا بتوانند گفتگو کنند . اگر آن اصول را زیرسوال ببرند و اگر آن را نپذیرند . اگر آنچه که پیش از آنان گفته شده را به کل نفی کنند و بگویند که من منم و این نظر من است و .... هیچ سودی از این گفتار شامل نمی شود .
    بگذارید نکته ای را روشن کنم :
    من هرگز نمی گویم آنچه که من می گویم درست است که نشانه این است که مدام از گفته های دیگران و روش های موجود ، به عنوان رفرنس و مرجع بیان می کنم .
    اما اگر کسی بگوید که من اصلن این رفرنسها را قبول ندارم ، دیگر هیچ سودی در بحث نیست .
    حکایت

    عالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از ملاحده ، و به حجت با او بس نیامد ، سپر انداخت و برگشت ؛ کسی گفتش تو را با چندین فضل و ادب که داری با بی‌دینی حجت نماند؟ گفت علم من قرآن است و حدیث و گفتار مشایخ و او بدین‌ها معتقد نیست و نمیشود! مرا به شنیدن کفر او به چه کار می‌آید .

    آن کس که به قرآن و خبر زو نرهی.............آنست جوابش که جوابش ندهی

    گلستان سعدی/باب چهارم




    نقل قول نوشته اصلی توسط kiavash نمایش پست ها
    وبازهم بگم به نظرم حداقل دراين تاپيك برداشت من اينست كه نيازي به علم واقعي نقدنيست واگرفقط نقادان معلم مجازبه نقددراين تاپيك بودنددر قوانينش ذكرميشد. براي همه ست. هم عالم العلم وهم لازم العلم.
    به نظر من اینطوری که شما میگید نمیتونه درست باشه...
    ما اینجا معلم و استاد فن نداریم...که بخواهند مثل کلاس نقد،در مورد نقد دوستان یک به یک نظر دهد و ایرادات و نقاط ضعف و قدرت را بگویند و چیز یادمان دهند ، اما این بدین معنی نیست که هرکسی مجاز است هر چه به نظرش میرسد،بی هیچ پشوانه علمی مشخصی بگوید .

    بحث تک صدایی هم نیست . اتفاقاً چیزی که در نقد خیلی جذاب است،تفاوت نگاه هاست . اما بشرطی که آنچیزی که نقاد دیده و در نقدش هم آنرا مطرح میکند برای مخاطب قابل دیدن باشد ، حتماً برای همه مان پیش آمده،یک "چه جالب" میگوییم و تأمل میکنیم در چیزی که قبلاً به نظرمان نرسیده است . اما اینکه یه چیزهایی بگوییم که فقط برای خودمان قابل درک باشد و بس ، این ارزشمند نیست ، حداقل برای دیگران .

    درست است که اینجا فروم آموزشی است،اما این تاپیک،مثل تاپیک ارسال عکس نیست،یک حداقلهایی برای ورود به گفتمان نیاز است،اگر نخواهیم کیفیت را فدای کمیت کنیم،حداقلهایی لازم است.باور کنید .
    ویرایش توسط ahmad.abaee : Friday 24 May 2013 در ساعت 18:17
    aidin594، کوروش و eallymehr تشکر می‌کنند.



  5. #15
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    November 2006
    نوشته ها
    231
    تشکر شده
    2140
    تشکر کرده
    817

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmad.abaee نمایش پست ها
    حکایت

    عالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از ملاحده ، و به حجت با او بس نیامد ، سپر انداخت و برگشت ؛ کسی گفتش تو را با چندین فضل و ادب که داری با بی‌دینی حجت نماند؟ گفت علم من قرآن است و حدیث و گفتار مشایخ و او بدین‌ها معتقد نیست و نمیشود! مرا به شنیدن کفر او به چه کار می‌آید .

    آن کس که به قرآن و خبر زو نرهی.............آنست جوابش که جوابش ندهی

    گلستان سعدی/باب چهارم
    تناسب و ارتباطی میان حکایت سعدی با حکایت ما در اینجا نمی بینم!

    آیا در این «مناظره»، طرف مقابل من «عالم معتبر» است و من «ملحد»؟! و آیا اصلاً سخن بر سر «دین» است؟! و تازه اگر هم سخن بر سر دین بود، آیا «حجت» فقط متون دینی است؟!

    ملایی را تصور کنید که مثلاً با نیچه، مناظره کند و چون نیچه به اصول دین و احادیث، باور ندارد و منتقد آنهاست، از او رویگردان شود و بگوید: نادان است و نباید جوابش را داد!!!

    اینجا نه من نیچه ام و نه کسی ملا.
    خواستم بدانید که تیر شما چگونه می تواند به خودتان برگردد.

    .
    Moty و marypm تشکر می‌کنند.

  6. #16
    كاربر ويژه kiavash آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    نوشته ها
    2,002
    تشکر شده
    8753
    تشکر کرده
    8273

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmad.abaee نمایش پست ها
    ما اینجا معلم و استاد فن نداریم...که بخواهند مثل کلاس نقد،در مورد نقد دوستان یک به یک نظر دهد و ایرادات و نقاط ضعف و قدرت را بگویند و چیز یادمان دهند ، اما این بدین معنی نیست که هرکسی مجاز است هر چه به نظرش میرسد،بی هیچ پشوانه علمی مشخصی بگوید

    درست است که اینجا فروم آموزشی است،اما این تاپیک،مثل تاپیک ارسال عکس نیست،یک حداقلهایی برای ورود به گفتمان نیاز است،اگر نخواهیم کیفیت را فدای کمیت کنیم،حداقلهایی لازم است.باور کنید .
    اقاي ابايي عزيز منظور بنده از معلم را اشتباه برداشت كرديد، البته من هم كلمه درستي انتخاب نكردم ،باعث شبهه شد. منظور من از معلم كسي است كه درمورد نقد دانسته هايي دارد. معلومات دارد. ميتوانداگر نظر ونكته اشتباهي باشدگوشزدكند. چطور استادفن نداريم؟ خودشما كاربلدنيستيد؟ اين همه كاربروارد در كار، اگراستادفن نيستند!....؟
    . بعدهم دراينجا تعدادزيادي كاربر دانا وبامعلومات هست ،اين انتظارازهمه دوستان باخردميرود. و بعد قرارهم نيست كه هميشه وهمه نقدونكته هاي اشتباه بفرمايند.
    بعداينكه طي اين همه هفته چندبار مشاهده شدكه هركس هرچه به ذهنش رسيد،بدون وجودارتباط بنويسد؟
    صدالبته منظور من اين نبوده كه هركس هرچه به ذهنش رسيد...، اگرهم رسيد دررابطه بانقداست. همه اينقدرارزش براي تاپيك قائلندكه بحث خارج ازقضيه ونقدنكنند. منظور هم اين بوده كه دوستان به اين تصورنباشندكه تحصيلات اكادميك ميخواهد شركت دراين تاپيك. اينكه درمورديك عكس ،نكته ونظر وبحث خاصي به ذهن كاربري برسد،باعث مشاركت بيشتروپست هاي بيشترخواهدشد. دركنار بالابودن هميشگي تاپيك قيمت لنزهاي... ، اين تاپيك هم هميشه درايندكس مشاهده شود.
    ارادتمند
    ahmad.abaee، Moty و marypm تشکر می‌کنند.

  7. #17
    كاربر فعال ahmad.abaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    941
    تشکر شده
    3514
    تشکر کرده
    3137

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amateur نمایش پست ها
    تناسب و ارتباطی میان حکایت سعدی با حکایت ما در اینجا نمی بینم!

    آیا در این «مناظره»، طرف مقابل من «عالم معتبر» است و من «ملحد»؟! و آیا اصلاً سخن بر سر «دین» است؟! و تازه اگر هم سخن بر سر دین بود، آیا «حجت» فقط متون دینی است؟!

    ملایی را تصور کنید که مثلاً با نیچه، مناظره کند و چون نیچه به اصول دین و احادیث، باور ندارد و منتقد آنهاست، از او رویگردان شود و بگوید: نادان است و نباید جوابش را داد!!!

    اینجا نه من نیچه ام و نه کسی ملا.
    خواستم بدانید که تیر شما چگونه می تواند به خودتان برگردد.

    .
    چرا شما به خودتان گرفتید ؟
    تیر کدام است!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ملا و ملحد و حدیث و قرآن و غیره در اینجا مجاز از هرچیزی و کسی و موضوعی میتوانند باشند...

    کمی از ظاهر به عمق بروید ، سوءتفاهم نمیشوید .



  8. #18
    كاربر فعال ahmad.abaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    941
    تشکر شده
    3514
    تشکر کرده
    3137

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط kiavash نمایش پست ها
    اقاي ابايي عزيز منظور بنده از معلم را اشتباه برداشت كرديد، البته من هم كلمه درستي انتخاب نكردم ،باعث شبهه شد. منظور من از معلم كسي است كه درمورد نقد دانسته هايي دارد. معلومات دارد. ميتوانداگر نظر ونكته اشتباهي باشدگوشزدكند. چطور استادفن نداريم؟ خودشما كاربلدنيستيد؟ اين همه كاربروارد در كار، اگراستادفن نيستند!....؟
    . بعدهم دراينجا تعدادزيادي كاربر دانا وبامعلومات هست ،اين انتظارازهمه دوستان باخردميرود. و بعد قرارهم نيست كه هميشه وهمه نقدونكته هاي اشتباه بفرمايند.
    بعداينكه طي اين همه هفته چندبار مشاهده شدكه هركس هرچه به ذهنش رسيد،بدون وجودارتباط بنويسد؟
    صدالبته منظور من اين نبوده كه هركس هرچه به ذهنش رسيد...، اگرهم رسيد دررابطه بانقداست. همه اينقدرارزش براي تاپيك قائلندكه بحث خارج ازقضيه ونقدنكنند. منظور هم اين بوده كه دوستان به اين تصورنباشندكه تحصيلات اكادميك ميخواهد شركت دراين تاپيك. اينكه درمورديك عكس ،نكته ونظر وبحث خاصي به ذهن كاربري برسد،باعث مشاركت بيشتروپست هاي بيشترخواهدشد. دركنار بالابودن هميشگي تاپيك قيمت لنزهاي... ، اين تاپيك هم هميشه درايندكس مشاهده شود.
    ارادتمند
    منظور من هم از معلم دقیقاً همین بود که شما گفتید .
    نه من خودم را در این مورد صاحب دانش نمیدانم...باقی را نمیدانم...اما چیزی که خیلی واضح است اینکه در ضمینه نقد هنری به طور کل در کشور ما ضعفهای اساسی وجود دارد پس نه تنها من،که گمانم خیلیه ای دیگر هم نتوانند چنین ادعایی داشته باشند...آنها که تحصیلات آکادمیک دارند هم دسترسی‌شان به منابع همانقدر محدود است که علاقمندان این حوزه!پس از نظر من خیلی فرقی با هم ندارند .
    اما بهرحال بعضیها تجربه و سواد بیشتری دارند و میتوانند تا جایی که برای خودمان مقبول باشد نقش راهنما را داشته باشند .

    به نظر من به کرات طی این هفته ها "خارج از موضوع" مطلب نوشته شده .

    من هم نمیگوییم همه بروند لیسانس عکاسی یا کارشناس زیان شناسی و نشانه شناسی بگیرند بعد بیایند پست بزنند،فقط اینکه نقدشان دارای حداقلهایی باشد . حتا در حد یک جمله یا یک پاراگراف باشد . اما درست باشد و در رابطه با تصویر باشد ، طوری که قابل درک باشد .

    اینکه 100 تا پست داشته باشیم ولی از این صدتا 5تایش تأمل‌بر‌انگیز باشد اصلاً خوب نیست تا اینکه 5 نقد داشته باشیم ولی 4تایش قابل تأمل باشند .

    خیلی ارادتمندیم

  9. #19
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    November 2006
    نوشته ها
    231
    تشکر شده
    2140
    تشکر کرده
    817

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmad.abaee نمایش پست ها
    چرا شما به خودتان گرفتید ؟
    تیر کدام است!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ملا و ملحد و حدیث و قرآن و غیره در اینجا مجاز از هرچیزی و کسی و موضوعی میتوانند باشند...

    کمی از ظاهر به عمق بروید ، سوءتفاهم نمیشوید .
    حکایت سعدی، هیچ ارتباطی با ماجرای ما نداشت و هدفش تنها، خوارداشت و سرکوب حریف بود.
    من به اشتباه، به خودم می گیرم؟! بسیار خوب، بفرمایید بگویید منظور شما چه کسی بوده است؟!

    به عمق بروم؟!
    بفرمایید با هم برویم:
    کسی کنار گود نشسته و بقول معروف می گوید لنگش کن.
    خودش نقدی بر عکس ننوشته و از نقد دیگران ایراد گرفته است که علمی نیست.
    رفرنس و منبعی هم که ارائه کرده هیچ ارتباطی به عکس مورد نظر نداشته و با هیچ چسبی به آن نمی چسبیده است چون عکس هفته ی سی و نهم، ذهن را به شدت درگیر معنا می کرد. اگر من بیسواد بودم و نفهمیدم، دکتر روشن که سواد دارند و میفهمند، این موضوع را دریافتند. بفرمایید انگ خود را به ایشان هم بچسبانید!

    ما در مورد یک عکس مشخص، حرف می زدیم و طرف مقابل من هیچ نقد و نظری در مورد عکس ارائه نکرد!
    اینکه عکس در فلان دسته قرار می گیرد و باید فلان گونه نقد شود، همان حکایت کنار گود نشستن و لنگش کن گفتن است!
    کسی که چنین نظری دارد، عکس را با همان شیوه که از آن دم می زند، نقد می کند و به دیگران نشان می دهد که نقد علمی چیست!

    این نمی شود که بر نقد دیگران خرده بگیریم که سرتاپا غلط است و خودمان هیچ نقدی نداشته باشیم!
    ایشان بفرمایند نقد علمی خود را بنویسند تا ببینیم نقد علمی چیست!
    برای هر کسی آسان است که بر هر نقدی خرده بگیرد و بگوید علمی نیست. همین و بس!

    ضمناً کجا من گفته ام که حرف هیچکس جز خودم را قبول ندارم و هر چه که پیش از من گفته شده، نادرست بوده است؟!!
    این چه فرافکنی و وارونه نمایی است که می بینیم؟!!
    مگر می شود که من هیچ رفرنسی را در عالم، قبول نداشته باشم؟!!
    طرف مقابل من از کجا می داند که من صد برابر خودش کتاب نخوانده و تحصیلات عالی نداشته باشم؟!!

    این سم پاشی که نقدهای من کاملاً باطل و مردود و زاییده ی توهمات است، چیست؟!!
    آیا به راستی گمان کرده اید که با بر زبان آوردن کلماتی چون «رفرنس» و «نقد علمی» و «مکتب جهانی» و «...ایسم» و «پسا...» سخنان شما محتوایی می یابد و ارزشی می پذیرد؟!
    آیا خیال می کنید با چسباندن چند واژه به خود می توانید، از ارزش سخنان من فرو بکاهید؟!

    «حداقل» که سهل است، بسیار بیش از آن حداقل برای ورود به وادی نقد و گفتمان، لازم است.
    و شما می خواهید بگویید من و یا کسانی که با شما همداستان نیستند، حداقل ها را هم ندارند. یعنی در یک عبارت ساده: چرند میگویند و لایق حضور در اینجا نیستند!
    شما ما را کسی می دانید که هیچ حداقلی برای ورود به گفتمان نداریم. این مگر جز این است که پس ما داریم یاوه می سراییم!!!

    بس کنید! در جستجوی حداقل ها در خودتان باشید!
    ضمناً «سوء تفاهم نمی شوید» عبارتی غلط است. «چیزی که آیدمان می شود» غلط است. «در ضمینه ی نقد» غلط است. بله حداقل ها، حداقل ها...

    .
    ahmad.abaee، Moty و marypm تشکر می‌کنند.

  10. #20
    كاربر فعال ahmad.abaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    941
    تشکر شده
    3514
    تشکر کرده
    3137

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amateur نمایش پست ها
    حکایت سعدی، هیچ ارتباطی با ماجرای ما نداشت و هدفش تنها، خوارداشت و سرکوب حریف بود.
    من به اشتباه، به خودم می گیرم؟! بسیار خوب، بفرمایید بگویید منظور شما چه کسی بوده است؟!

    به عمق بروم؟!
    بفرمایید با هم برویم:
    کسی کنار گود نشسته و بقول معروف می گوید لنگش کن.
    خودش نقدی بر عکس ننوشته و از نقد دیگران ایراد گرفته است که علمی نیست.
    رفرنس و منبعی هم که ارائه کرده هیچ ارتباطی به عکس مورد نظر نداشته و با هیچ چسبی به آن نمی چسبیده است چون عکس هفته ی سی و نهم، ذهن را به شدت درگیر معنا می کرد. اگر من بیسواد بودم و نفهمیدم، دکتر روشن که سواد دارند و میفهمند، این موضوع را دریافتند. بفرمایید انگ خود را به ایشان هم بچسبانید!

    ما در مورد یک عکس مشخص، حرف می زدیم و طرف مقابل من هیچ نقد و نظری در مورد عکس ارائه نکرد!
    اینکه عکس در فلان دسته قرار می گیرد و باید فلان گونه نقد شود، همان حکایت کنار گود نشستن و لنگش کن گفتن است!
    کسی که چنین نظری دارد، عکس را با همان شیوه که از آن دم می زند، نقد می کند و به دیگران نشان می دهد که نقد علمی چیست!

    این نمی شود که بر نقد دیگران خرده بگیریم که سرتاپا غلط است و خودمان هیچ نقدی نداشته باشیم!
    ایشان بفرمایند نقد علمی خود را بنویسند تا ببینیم نقد علمی چیست!
    برای هر کسی آسان است که بر هر نقدی خرده بگیرد و بگوید علمی نیست. همین و بس!

    ضمناً کجا من گفته ام که حرف هیچکس جز خودم را قبول ندارم و هر چه که پیش از من گفته شده، نادرست بوده است؟!!
    این چه فرافکنی و وارونه نمایی است که می بینیم؟!!
    مگر می شود که من هیچ رفرنسی را در عالم، قبول نداشته باشم؟!!
    طرف مقابل من از کجا می داند که من صد برابر خودش کتاب نخوانده و تحصیلات عالی نداشته باشم؟!!

    این سم پاشی که نقدهای من کاملاً باطل و مردود و زاییده ی توهمات است، چیست؟!!
    آیا به راستی گمان کرده اید که با بر زبان آوردن کلماتی چون «رفرنس» و «نقد علمی» و «مکتب جهانی» و «...ایسم» و «پسا...» سخنان شما محتوایی می یابد و ارزشی می پذیرد؟!
    آیا خیال می کنید با چسباندن چند واژه به خود می توانید، از ارزش سخنان من فرو بکاهید؟!

    «حداقل» که سهل است، بسیار بیش از آن حداقل برای ورود به وادی نقد و گفتمان، لازم است.
    و شما می خواهید بگویید من و یا کسانی که با شما همداستان نیستند، حداقل ها را هم ندارند. یعنی در یک عبارت ساده: چرند میگویند و لایق حضور در اینجا نیستند!
    شما ما را کسی می دانید که هیچ حداقلی برای ورود به گفتمان نداریم. این مگر جز این است که پس ما داریم یاوه می سراییم!!!

    بس کنید! در جستجوی حداقل ها در خودتان باشید!
    ضمناً «سوء تفاهم نمی شوید» عبارتی غلط است. «چیزی که آیدمان می شود» غلط است. «در ضمینه ی نقد» غلط است. بله حداقل ها، حداقل ها...

    .
    خیلی مسئله رو شخصی کردید حامد گرامی
    من فقط بخشی از صحبتهای کورش رو انتخاب کردم که بنظرم در حالت کلی درسته و مثال سعدی هم فقط مربوط به همون موضوعه که نه تنها در اینجا،بلکه در همه زمینه ها صدق میکنه !
    در هر زمینه ای اگر بخواد گفتگوی درستی شکل بگیره باید یه اشتراکاتی مفروض و مقبول دو طرف باشه .
    من به جمله بالا اعتقاد دارم و نمونه ای هم حکایت آوردم .

    شما برگشتی رفتی سر موضوع عکس هفته پیش و موضوعات مطروحه...در حالی که من اساساً نظرم مربوط به آنها نبود .

    حالا سوء تفاهم رخ داده...از اونجایی که شما فکر میکنی من طرف فلانی ام و شما اینجا تک افتادی و ما داریم ناجوانمردانه به سمتت تیر پرتاپ میکنیم .

    بله،صادقانه اگر بخوام بگم بیشتر وقتها اینطور فکر میکنم که خارج از موضوع صحبت میکنید . نقد شماره 37 هم همین را گفتم . قشنگ مینویسید اما بی ربط .

    اگر معیار شما برای حداقلها هم در ایرادات تایپی و بی‌دقتی‌‌ــه دیکته ایست ، بذارید ما در همان گمراهی و ضلالت دست و پا بزنیم جناب .

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1 2 3 4 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •