صفحه 5 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 5
نمایش نتایج : از شماره 41 تا 45 , از مجموع 45
Like Tree194تشکر

موضوع: عکس شماره ۱۹

  1. #41
    كاربر فعال shabab آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2006
    محل سکونت
    سنندج - ماهشهر
    نوشته ها
    955
    تشکر شده
    1745
    تشکر کرده
    8047

    پیش فرض

    آنچه تاكنون در اين سري تاپيكها مشاهده كرديم قرار دادن عكس بدون هيچ شرح ويا اسمي توسط جناب دكتر روشن بوده است .ولذا اينگونه استنباط مي شود كه نظر بر اين است كه عكس بدون هيچ زمينه قبلي در معرض انواع واقسام نقدها و از ديدگاهاي مختلف بررسي شود .به هر حال همانطور كه جناب خليلي فرمودند بعضي عكسها با توضيح عكاس ارزش پيدا ميكنند وممكن است به خودي خود حرفي براي گفتن نداشته باشند.كما اينكه خود جناب خليلي بهترين مثال ممكن رو در اين مورد با عكس "لحظه مرگ سرباز شورشي" كاپا زدند. وشايد اگر خود عكاس در اين مورد توضيحي نميداد كسي متوجه داستان عكس نميشد(هرچند كه با توضيحات عكاس بازهم شبهات زيادي به اين عكس وارد است)

    ---------------------------------------------------------------
    شكر خدا بعد از مدتها مشغله كاري و غير كاري فرصتي دست تا دوباره دانش ناقص خود را در نقد عكس به نقد دوستان بسپارم .

    عكس شماره 19 :

    عكس در مكاني خارج از شهر اما نزديك به شهر گرفته شده و اينرا مي توان از درختان كاج (كه معمولا در تپه هاي حوالي شهر كاشته ميشوندو هرچند نامنظم )و همچنين از اثرات ضعيفي از يك منظره شهري در دوردست كه عكاس سعي در محو كردن آن داشته و همچنين وجود يك سازه يا بنوعي نيمكت براي نشستن فهميد .عكس بسيار ساده و با اجزاي كم است و تمامي عناصر عكس در يك سوم پايين كادر قرار دارند خطوط عمودي درختان كه از دوطرف كادر شروع ميشوند تاحدودي چشم را به سمت نقطه طلايي پايين-راست(يعني انسانها) هدايت ميكند .سفيدي يك دستي تمام عكس را پوشانده بطوري كه محل تلاقي زمين و آسمان توسط آن محو شده و گويي كه كادر يك بوم سفيد نقاشي بوده كه عناصر ديگر يكي يكي به آن اضافه شده اند .وجود اين سفيدي با زمين تنك و انسانهاي كم تعداد نوعي احساس شديد سرما را در بيننده بوجود مي آورد .بطوري كه تا چند لحظه قبل و قبل از خواندن نقد دوستان فكر ميكردم كل زمين را برف پوشانده است.و البته اين احساس نقطه قوت عكس محسوب ميشود .
    داستان عكس با حضور دو انسان در آن شكل ميگيرد كه عدم وجود آنها چيزي براي گفتن باقي نميگذاشت .گويي اين دو انسان خسته از هياهوي شهر به دنبال مكاني براي آسايش بوده اند و برحسب تصادف گذرشان به اينجا خورده است ، مكاني ظاهرا ساكت براي لحظه اي تفكر ......
    اگر ديدن يك منظره پر هياهوي شهري را به ديدن يك فيلم توصيف كنيم كه در آن انسانها هر كدام نقشي برعهده دارند و به ناچار براي ادامه فيلم مجبور به بازي نقشهاي خود و قرائت ديالوگهاي كارگردان هستند .اينجا بيرون كادر است و هر دو انسان در نقش واقعي خود ظاهر شده اند .شايد در آنسوتر در هياهوي شهر ايندو نقش دو دشمن يا دو انسان مخالف يا دو دوست را بازي كنند اما اينجا يك حرف و يك هدف مشترك دارند و آن بهره بردن از ارامش اين مكان است .
    بعنوان نظر شخصي اينكه :
    حذف گوشه اي از درخت سمت راست و همچنين افزايش جزئيات دوردستي كه در فضاي بين درختهاي سمت چپ قرار دارند ميتوانست به بهتر شدن عكس كمك كند
    شاد و سلامت باشيد.
    nmroshan، merdax، Madjidm و 3 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

  2. #42
    كاربر بسیار فعال شاهین اکبری آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    Shahin Akbari
    نوشته ها
    1,331
    تشکر شده
    4048
    تشکر کرده
    4543

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط m-Leon نمایش پست ها

    capa_how-they-fell_01.jpg

    این عکس یکی از معروف ترین( شاید معروفترین) کارهای رابرت کاپا عکاس بزرگ است. چه برداشتی از عکس دارید؟ آیا سوالات بیشمار پیرامون چگونگی گرفته شدن عکس وماجرای آن برای شما به وجود نمی آید؟!

    و تنها این مورد در عکس نیست در بقیه آثار هنری تفسیر خالق اثر چه نقاش ، مجسمه ساز ، فیلمساز و .... از اثر خود جز اثر شده و اغلب با نظر به آن، اثر نقد می شود.(دلیلی برای تایید نظر خالق اثر نیست و چه بسا با نقدی محکم و جامع نظر خود خالق تحت شعاع قرار گیرد(ولی رد یا حذف نمی شود)
    درودی دیگر

    عکسی که گذاشتید از بهترین مثالهای ممکن برای درگیر کردن ذهن بیننده با شرایطی است که عکس در آن گرفته شده اما شاید همواره وضع بر این منوال نباشد.

    عکس زیر از خانم میشل کلمنت ( برنده spider awards در سال 2007 ) هم میتواند مشمول روی دیگری از نقد شود



    ممکن است شرایط زمانی و اندیشه های خاص عکاس برای عکس بتواند مفهوم مد نظر عکاس را بهتر بازگو کند اما شاید خودتان هم قبول دارید بدون توضیحات صاحب اثر هم میتوان نقدهای فنی و تفسیری مستقلی بر این عکس خاص و موارد مشابه ارائه داد.

    کار جنابعالی هم از رسته ای بود که بنده بیشتر دوست داشتم خود عکس را ببینم تا واقعیت بیرون عکس.
    nmroshan، M.Khalili و Hamid.d تشکر می‌کنند.
    FD master

  3. #43
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,264
    تشکر شده
    38240
    تشکر کرده
    11584

    پیش فرض




    بحث های خوبی درباره این عکس انجام شد و مطمئنا برای علاقمندان این قسمت، جذاب و مفید بوده‌ است.

    عکس از لحاظ فرم، ساختار کلاسیکی دارد و این ساختار خود باعث احساس ثبات در بیننده می‌شود. قرار دادن موضوع اصلی عکس در نقطه مناسب و تقسیم بندی خوب کادر، از جمله ویژگی‌های این عکس هستند.
    نکته دیگر در مورد عکس شکل دو انسان هست. این شکل، خود باعث ایجاد داستانهایی در ذهن بیننده می‌شود. و همین مساله باعث می‌شود بیننده بیشتر عکس را ببیند و روی آن توقف بیشتری داشته باشد.
    مساله جالب دیگر برای من، ایجاد احساس بی زمانی - بی مکانی در عکس است. یعنی می‌توانم این عکس را در هر زمان و هر مکان مورد نظرم تصور کنم. شاید این تاثیر بخاطر المانهای موجود در عکس، وجود فضاهای خالی بسیار، جایگزینی المانها، سیاه و سفید بودن عکس و پس زمینه محو باشد. همان پس زمینه نقش مهمی در عکس بازی مي‌کند. عکس در نظر اول flat را به عکس جالب‌تری تبدیل می‌کند و ذهن را مشغول می کند.

    به نظر من، مجموعه عوامل فرمیک و بخصوص شکل و حالت دو انسان موجود در عکس، عکس را ارزشمند کرده اند.

    ---
    عکس فوق اثری از دوست عزیز آقای خلیلی است.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

  4. #44
    كاربر فعال M.Khalili آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    Kuala Lumpur
    نوشته ها
    656
    تشکر شده
    3887
    تشکر کرده
    1340

    پیش فرض

    بحث های خوبی درباره این عکس انجام شد و مطمئنا برای علاقمندان این قسمت، جذاب و مفید بوده‌ است.
    با تشکر از شما جناب روشن

    خواهشا نظر خودتون رو هم راجع به مباحثی که مطرح شد بفرمائید.
    محمد خلیلی

    Cameras Don't take pictures......People do



  5. #45
    Moderator nmroshan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2004
    محل سکونت
    mashad
    نوشته ها
    5,264
    تشکر شده
    38240
    تشکر کرده
    11584

    پیش فرض

    اما برای ایجاد توازن و تمرکز بیشتر بر روی سوژه اصلی (حتی با وجود فضای منفی) بازنگری در ترکیب بندی و انتخاب زاویه عکاسی ضروری به نظر می رسد.
    خب در مورد عکس و ایده‌آل‌هایمان خیلی می‌توانیم صحبت کنیم. اما به نظرم بهتر است برای چنین عکسی، همان گونه که هست بررسی شود.

    آیا ادیت شما لحظه گذارا بودن عکس را و حس عکس را با یک عکس مفهومی کلیشه ای که بارها دیدیم عوض نکرده ؟(همان طور که خودتون اشاره کردید.)
    واقعیت آن است که ارزش بسیاری از عکسها، همان ثبت یک لحظه گذرای زندگی است. لحظه‌ای که با قبل و بعد خود متفاوت است. خودم چنین عکسهایی را دوست دارم. موقع نقد عکسها اما می‌بینم که بسیاری از دوستان، عکس را نه یک برش پویا زمان که یک قطع ثابت از آن در نظر می گیرند.


    منظور من برداشت هایی است که در عکس به هیچ عنوان مشهود نیست مثل یکی از دوستان که عکس را با وجود دریا نقد کرده بود وقتی عکاس از نحوه ومکان گرفته شدن عکس بگوید و دریایی نباشد خوب تکلیف این نقدو نظر چیست؟ یا نکات دیگری که بعد از پستی که گذاشتم درست نبودن قسمت هایی از نقدهای قبلی را در بر داشت.(امیدوارم منظورم را رسانده باشم)

    یعنی عکاس می‌گوید برداشت شمای مخاطب در این چارچوب آزاد است و لاغیر؟ حال اگر احتمالاً عکس مورد نظر مفاهیم والاتری را در برداشت بی آنکه عکاس در پی آن بوده باشد باید عکس، نقد و نظر را در همان وضعیت فهم پایین‌تر نگه داشت؟


    خیر عکاس تعیین نمی کند نظر مخاطب چگونه باشد اما اینکه مخاطب برای عکس مفاهیم والا!! بسازد هم درست نیست نمونه حاضر هم بعضی نقدهای آنچنانی برای عکس هایی ضعیف در گالری!
    برای ارزیابی نقد معیارهایی وجود دارد مثل تطابق و ارتباط منطقی. اما واقعا وقتی نقدهای معروف بر عکسهای معروف را نیز بخوانید، می‌شود فهمید که این معیارها خیلی ثابت و مشخص و تعریف شده نیز نیستند. به هر حال مناسب است که هر کس موقع نقد بداند که یک آستانه مهم وجود دارد که گذر از آن، ارزش نقد را پایین می آورد. رویا پردازی یا بقولی فلسفه بافی های ناهمگون با جنس عکس، دامی است که هر کسی می‌تواند در آن بیفتد.

    تنها تعیین نام برای عکس جهت دهی نظر عکاس بر برداشت بیننده را به همراه دارد.
    این جا دو مساله وجود دارد:
    ۱- جهت دهی به برداشت بیننده توسط هنرمند:
    شرح نویسی یا اسم گذاری عکس می‌تواند با چنین هدفی صورت گیرد. هدف آنست که از پراکندگی برداشتها جلوگیری شود و با همسو نمودن آنها، بیننده را بهتر با عکس درگیر نماید. این ارتباط موثر می‌تواند در نهایت باعث ارزش‌گذاری بهتر عکس گردد.
    ۲- آیا همه عکس همان چیزی است که هنرمند می‌خواهد و دوست دارد که مخاطبانش نیز همان را درک کنند؟
    به نظرم پاسخ این سوال مهم است. هر عکس بالذات دارای خصایص و مولفه‌هایی است که بدون شرح عکس نیز قابلیت تاویل دارند. با این فرض، پاسخ سوال فوق منفی خواهد بود.

    نکته دیگر. در مورد همه عکس ها نمی‌توان قانون مشخصی را قرار داد که الزاما اگاهی از شرایط تهیه عکس یا نظر هنرمند، می‌تواند در درک آن عکس موثر باشد. برای برخی عکسها چنین است و در مورد بسیاری دیگر نیست.

    مساله دیگری که مورد بحث بود، برداشتهای متفاوت از عکس است. یکی احساس آرامش دریافت کرده و دیگری چنین نظری ندارد. چرا برداشتهای ما متفاوت است؟
    ۱- تجربه افراد در دیدن آثار هنری و میزان تلاش فکری افراد در فهم و درک آثار متفاوت است. فرض کنید یک نمایش عمومی از فیلمی مانند پرسونا، سولاریس، داگ ویل و یا ماتریکس برای دوستان فعال در همین سلسله بحثها بگذاریم. آیا برداشتها و تحلیلهای افراد در پایان فیلم یکسان است؟
    ۲- یکی دیگر از علل تفاوت برداشتها، روش برخورد با آثار است. روشهای مختلفی برای نقد آثار می شناسیم: روشهای تحلیل متنی، تحلیل نظام. نتیجه این روشها الزاما یکی نیست.
    ۳- درک نشانه‌ها و تحلیل آنها در نزد افراد مختلف متفاوت است.
    نعما م. روشن
    مقالات سایت عکاسی |وبلاگ (از عکاسی) | اینستاگرام : Nemaroshan

صفحه 5 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 5

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •