صفحه 1 از 12 1 2 3 4 5 11 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج : از شماره 1 تا 10 , از مجموع 111
Like Tree327تشکر

موضوع: تاملاتی در باب عکاسی

  1. #1
    كاربر فعال
    تاریخ عضویت
    December 2006
    نوشته ها
    676
    تشکر شده
    4064
    تشکر کرده
    285

    پیش فرض تاملاتی در باب عکاسی

    سلام!
    خب! من یک بار سعی کردم که یک بحثی رو اینجا شروع کنم اما موفق نشدم. ایندفعه سعی می*کنم از یک راه دیگه وارد بشم. فقط قبل از شروع چند تا خواهش رو خیلی خلاصه عرض می*کنم، از دوستان هم تمنا می*کنم اگه مشکلی دارن با فلسفه وجودی همچین موضوعی تو سایت و بی*ربط به عکاسی می*دوننش یا ربط اون رو خیلی کلی و نامربوط می*دونن یا لطف کنن و این تاپیک رو در کل Ignore کنن یا اینکه اگه فکر می*کنن همچین تاپیکی به کلیت و موضوعیت سایت عکاسی آسیب وارد می*کنه موضوع رو مستقیم به مدیران بگن که اگه لازم دونستن تاپیک رو پاک کنن.

    1- هدف من اینه که تو این تاپیک خیلی راحت نظراتم رو با بقیه به اشتراک بگذارم و از نظرات اونها استفاده کنم تا حداقل دید خودم (و در شرایط ایده*آل دید خوانندگان این موضوع) در مورد مسایل مرتبط گسترده*تر بشه.

    2- همونطور که نظارت خودم رو شخصی می*دونم دیدم در مورد نظرات دیگران هم همین هست، از شما هم خواهش می*کنم به حریم خصوصی افراد احترام لازم رو بگذارید و در مورد مسایلی که ممکنه یک نفر بنا به فرضیات و اعتقادات و علایق و دید خودش یک چیزی رو تحلیل کنه با توجه به دیدگاه طرف مقابل نظرش رو نقد بکنن. نقد یک دیدگاهی که بر اساس فرضیاتی که ما درست نمی*دونیم بنا شده بی*فایده خواهد بود و از طرفی آوردن این دیدگاه و نظر هم توی سیستم فرضیات خودمون اونقدر مفید فایده نخواهد بود پس خواهش می*کنم به این مسایل دقت کنید و به طور پیش فرض نظرات هر فردی رو برخواسته از فرضیات فکری اون آدم و جهان*بینیش در نظر بگیرید و این چهارچوب رو همیشه تو ذهن داشته باشید.

    3- نکته دیگه اینه که اینجا بحثها هم علمی قراره باشه هم غیز علمی. همه ما یک دید نسبت به همه مسایلی که قراره اینجا مطرح بشه داریم ولی هیچ لزومی نداره این دیدها پایه غلمی یا فلسفی شناخته شده*ای داشته باشه. ممکنه ما یک چیزی رو فقط چون فکر می*کنیم زیباست بهش «اعتقاد» داشته باشیم و هیچ مشکلی هم نیست که در مورد اعتقادمون صحبت کنیم. ممکنه این اعتقاد هیچ پشتوانه علمی یا هنری ثبت شده*ای نداشته باشه یا اگه هم داشته باشه ما ازش آگاه نباشیم ولی ندونستن اسم یک متفکر یا یک طرز تفکر نباید مانعی بشه برای اینکه دید خودتون رو بیان کنید. خواهش می*کنم خیلی راحت و هر جور که صلاح می*دونید و فکر می*کنید درسته در مورد مسایل نظر بدید، ممکنه اصلاً تخصص شما فلسفه هنر باشه برای مثال ولی ترجیح بدید با یک زبون خیلی عامی و ساده و خودمونی درباره یک مساله*ای بنویسید...

    4- با توجه به بند قبل خواهش می*کنم در مورد کسی از روی نظراتش قضاوت نکنید، حتی اگه خودتون رو در جایگاهی می*دونید که به خودتون صلاحیت می*دید در مورد یک همنوع قضاوت کنید خواهش می*کنم اینکار رو به صورت شخصی انجام بدید، هدف ما از این بحث پی بردن به ذات افراد نیست بلکه می*خواهیم خودمون رو روشن*تر کنیم نسبت به مسایلی که خیلی وقتها با یک پیشفرضهایی به سراغشون می*ریم...

    5- دیگه کافیه :) من نه اینجا مدیرم نه می*تونم نوشته کسی رو پاک کنم نه ویرایش نه هیچ چیزی (اگه هم می*تونستم هیچوقت همچین کاری نمی*کردم!) اما به عنوان یک دوست کوچیک (یا اگه افتخار دوستی نمی*دید یک عضو تازه*وارد سایت عکاسی) از شما خواهش می*کنم به این مسایل توجه داشته باشید تا بتونیم یک بحث تمیز و شیک و دوستانه رو پیش ببریم که بلکه کیفیت کارمون -عکاسی- رو ارتقا بده.

    باز هم ممنونم :)
    yasin-m و aidin594 تشکر می‌کنند.
    کاوه!
    [EYES] [576 Megapixel Retina] [2 x Natural 22.3mm F3.2] [ISO 1 -800]

  2. #2
    كاربر فعال
    تاریخ عضویت
    December 2006
    نوشته ها
    676
    تشکر شده
    4064
    تشکر کرده
    285

    پیش فرض ساعت

    سلام!

    چند وقت پیش ساعت دیواری رو باز کرده بودم و همه چیزش رو جدا کرده بودم از هم که تمیزش کنم... وقتی کارم تموم شد دیدم عقربه*هاشو می*شه رو هر ساعتی که می*خواهم دوباره جا بزنم، یعنی می*تونستم بدون تغییر سیستم مکانیکی ساعت اون رو رو هر ساعتی که دوست دارم تنظیم کنم، این مساله یه چیز مهمی رو یادم انداخت! موتور ساعت (در واقع خود ساعت) نمی*دونه ساعت چنده ولی می*تونه وقت رو به ما نشون بده... خود ساعت هیچ اطلاعی نداره که ساعت چند هست در این لحظه خاص ولی من بیننده که بهش نگاه می*کنم می*فهمم که ساعت الآن 12 و نیم هست برای مثال، کار عکاس هم تو خیلی موارد می*تونه اینطوری باشه، عکاس ممکنه مثل خود ساعت عمل کنه و یک چیزی رو نشون مخاطبش بده که خودش نمی*دونه چیه ولی بیننده باتوجه به دانش و اطلاعاتی که داره ممکنه بتونه یک چیز خیلی سودمند از عکسی که می*بینه برداشت کنه.

    یکی از اهداف من اینه که در مورد این مکانیزم با هم صحبت کنیم. اینکه چطوری می*تونیم با مخاطب حرف بزنیم و یک کمکی بهش بکنیم بدون اینکه خودمون هم بدونیم داریم چیکار می*کنیم، این وسط چه اتفاقی میوفته؟ و آیا اصلاً ما می*تونیم هوشیارانه همچین کاری بکنیم یا اینکه همچین چیزی به کل از کنترل عکاس خارج هست و باید به انتظار شانس نشست؟ اگه به نظر شما می*شه کنترل کرد یک سوال دیگه مطرح می*شه و اونم اینه که از کجا می*دونید که مخاطب شما بلده ساعت رو بخونه؟

    ممنونم.
    yasin-m، kooshanjazayeri، Navid7h و 4 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    کاوه!
    [EYES] [576 Megapixel Retina] [2 x Natural 22.3mm F3.2] [ISO 1 -800]

  3. #3
    كاربر ويژه infinity آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2006
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,941
    تشکر شده
    7789
    تشکر کرده
    4381

    پیش فرض پاسخ: تاملاتی در باب عکاسی

    درباره موسیقی مطلبی رو میدونم.
    حالا چرا موسیقی و نه عکاسی؟ چون در اون باره مطمئن ترم و بهتر میتونم از نظراتم دفاع کنم.

    شنونده موسیقی باید بلد باشه ساعت رو بخونه و اگر بلد نبود الزاما به معنای لذت نبردن و نفهمیدن و ارتباط برقرار نکردن نیست، اما میزان این پارامترها در کسی که موسیقی و خوب شنیدن را میداند، مقادیری بالاتر از نظر کمی و کیفی به خود اختصاص میدهند.

    فکر میکنم تمام شاخه های هنر همین طور باشد. نیاز به دانستن اصول هنری هنر و اصول علمی هنر مسئله ای بسیار مهم است.
    هادی هژیرآذر

  4. #4
    كاربر فعال
    تاریخ عضویت
    December 2006
    نوشته ها
    676
    تشکر شده
    4064
    تشکر کرده
    285

    پیش فرض پاسخ: تاملاتی در باب عکاسی

    نقل قول نوشته اصلی توسط infinity نمایش پست ها
    ... نیاز به دانستن اصول هنری هنر و اصول علمی هنر مسئله ای بسیار مهم است.
    خوب، حالا دو تا سوال مطرح می*شه، یکی اینکه من نوعی اگه قرار باشه یک عکسی بگیرم موقع عکاسی باید به مخاطبم فکر کرده باشم؟ یعنی باید از اول بدونم که این عکس قراره یبل*بورد بشه و روزی چند ده هزار نفر با سوابق و اطلاعات و سطح سواد مختلف بخوننش، یا قراره تو یه مجله تخصصی چاپ بشه یا اینکه اصلاً قراره فقط خودم بهش نگاه کنم؟ یعنی موقع عکاسی باید حواسم باشه، باید آگاه باشم به این موضوع یا نه بهتره فراموشش کنم و عکسم رو بگیرم تا ببینم چی پیش میاد؟

    دوم اینکه اصلاً به نظر شما خود عکس چقدر حامل پیام هست؟ جلوتر دوست دارم در مورد مدلهای انتقال پیام حرف بزنیم و نظریه*های مرتبط ولی عکس رو در نظر بگیریم، عکس با این دید به هیچ وجه حامل 100٪ پیام نیست، خوب، چقدر از پیام تو خود عکس هست؟ بیشتر از نصفش یا کمتر؟ چقدر رو بر عهده بیننده (یا شنونده) می*دونید؟

    و یک سوال کلی*تر، اعتقاد دارید که امروز، تو دنیای امروز با همه تاریخی که برای هنر داریم و همه کارهای هنری که انجام شدن و همه کارهایی که مخاطب*پسند بوده*اند اساساً چیزی به اسم اصول هنری و اصول علمی هنر باقی مونده که بشه مثل یک علم بهش استناد کرد و یا انتظار داشته باشیم یک عده*ای ازش آگاه باشن؟ یعنی همچین قواعدی هست هنوز؟

    ببخشید همش سوال پرسیدم، خودم هم فکر می*کنم و نظر خودم رو می*نویسم.
    کاوه!
    [EYES] [576 Megapixel Retina] [2 x Natural 22.3mm F3.2] [ISO 1 -800]



  5. #5
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    February 2006
    نوشته ها
    472
    تشکر شده
    566
    تشکر کرده
    547

    پیش فرض پاسخ: تاملاتی در باب عکاسی

    يك بار يك مسئله شبيه اين قضيه رو در تلويزيون ديدم
    يك برنامه نقد فيلم بود كه جزئيات اون كه در باره چه فيلمي بود رو يادم نيست

    سه چهار تا منتقد معروف هم در اون برنامه حضور داشتند

    اقا نميدونيد چه حرفهايي راجع به اين فيلم ميزدند

    يكي ميگفت منظور كارگردان از از اين طرز حركت دوربين نشان دادن فلان مسئله هست و بعد او نو ربط ميداد به مثلا فلسفه ملا صدرا

    يكي ميگفت هدف از نشان دادن فلان كلوزاپ كنايه زدن به فلان مسئله هست و بعد اونو ربط ميداد به سيستم كومونيستي و دلايل فرو پاشي اون

    يكي ديگه صحبتهاشو با خوندن شعر هاي حافظ و مولانا شروع ميكرد و بعد درمورد تنها چيزي كه صحبت نميكرد فيلم بود

    خلاصه اين برنامه تبديل شده بود به فرصتي براي خود نمايي و اظهار فضل كردن اقايون كه داشتن معلوماتشون رو در مورد مسائل مختلف به رخ هم بكشند ولي معلوم بود كه همشون " همه كاره و هيچكاره " هستند و واقعا در يك موضوع مشخص صاحب نظر نيستند

    در برنامه بعدي از خود كارگردان فيلم دعوت شده بود بعد از نشان دادن تصاوير ضبط شده بر نامه قبل كارگردان خندش گرفته بود و ميگفت منظورمن اصلا اينها نبوده وخيلي ساده ميخواستم فلان مطلب رو به مخاطب القا كنم

    خلاصه اينكه هركسي از ديد خودش به يك موضوع نگاه ميكنه و اين يكي از مشخصه هاي هنر هست كه مثل رياضي راه حل و جواب مشخصي نداره كه در همه جا يكسان باشه

    به همين دليل من فكر ميكنم كه هنرمند بايد با ديد خودش به يك موضوع نگاه كنه نه اينكه بگه اگه اين اثر رو ديگران ببينند چه تفسيري ميكنند
    amparisay و hossein137 تشکر می‌کنند.

  6. #6
    كاربر ويژه infinity آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2006
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,941
    تشکر شده
    7789
    تشکر کرده
    4381

    پیش فرض پاسخ: تاملاتی در باب عکاسی

    من نوعی اگه قرار باشه یک عکسی بگیرم موقع عکاسی باید به مخاطبم فکر کرده باشم؟
    %100
    معتقدم :
    باید از اول بدونم که این عکس قراره بیلبورد بشه و روزی چند ده هزار نفر با سوابق و اطلاعات و سطح سواد مختلف بخوننش، یا قراره تو یه مجله تخصصی چاپ بشه یا اینکه اصلاً قراره فقط خودم بهش نگاه کنم
    و یک سوال کلی تر، اعتقاد دارید که امروز، تو دنیای امروز با همه تاریخی که برای هنر داریم و همه کارهای هنری که انجام شدن و همه کارهایی که مخاطب پسند بوده اند اساساً چیزی به اسم اصول هنری و اصول علمی هنر باقی مونده که بشه مثل یک علم بهش استناد کرد و یا انتظار داشته باشیم یک عده ای ازش آگاه باشن؟
    در کجای دنیا و کدام جماعت؟!!!

    ===================

    اوج اثر هنری آن است که در نهایت خلاقیت های هنری و اصول تکنیکی، در نهایت سادگی باشد، حتی افراد عقب مانده ذهنی را هم جذب کند.

    مقایسه کنید ترانه : " تولد، تولد، تولدت مبارک " اثر انوشیروان روحانی با " آب زنید راه را، بوی بهار میرسد..." اثر دکتر ریاحی. که هر دو هنرمندانه آفریده شده، اما اولی عامه پسند تر است، هنر چند به دومی هیچ اشکال فنی و هنری واضح وارد نیست.
    مقایسه کنید "موسیقی کوچک شبانه" موتزارت را با "پرستش بهار" ایگور استراوینسکی

    عوام به معنی افراد دور از هنر و ناگاه از اصول آن با مفاهیم اولیه موجود در طبیعت یا نهاد آدمی راحت تر ارتباط برقرار میکنند. مفاهیمی چون تضاد، تقارن، تکرار، تقاطع و مانند آن.

    اما از طرفی هرچه فرد به طبیعت و زندگی عادی نزدیک تر باشد و هر چه روحی پالایش یافته تر داشته باشد به ظرائف هنری والاتری دست پیدا میکند. چوپان و دهاتی های بیسواد را دیده و شنیده اید که خواستگاه موسیقی فولکلوریک جهان بوده اند و ماندگار ترین ترانه ها ! "دختر بویر احمدی، مستم مستم و ...."
    رقص های مجار برامس بر اساس همین نواهاست و به همین دلیل به این زیبایی و ماندگاری تا جایی که چارلی از شماره 5 اش، برای آن صحنه ریش تراشی معروف عصرجدید بهره جست.
    yasin-m تشکر می‌کند.
    هادی هژیرآذر

  7. #7
    كاربر ويژه infinity آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2006
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,941
    تشکر شده
    7789
    تشکر کرده
    4381

    پیش فرض پاسخ: تاملاتی در باب عکاسی

    حالا چرا من زدم تو کانال موسیقی ؟! چون هرگاه میخواهند راجع به مفاهیم موسیقایی صحبت کنند با مثالهای بصری بخصوص نقاشی، طرح موضوع میکنند و نتایج بسیار پرباری دارد.

    بر این باورم:

    عمده فعالیت هنرمند برای ارائه به دیوار و پستو و زیر پله ای خانه اش نیست! برای ارائه به جامعه است تا ...

    مفهومی منتقل کند یا تحسین شود.

    پس آثاری که مخاطب بیرونی ندارند یا باری ندارند یا مخاطبین خیلی از مرحله پرت اند، مثل زمان ژرژ بیزه و اپرای معروف کارمن که در اولین اجرا با گوجه فرنگی و تخم مرغ گندیده مواجه شد و پس از مرگش تازه به اوج اثر پی بردند! و هنوز هم تر و تازه است.
    هادی هژیرآذر



  8. #8
    كاربر فعال
    تاریخ عضویت
    December 2006
    نوشته ها
    676
    تشکر شده
    4064
    تشکر کرده
    285

    پیش فرض پاسخ: تاملاتی در باب عکاسی

    نقل قول نوشته اصلی توسط نادر نمایش پست ها
    ... من فكر ميكنم كه هنرمند بايد با ديد خودش به يك موضوع نگاه كنه نه اينكه بگه اگه اين اثر رو ديگران ببينند چه تفسيري ميكنند
    نقل قول نوشته اصلی توسط infinity نمایش پست ها
    %100
    معتقدم ...
    این شد دو تا نظر کاملاً متفاوت. حالا من یک سوال دیگه مطرح می*کنم که یک جوری از اثرات جانبی این دو نوع دید می*شه، از آقای نادر سوال دارم که اگه هنر رو به کل شخصی کنیم و ارزشش رو و پیامش رو (فرض بر اینه که اثر قصد داره پیامی بده) اون موقع ماجرای تعهد چی*میشه. یعنی اگه شخصی به قضیه نگاه کنیم مجبور می*شیم تعهد هنرمند رو فقط به اعتقاداتش بدونیم نه به مخاطبش. اون موقع باید برای هنرمند (بخوانید هنرمند سرکش) ارزشی والاتر از کلیت جامعه قایل بشیم. مثالی بزنم، چند روز پیش کتاب قصه کوچکی می*خواندم به اسم تاکسی نوشت*ها (اثر آقای ناصر غیاثی، انتشارات کاروان، 1400 تومان) که در یکی از داستانک*ها نویسنده خیلی آزادانه به مصرف علف توسط جوانان آلمانی اشاره کرده بود و یک جورهایی حسودیش شده بود که چقدر اینها خوش هستند و اینها... خوب! شاید برای ایشون و شاید حتی برای بنده اصلاً مساله مهمی نباشه این قضیه و خیلی طبیعی بهش نگاه کنیم ولی وقتی چندهزار نسخه از این کتاب توی تمام ایران چاپ می*شه و دانش*اموز 15 ساله تا پیرمرد 80 ساله ممکنه این کتاب رو بخونن اون موقع تکلیف چیه؟ شاید خود من اگه تو 16 سالگی این رو می*خوندم یک جوری تابویی که از این ماجرا داشتم از بین می*رفت و شاید همون موقع اگه یک نفر همچین چیزی بهم تعارف می*کرد رد نمی*کردم (و نمی*خواهم بحث کنم که همچین چیزی خوبه یا بده، حتی اگه خوب می*بوده من 16 ساله نمی*تونستم درست تشخیص بدم و ممکن بود کاری بکنم که بعدها برام پشیمونی به بار بیاره...). خوب، به نظر شما این نویسنده کارش درسته؟ بعنی چون برای خودش این ماجرا حل شده و همه جوانبش رو می*دونه و خودش همچین چیزی رو درست یا غلط می*دونه اجازه هم داره نظرش رو آزادانه برای همه تبلیغ کنه؟ یعنی نباید نسبت به جامعه احساس تعهد کنه؟ خواهش می*کنم از مسیر خارج نشیم، من منظورم این نیست که بگم نباید بگه، می*گم اصلاً فرض کنیم ایشون طرفدار همچین چیزی یا مخالفش، به نظر شما ایشون وظیفه*داره که چیزی رو که درست می*دونه از مدیومی که در اختیارش هست تبلیغ بکنه یا نه؟ و یا اینکه باید به مخاطبش و جامعه مخاطبین هم فکر بکنه؟ اینکه اونا تو چه سطحی هستن و چه می*کنن و نظرات (صحیح) ایشون چه اثری ممکنه رو این جامعه بگذاره و حتی اینکه به تاویل و تفسیر نظرشون توسط مخاطب هم باید توجه بکنه یا نه؟؟ ممکنه مستقیم نگه ولی بعضی مخاطبها نظرش رو جوری تفسیر کنن که ایشون نمی*خواسته، آیا ایشون باید احساس مسوولیت بکنه یا نه؟ اگه آره پس ناخودآگاه موظف می*شه به مخاطب فکر کنه و اگه نه پس هنرمند مسوولیتی نسبت به جامعه نداره و برای خودش کار می*کنه و این بستر و مدیومی هم که در اختیارش هست رو می*تونه آزادانه به*کار ببره و به عموم ارایه کنه و اونا باید با شعور و درک خودشون سره رو از ناسره تشخیص بدن؟

    من خودم هنوز هیچ طرف این ماجرا نایستادم.



    نقل قول نوشته اصلی توسط infinity نمایش پست ها
    اوج اثر هنری آن است که در نهایت خلاقیت های هنری و اصول تکنیکی، در نهایت سادگی باشد، حتی افراد عقب مانده ذهنی را هم جذب کند. ... اما از طرفی هرچه فرد به طبیعت و زندگی عادی نزدیک تر باشد و هر چه روحی پالایش یافته تر داشته باشد به ظرائف هنری والاتری دست پیدا میکند. ...
    خب یک مساله*ای حل نشده باقی می*مونه و اون هم ایجاز مخل هست و اطناب ممل. به نظر شما من باید چیکار کنم که اثرم اونقدر فشرده نشه که توی رسوندن پیام مشکلی ایجاد بشه (ایجاز مخل) و یا اینکه توضیحاتم کیفیت اثر رو پایین نیاره و در نتیجه اثر رو سطحی نکنه یا اینکه حوصله مخاطب رو سر نبره (اطناب ممل)؟ آیا در نهایت مجبور به انتخاب مخاطب خواهم شد؟ یعنی هنر رو در نهایت باید دو جور تولید کرد؟ برای مخاطب عامی و برای مخاطب حرفه*ای؟ پس باید مخاطب رو قبل از تولید هنر شناخت؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط infinity نمایش پست ها
    حالا چرا من زدم تو کانال موسیقی ؟! ...
    به نظر من که کار بسیار پسندیده*ای کردید و ممنون از اظهار نظر و پیگیری شما.
    کاوه!
    [EYES] [576 Megapixel Retina] [2 x Natural 22.3mm F3.2] [ISO 1 -800]

  9. #9
    كاربر ويژه infinity آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2006
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,941
    تشکر شده
    7789
    تشکر کرده
    4381

    پیش فرض پاسخ: تاملاتی در باب عکاسی

    حالا یک نکته سوم هم این وسط اضافه میشه . هنرمندی که رسالتی روی دوش خودش احساس میکنه و متوسط افراد جامعه هیچ درکی از آن رسالت و مفاهیم و احساسات مرتبط با آن ندارند!

    جوامعی که تا موسیقی کلاسیک یا سنتی درست و حسابی (بر مبنای معیارهای علمی و هنری میشنوند) میگویند: " اه اه " و تا دامبولی دیمبولی های درجه 3 لوس آنجلسی (که اکثر لوس آنجلسی های پیش کسوت هم حتی قبولش ندارند) میشنوند میگویند: " به به "

    پس در نتیجه من عکاسی قابل فهم برای عموم اما، تعالی بخش رو بیشتر میپسندم. هر چند موافق عکاسی قابل فهم برای فقط خواص هم هستم، چون در تعالی علم و هنر عکاسی خواص فراوانی دارد.
    هادی هژیرآذر

  10. #10
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    February 2006
    نوشته ها
    472
    تشکر شده
    566
    تشکر کرده
    547

    پیش فرض پاسخ: تاملاتی در باب عکاسی

    من اينجا ميخوا يك سوال مطرح كنم كه در ادامه بحث دچار مشكل نشيم چون من با خيليها سراين مسائل اختلاف دارم از جمله چند تا از دوستان خودم كه در گير مسائل هنري هستند

    عوام يعني چه ؟

    فرهيخته چه كسيست ؟

    سواد ؟

    شعور ؟

    هنرمند ؟

    ايا كسانيكه معومات ما را ندارند ولي در مقابل در ضمينه هاي ديگر بسيار دانشمند هستند را ميشود عوام دانست؟

    بسيار ديدم كه مثلا كسي كه معلومات ادبي زيادي دارد يا مثلا در يك زمينه هنري مدتي فعال بوده درمورد يك پزشك جراح چنين گفته " بابا اينا همه عمرشون سرشون توكتاب بوده فقط خر زدن از واقعيات جهان چيزي هاليشون نيست تك بعدي هستند يارو يه دور حافظ رو نخونده نميدونه موسيقي يعني چي و ... "

    غافل از اينكه اين ادم براي اينكه به جايي برسه كه بتونه قلب من وشما رو از بدنمون در بياره اون رو ترميم كنه و دوباره سرجاش بگذاره مجبور بوده سالهاي زيادي از عمرش رو فقط وقف ياد گيري يك رشته كنه

    حالا درسته به دليل اينكه مثلا ما يك بيت شعر ميخونيم اون نميتونه همراهي كنه يا مثلا اسم سازنده يا نوازنده فلان اثر هنري رو نميدونه ما سطح فهم اون رو زير سوال ببريم ؟

    بنظر من انجام دادن يك كار به نحو احسن يعني هنر اگر اينگونه بيانديشيم اطرافمون هنرمندان بي هنر و بي هنران هنرمند بسياري مشاهده ميكنيم

    ساختار و منطق ذهني انسانها باهم متفاوت است بعضيها رياضيشون خوبه بعضيها گوش موسيقي قوي دارند بعضيها طبع شعر و شاعري دارند

    حدود 6 يا 7 سال پيش يكي از دوستانم شروع كرد به تعريف كردن از احمد شاملو يكدفعه من گفتم شاملو ديگه كيه ؟

    يكدفعه انگار زمين و زمان رو سرش خراب شد وشروع كرد به چرت و پرت گفتن كه توشاملو رو نميشناسي ؟

    گفتم نه مگه تو هايزنبرگ رو ميشناسي ؟ مگه تو رينولدز رو ميشناسي ؟ مگه تو .. رو ميشناسي ؟

    ميدونيد چرا چون وقتي اون داشت شاملو ميخوند من داشتم تو سر خودم ميزدم كه يك معادله بسل روحل كنم وقتي اون داشت سهراب سپهري ميخوند من داشتم مثلا يك سيال رو توكامپيتر شبيه سازي ميكردم

    حالا درسته من به اون بگم تو خودتو در گير توهمات كردي و از عالم واقعي هيچي نميدوني؟ نه درست نيست

    يك دليل اينكه نوابغ هنري پس از مرگ كشف ميشن اينه كه شايد از زمان خودشون جلوترند و كارهايي ميكنند كه براي ادمهاي معمولي قابل درك نيست و به اين مسئله هم اهميت نميدند ولي خيليها دقيقا همين مسئله براشون مهمه : توجه مردم .

    مثل فيلمهاي جشنواره اي ايران كه در خارج از مرز ها ابرويي براي ما نگذاشتند وبراي در يافت جايزه كاري كردند كه همه فكر ميكنند ما تو ايران لب جوب ميخوابيم

    خلاصه در اين دنيا همه يكجوري هنرمند هستند فقط بستگي به تعريفمون از هنر داره

    هميشه وقتي سوار هواپيما ميشم از موقعيكه موتور ها به غرش در ميان و اين غول به پرواز درمياد تا زمانيكه صحيح و سلامت 1000كيلومتر اونورتر به زمين ميشينه به فعل وانفعالات انجام شده فكر ميكنم

    ايا ساخت اين وسيله هنر نيست ؟

    براستي هنرمند يعني چي ؟



    ببخشيد بعد از زدن اين پست پستهاي قبلي روديدم

    درجواب كاوه خان

    من معتقدم بايد سطح فرهنگ وسواد و اموزش در جامعه تا جايي بالا بره كه هر هنرمند ازاد باشه هر كاري خواست بكنه و باعث گمراهي مردم هم نشه تو كشو رما تو روز روشن ميان دروغ ميگن ( پول نفت و سفره و اينحرفها ) مردم ما باور ميكنند

    بله در چنين جامعه عقب مانده اي نبا يد در يك كتاب مثلا درمورد حشيش صحبت بشه
    ویرایش توسط نادر : Tuesday 20 February 2007 در ساعت 16:13
    monomono و hossein137 تشکر می‌کنند.

صفحه 1 از 12 1 2 3 4 5 11 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •