با توجه به اینکه نردبان در پرسپکتیو رفته , اگه خورشید در نقطه گریز نردبان قرار میگرفت , بهتر بود .
ولی در کل دیدی که شما به کادر داشتید , خلاقانه بوده و قابل تحسین.![]()
آرش زمانی5DII A7RII ✗
بهروز و آرش عزيز،
ممنونم از لطف و توجهتان. كاملاً حق با شماست. من هم موقع عكس گرفتن توجهم به اين بود كه خورشيد در انتهاي نردبان قرار بگيرد ولي لاي درخت ها گم مي شد و آن چيزي كه من مي خواستم نمي شد. اين نزديك ترين حالت خورشيد به انتهاي نردبان بود. البته با تغيير دادن جاي نردبان شايد مي توانستم به نتيجه بهتري برسم ولي من اصلاً دوست ندارم در موقعيت سوژه ها دخل و تصرف كنم. نمي دانم اين كارم خوب است يا بد. تا به حال به خوبي و بدي اش هم فكر نكرده ام ولي به هر حال يك خلق و خوست ديگر! (البته موقع پراسس بي رحمانه هر كاري از دستم بر بيايد مي كنم! فكر كنم فقط ژست ارژيناليتي دارم و در خفا شيطنت مي كنم!!!)
اين عكس را با لنز Tokina 12-24 گرفتم كه اساساً فلير زيادي دارد و فكر كردم به مفهوم مورد نظرم كمك كند. ولي تقريباً همين كادر را هم با لنز 135-18 در 18 گرفتم كه فلير ناچيزي دارد. آن را هم اينجا مي گذارم ببينيد كدام بهتر شده است.
باز هم تشكر مي كنم از نظراتتان.
[IMG]http://i22.*******.com/9qxtae.jpg[/IMG]
بابك قبادي
Nikon D80 | Nikon 18-200 f/3.5-5.6 VR | Tokina 12-24 f/4 | Speedlight SB-800 | Remote ML-L3
Lowepro Toploader 70 AW | NG Medium Backpack | Manfrotto 190XPROB + 804RC2
امیدوارم ایرادها رو بهم بگین.
[IMG]http://www.*******.info/files/jnwdps5js1vjcjegz97e_thumb.jpg[/IMG][IMG]http://www.*******.info/files/r14tl4vyhre6pd7ccf3f_thumb.jpg[/IMG]
متحد رشد کنیم.
ویرایش توسط M-merlin : Monday 5 November 2007 در ساعت 18:47
آرش عزیز فرمودند ...
در اولین پست تاپیک ....
خواهش ميكنم از دوستان : در مورد عكسهاي كه گذاشته ميشه نظري ندهيد. جون هر عكس بر گرفته از خلاقيت و طرز تفكر عكاس در لحظه گرفتن عكس مربوط ميشه و چون قرار شد بدون در نظر گرفتن اصول عكاسي اين عكسها گرفته بشه پس احتياجي به ايراد گرفتن يا تعريف كردن از عكسي نيست و اسم هر عكس بايد جوابگوي سئوالات شما براي هر عكس باشه.
و بازم تكرار كنم كه هدف ما فقط ديدن قدرت خلاقيت خودمون در مقايسه با ديگران هست .
(در صورتي كه از عكسهاي ديگران يا عكسهاي كه از اينترنت ميگيريد ( چه با تغييرات از طرف خودتون چه بدون تغيير ) حتما ذكر كنيد كه عكس از خودتون نيست . و اسم عكس هم فراموش نشه .اگه عكس رو تغيير داديد حتما" اسمشو خودتون انتخاب كنيد)
البته در مورد اسم بايد بيشتر توضيح بدم كه: اين اسم هست كه به يك اثر معنا ميده. مثلا ما يه نقاشي داريم از يه نقاش (اسمشو الان يادم نيست ، اگه دوستان ميدونن بگن يا خودم پيدا كردم ميذارم) كه فقط يك بوم سفيد هست بدون هيچ خطي و رنگي ، سفيد سفيد و فقط يه نقاش هست كه ادعا كرده اين صفحه سفيد نقاشي من هست .
صرفا" بخاطر اسم نقاشي هست يعني فقط اسم ميتونه به يك بوم سفيد هويت يك اثر هنري مثل نقاشي ببخشه.
[IMG]http://i2.*******.com/818bkoz.jpg[/IMG]
راستي آرش جان چرا اسم اين تاپيك رو گذاشتي خلاقيت ... Imagination ؟
تا جايي كه من ميدونم، خلاقيت معادل كلمه Creative است و كلمه Imagination به تخيل معني شده است. با اين حساب كلمات خلاقيت و Imagination معادل هم محسوب نمي شوند.
بابك قبادي
Nikon D80 | Nikon 18-200 f/3.5-5.6 VR | Tokina 12-24 f/4 | Speedlight SB-800 | Remote ML-L3
Lowepro Toploader 70 AW | NG Medium Backpack | Manfrotto 190XPROB + 804RC2
بابک جان نمی دونم چرا عکست بی اختیار من رو یاد کویر علی شریعتی بزرگ انداخت ...
" اما آن چه در کویر زیبا می روید ، خیال است ! این تنها درختی است که در کویر خوب زندگی می کند ، می بالد و گل می افشاند و گل های خیال ، گل هایی همچون قاصدک ، آبی و سبز و کبود و عسلی ... هریک به رنگ آفریدگارش ، به رنگ انسان خیال پرداز و نیز به رنگ آن چه قاصدک به سویش پر می کشد و به رویش می نشیند . خیال- این تنها پرنده ی نامرئی که آزاد و رها همه جا در کویر جولان دارد - سایه پروازش تنها سایه ای است که بر کویر می افتد و صدای سایش لا هایش تنها سخنی لست که سکوت ابدی کویر را نشان میدهد و آن را ساکت تر میکند ... آری این سکوت هراس آمیز کویر است که در سایش بال های این پرنده ی شاعر ، سخن می گوید ... "
و اما شما دیگر بابک عزیز فروم !
واقعا مگر بدون تخیل می توان خلق کرد ؟
در عکس بابک دیناروند گل و توصیف علی شریعتی رابطه خیال و خلق کردن رو ببین !
آره بابک جان , ولی کلمه (یا بهتر بگم اصطلاح) ایمجینیشن توی کار های معماری زیاد استفاده میشه , و کمتر کسی واژه خلاقیت یا هر معادل انگلیسی شو بکار میبره . و من کل این تاپیک رو از این دیدگاه و از روی اطلاعاتی که در ضمینه معماری و نقاشی داشتم , برنامه ریزی کردم و احساس کردم که این نوع نگرش خودش یه نوع خلاقیت هست و میشه گفت که اطلاعات من در این زمینه برای عکاسی خیلی کمه.راستي آرش جان چرا اسم اين تاپيك رو گذاشتي خلاقيت ... Imagination ؟
تا جايي كه من ميدونم، خلاقيت معادل كلمه Creative است و كلمه Imagination به تخيل معني شده است. با اين حساب كلمات خلاقيت و Imagination معادل هم محسوب نمي شوند.
ولی چیزی که همیشه برای من مهم بوده که کلا" واژه هنر رو برام معنی میکرده . "متفاوت بودن " هست و اونم لازمش " خلاقیت "یک هنر مند هست , حالا توی هر ضیمنه که باشه , نقاشی , عکاسی, معماری , خطاطی و..... مثلا" من اگه یه نقاشی مثل یکی از اثار استاد فرشچیان بکشم چه ارزشی داره؟ ... هیچ ... چون قبلا" خلق شده , حتی اگه دقیقا" مثل خود فرشچیان نقاشی بکشم.
همیشه پیش خودم میگفتم اگه من یکی از عکسهامو بخام قاب بگیرم و به دیوار نصب کنم , کدوم عکسم رو میذارم , یه عکس که همه تکنیک های عکاسی (نور, سایه , کادر بندی , رنگ,...) توش رعایت کردم و هیچ ایرادی نداره ,خوبه؟؟؟؟... دیدم اگه یه سرچ توی اینترنت بکنم 1000 تا از من بهتر پیدا میشه , دیدم تنها چیزی که میتونم بهش افتخار کنم که این عکس رو من گرفتم اینکه "خلاقیت" توش به خرج بدم .
اینم حرف کاملا" به جایهواقعا مگر بدون تخیل می توان خلق کرد ؟
البته برای معادلی که برای خلاقیت از ... imagination ... استفاده کردم یک اصطلاح هم تراز هست نه هم معنی.
آرش زمانی5DII A7RII ✗
آرش عزيز و ماني عزيز،
ممنونم از توضيحتان. بنده كه اصلاً با اهميت خلاقيت و مفهوم آن مخالفتي نكردم و به شدت هم با آن موافقم. مسأله فقط اين بود كه عرض كردم خلاقيت كلمه اي است كه براي معادل كلمه Creative ابداع شده است و بهتر است از نظر معنايي اين دو را معادل هم به كار برد. چون تخيل مفهومي متفاوت از خلاقيت دارد (حتي اگر فرض كنيم لازم و ملزوم هم باشند). ولي آرش جان توضيح دادند كه منظور معادل نبوده كه حرفشان كاملاً متين است.
ماني جان ولي دليل نمي شود كه بگوييم اين دو هم ارز هم هستند. براي خلاقيت كباب و زغال خوب هم لازم است ولي هم معني با هم نيستند!!! :::big grin:::واقعا مگر بدون تخیل می توان خلق کرد ؟
ولي جدا از شوخي، در حد چيزي كه از درسي 2 واحدي با عنوان خلاقيت فهميدم، خلاقيت امري است كاملاً اكتسابي و مثل هوش و تخيل به ريشه هاي ذاتي و ارثي فرد بستگي ندارد. خلاقيت تكنيك و شيوه دارد كه اگر مهارت استفاده از آنها را بيابيم مي توانيم خلاق باشيم. مي دانم كه اين سؤال برايتان پيش آمده كه در اين صورت همه خلاق خواهند بود. بله، اگر مهارت استفاده از تكنيك ها را داشته باشند حتماً اين طور خواهد بود ولي بحث مهارت هم به تمرين و طرز صحيح استفاده از آنها بر مي گردد. براي مثال رانندگي هم مهارتي است تكنيكي ولي همه راننده فرمول 1 نخواهند شد.
در ميان همه تكنيك ها، يكي از آنها مبتني بر تخيل است ولي شيوه هاي بسيار گوناگوني وجود دارد كه بعضي مواقع با عنوان تكنيك هاي حل مسأله نيز معرفي مي شوند.
حال، بحثم روي تئوري اين مباحث نيست (كه بنده هم در مورد آن چيز زيادي نمي دانم) و نمي خواهم بيش از تاپيك را از موضوع اصلي اش خارج كنم. در آخر هم ببخشيد كه مسأله اي را كه خيلي مهم نبود مطرح كردم و وقت دوستان را گرفتم. مهم اين جاست كه به لطف آرش عزيز تاپيك بسيار خوبي بوجود آمده كه از عكس هاي آن لذت مي بريم و استفاده مي كنيم.
ممنونم.
بابك قبادي
Nikon D80 | Nikon 18-200 f/3.5-5.6 VR | Tokina 12-24 f/4 | Speedlight SB-800 | Remote ML-L3
Lowepro Toploader 70 AW | NG Medium Backpack | Manfrotto 190XPROB + 804RC2