صفحه 2 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 5 آخرینآخرین
نمایش نتایج : از شماره 11 تا 20 , از مجموع 41
Like Tree166تشکر

موضوع: نقد عکس شماره ۳۷

  1. #11
    كاربر همراه
    تاریخ عضویت
    November 2006
    نوشته ها
    231
    تشکر شده
    2147
    تشکر کرده
    817

    پیش فرض

    بنا نیست آنچه که در نزد ما ارزشمند است، نزد خودمان بماند و بس! که اگر چنین بود اصلاً اینجا چه می کردیم؟!
    مطمئن باشید اگر شما تنها یک «نه» می گفتید (که همه ی نوشتار شما نیز البته محتوایی جز این نداشت) من نمی گفتم بهتر است که این نه ی شما نزد خودتان بماند!
    اما روی سخن شما با نقد من بود که آن را از درجه ی اعتبار، ساقط دانسته بودید (بدون اقامه ی هیچ نقد دیگر و حتا هیچ استدلالی). برای هر کسی آسان است که در برابر هر سخنی، فقط بگوید: «نه».
    این نه گفتن، زمانی ارزشمند است که یک دنیا سخن و اندیشه در پس پشت داشته باشد. نه اینکه گوینده، تنها به نخستین احساس خود چون بزرگترین ارزیاب و سنجشگر جهان در برخورد با هر عکس یا هر اثری پشتگرم باشد و چشم و گوش را یکسره بر هر نقد و نظر دیگری فرو بندد!

    نه ی شما نه تنها پس زمینه ای سترگ نداشت که حتا می خواست دیگران نیز همه پرچم نه برافرازند و هیچکس دم از آری نزند!
    اتفاقاً زمانی که تنها یک نه بر زبان داریم و عکسی را فاقد هر گونه ارزش برای بررسی می دانیم، آن نه را باید نزد خودمان نگه داریم تا ببینیم دیگران چه میگویند و چه می اندیشند. همین که وارد گفتگویی نمیشویم و آری گویی دیگران را سپاس نمی گزاریم، این خود میتواند به منزله ی نه گویی ما باشد. سرانجام نیز اگر دیدیم همه به گمراهی کشیده شده اند، با یک نه و یک دنیا دلیل برای این نه، به میدان می آییم و روشنگری میکنیم.
    البته باز هم می گویم که شما مختارید که از همان آغاز، نه بگویید و بس. اما بگذارید کسی که آری می گوید، درهای اندیشه اش را بگشاید.
    نه ی شما محفوظ است. نگران نباشید.

    من نشانه ها و انگیختارهای عکس را بر می شمارم و شما باز می گویید ساختگی است!
    گویا شما انتظار دارید که یک عکس بیاید و همه چیزش را عریان در کف دست بگیرد و همه برایش به نشانه ی تأیید، سر تکان بدهند!
    چنین عکسی که تمامی حرفش را خود بر زبان دارد و همگان نیز با یک نگاه، آن را در می یابند، دیگر چه حرفی درباره اش باقی میماند؟!

    نکند شما توقع داشتید موج و آتش و اسب، به راستی از موهای این مرد، بیرون بزند تا به سخنان من آری بگویید؟!
    نکند واقعاً باید آبشار طبیعی از سر این انسان، فرو می ریخت تا باور کنید که این موها یادآور جریان و حرکتی هستند؟!

    لابد اینهمه حافظ پژوه و دانشمند که یک خرابات گفتن حافظ، آنان را چون موجی به هزار گوشه ی زندگی انسان می برد، خیالباف و متوهم بوده اند که متوجه منظور مستقیم حافط نمیشدند و خرابات برایشان یادآور هزاران چیز دیگر بود!

    ما از نشانه ها و انگیختارهای تصویر، سخن می گوییم. نشانه هایی که دست ما را می گیرند و به دوردست ها می برند.
    بله این بسیار مهم است که عناصر و اشکال یک تصویرِ، یادآور چیزهایی بزرگتر و گسترده تر در ذهن و روان ما باشند.
    اگر کسی یاد پدربزرگ گرامی اش می افتد، احساس او چندان کمکی به پیشبرد گفتگو نمی کند، چرا که پدربزرگ شخص او پدربزرگ همگان نیست و نمیتواند احساسی فراگیر، پدید بیاورد! اما به یاد اسب و دریا و آتش و آبشار افتادن میتواند برانگیزاننده ی هزاران احساس در هر انسانی به فراخور حالش باشد.
    حالت گیسوی این پیرمرد، بیش از آن که من بخواهم برایش تصویرسازی کنم و توجیه بتراشم، شبیه امواج دریاست و حرکتی پیچشی در تمامی تارهای خود دارد.

    برخلاف گمان شما من این عکس را قابل نقد و بررسی می دانم و البته در این مورد، تنها یک آری نگفته ام.
    من نیز بر این باورم که نقد باید از دل اثر برخیزد و نقد من نیز درست بر همین پایه، استوار است. شما میگویید نه، باشد بگویید. نه گفتن که چیزی را عوض نمیکند.
    من آنچه را که باید نوشتم. اینک عرصه برای نه گویی مهیاست.

    .
    nmroshan و mSafdel تشکر می‌کنند.

  2. #12
    كاربر فعال ahmad.abaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    941
    تشکر شده
    3516
    تشکر کرده
    3137

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط eternal نمایش پست ها
    سلام:(اینم جواب اون چپ محمد علی)
    خب شما هم کمی شتابزده دارین به موضوع مینگیرن! با بخشی از فرمایش شما موافقم اما نقد آنچیزی نیست که شما یا من نوعی دوست داریم بگیم یا بشنویم . نقد فی الواقع اجزائی دارد و اولین و مهمترینش توصف و بیان آبژه بعنوان رکن اصلی در اولین گام و در قدمهای بعدی تحلیل سابژه و تفسیر و ارزیابی اثر.آنچه که با زبان شعر (تاکید میکنم شعر) بییان گردید و در مقدمه آن نیز عرض شد این شعر اندر وصف این عکس آمده که از مهدی سهیلی (پدر بزرگ منم نبوده) وام گرفته شد لذا بنده عرض نکردم این شعر در نقد این عکس که عرض شد در وصف آن بوده لذا در اولین مرحله از نقد این عکس گامی برداشته شد حال بقول شما شاید نمیشود در مورد این عکس جلوتر رفت چون لابد چیزی و جوهری بیش از این ندارد. ارادت
    سلام
    جواب چپ محمد علی رو جورج فورمن هم نتونست بده...حالا بماند

    دوست عزیز،شما که فرمایش کردید و از اجزای نقد گفتید ، در مورد پیش رو بفرمایید آبژه رو توصیف و بیان کنید و بعد هم سوبژه رو تحلیل و تفسیر کنید تا من هم برام روشن بشه
    حقیقتاً عرض میکنم ، پاسخ این سوالات رو به من بفرمایید : در این تصویر
    سوژه چیه؟
    آبژه چیه؟
    این عکس در چه ژانری قرار میگیره؟

  3. #13
    كاربر فعال eternal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2012
    نوشته ها
    523
    تشکر شده
    5458
    تشکر کرده
    4174

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmad.abaee نمایش پست ها
    سلام
    جواب چپ محمد علی رو جورج فورمن هم نتونست بده...حالا بماند

    دوست عزیز،شما که فرمایش کردید و از اجزای نقد گفتید ، در مورد پیش رو بفرمایید آبژه رو توصیف و بیان کنید و بعد هم سوبژه رو تحلیل و تفسیر کنید تا من هم برام روشن بشه
    حقیقتاً عرض میکنم ، پاسخ این سوالات رو به من بفرمایید : در این تصویر
    سوژه چیه؟
    آبژه چیه؟
    این عکس در چه ژانری قرار میگیره؟
    اگه جرج هم نتونست بده پس اینجا چه میکنه! پای چشم ما هم کبود میشه.
    آقا قرار نشد سوالات سخت بپرسین. در خط اول عرایض گفته شد که کمی رئال و تا قسمتی فرمالیستی و انتزاعی.از این جهت که یکی یال اسب دید و یکی گیسوی یار و یکی پای فیل مولانا...ولی آبجکتیو این عکس مویی سفید!( من میبینم البته شاید شما چیز دیگری ببینید) است خب در این حد که میشود وصفش کرد؟!نه؟بقول فرمالیستها عکس هیچی و هیچی هم که نداشته باشه بلاخره چهار تا خط و نقطه که یک فرم(با معنی یا بی معنی) را تشکیل میدن که داره.
    nmroshan، ahmad.abaee و Moty تشکر می‌کنند.

  4. #14
    كاربر ويژه kiavash آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    نوشته ها
    2,036
    تشکر شده
    9000
    تشکر کرده
    8360

    پیش فرض

    سلام
    حداقل کاری که از یک عکس قابل تأمل بایدبکنه، اینه که بادیدنش عقل دستور تأمل بده به چشم وچشم هم مثل همه هنرها لذت دیدن هنر را به عقل وروح هدیه کند.
    حالااگه عکسی ادم رو درگیرنکنه وباعث مکث نشه ،به نظرمن عکس خوبی نیست و هرچیزی دربارش نوشته میشه هم ،داستان است. اثر زیباخودش وجوه مثبتش را معرفی میکند واگر از چار نفر بخواهید عکس را نقدکنند، حداقل یکی دو مورد محسنات مشترک را برخواهندشمرد، ولی درباره این عکس...؟!

    پ ن:انتخاب های جناب دکتر، انتخاب های خوبی هستند، همین که باعث بحث میشوندیعنی انتخاب خوبی هستند. اما به نظرم همه دوستانی که در مورد عکسهای جناب دکتر مطلبی به ذهنشون میرسه ، خیلی بهتره که اینجا بنویسند. به نظرم نباید از نوشتن واظهار نظر ترسی داشته باشند دوستان. نقدعکس ، ولو به اشتباه خود تمرین هست. اصلا یکی از نکاتی که درهنگام اموزش بهم گوشزدشد نقدعکس دیگردوستان هست، چراکه باعث برون رفت از رخوت میشود،باعث بحث میشودو درنتیجه باعث پیشرفت.
    بنابراین از همه دوستان خواه میکنم این تاپیک ارزشمند جناب دکتر را غنیمت شمرن و شرکت کنند. باتشکراز جناب دکترروشن عزیز.

    ممنونم
    nmroshan و ahmad.abaee تشکر می‌کنند.



  5. #15
    كاربر فعال ahmad.abaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    941
    تشکر شده
    3516
    تشکر کرده
    3137

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط eternal نمایش پست ها
    اگه جرج هم نتونست بده پس اینجا چه میکنه! پای چشم ما هم کبود میشه.
    آقا قرار نشد سوالات سخت بپرسین. در خط اول عرایض گفته شد که کمی رئال و تا قسمتی فرمالیستی و انتزاعی.از این جهت که یکی یال اسب دید و یکی گیسوی یار و یکی پای فیل مولانا...ولی آبجکتیو این عکس مویی سفید!( من میبینم البته شاید شما چیز دیگری ببینید) است خب در این حد که میشود وصفش کرد؟!نه؟بقول فرمالیستها عکس هیچی و هیچی هم که نداشته باشه بلاخره چهار تا خط و نقطه که یک فرم(با معنی یا بی معنی) را تشکیل میدن که داره.
    رئال با انتزاعی جمع نقیضین نیست؟
    مشکل اینه که اصلاً نه انتزاعی است،نه رئال است و نه حتا فرمی دارد . کاملاً بلاتکلیف است . خیلی دوست دارم بدانم در کدام تاپیک آپلود شده بود . موقع آپلودش دیده بودمش اما الان یادم نمیاید !؟ خیلی جالب میشود بفهمیم هیئت انتخاب این عکس را در کدام تاپیک برای نمایش قبول کرده اند ! مفهمومی ؟ پرتره ؟ انتزاعی؟

  6. #16
    كاربر فعال eternal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    December 2012
    نوشته ها
    523
    تشکر شده
    5458
    تشکر کرده
    4174

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmad.abaee نمایش پست ها
    رئال با انتزاعی جمع نقیضین نیست؟
    مشکل اینه که اصلاً نه انتزاعی است،نه رئال است و نه حتا فرمی دارد . کاملاً بلاتکلیف است . خیلی دوست دارم بدانم در کدام تاپیک آپلود شده بود . موقع آپلودش دیده بودمش اما الان یادم نمیاید !؟ خیلی جالب میشود بفهمیم هیئت انتخاب این عکس را در کدام تاپیک برای نمایش قبول کرده اند ! مفهمومی ؟ پرتره ؟ انتزاعی؟
    احمد جان کمی فازی ببین اخوی خیلی صفر و یک نیست حالا کمی رئال چون میشه حس کرد واقعا سر یه آدمه و کمی انتزاعی چون میشه چیز دیگه هم دیدش.اما من یادم نیست در کدوم تاپیک بوده شاید به سن فرومی بنده قد نده؟!
    nmroshan و ahmad.abaee تشکر می‌کنند.

  7. #17
    كاربر فعال ahmad.abaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    941
    تشکر شده
    3516
    تشکر کرده
    3137

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amateur نمایش پست ها
    بنا نیست آنچه که در نزد ما ارزشمند است، نزد خودمان بماند و بس! که اگر چنین بود اصلاً اینجا چه می کردیم؟!
    مطمئن باشید اگر شما تنها یک «نه» می گفتید (که همه ی نوشتار شما نیز البته محتوایی جز این نداشت) من نمی گفتم بهتر است که این نه ی شما نزد خودتان بماند!
    اما روی سخن شما با نقد من بود که آن را از درجه ی اعتبار، ساقط دانسته بودید (بدون اقامه ی هیچ نقد دیگر و حتا هیچ استدلالی). برای هر کسی آسان است که در برابر هر سخنی، فقط بگوید: «نه».
    این نه گفتن، زمانی ارزشمند است که یک دنیا سخن و اندیشه در پس پشت داشته باشد. نه اینکه گوینده، تنها به نخستین احساس خود چون بزرگترین ارزیاب و سنجشگر جهان در برخورد با هر عکس یا هر اثری پشتگرم باشد و چشم و گوش را یکسره بر هر نقد و نظر دیگری فرو بندد!

    .
    عرض کردم که ، اگر به دنبال دلیل نظر منفی بنده هستید شما رو ارجاع میدم به این پست : نقد عکس شماره ۳۷
    همان استدلالی که شما به دنبالش هستید اینجا آورده شده .

    من فکر میکنم شما در نقدتون بیش از حد دچار سانتیمانتالیسم شده اید .



  8. #18
    كاربر فعال Moty آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2011
    محل سکونت
    آمل
    نوشته ها
    713
    تشکر شده
    2366
    تشکر کرده
    3483

    پیش فرض

    درود

    وقتی این عکس و دیدم خواستم چیزی بنویسم ولی نشد.... واقعا کار کمی پیچیده بود ... فضای کار بسیار حس مبهمی در من داشت گویا بیش از اینکه تصویر مبهم باشد فرد سوژه اجزای ورود به دنیایش را به من نمی دهد..... گویی شخصی ایستاده و با یک تابلو ایست در جلویش می گوید به من نزدیک نشوید..
    نمیدانم چرا اولین چیزی که از این فرد به ذهن من امد یک گارگردان یا نویسنده ویا این قبیل افراد بود.... موهایی جو گندمی و بلند ..عینکی سیاه یقه ای بر امده و موهایی افشان....
    تمام المان هایی است که من را به یاد این قبیل افراد می اندازد ... خب مگر فرق این افراد چه بوده یا عکاس چه در سر داشته که تصویر را این گونه ثبت کرده?البته این سوالی بود که من از خودم پرسیدم و جوابش برایم مهم نبود که عکاس چه در سر داشته این مهم بود که من چه میبینم و چه خلق کرده..... معمولا افرادی از این دست افراد کارگردانان نویسندگان و.... افرادی هستند با پیچیدگی درونی و شخصیت های چند لایه یا پوست پیازی که خیلی راحت نمی توان به این افراد نزدیک شد(از لحاط روانی و فکری و شخصیتی)من این طور می پندارم ...خب ای عکس چه ?چرا همش علامت ایست در جلویم تداعی میشود... و کسی در گوشم می خواند نزدیک تر نشو...
    به نظر من عکاس با زیرکی خاصی دقیقا خواسته یا ناخواسته این را به تصویر کشیده ...شخصی چندلایه که ما فقط در لایه اول مانده ایم و نمی توانیم نزدیک تر شویم چون او نمی گذارد.... پیچهای مو رنگش دسته عینکی افتابی که چشمانش از نطر شما پنهان است ،موهایی جو گندمی یقه ای بالا امده که حالت دفاعی فرد را بیشتر می کند گویی اغوشش را بسته (اولین کسی که با یقه بالا به ذهن شما میاد کیه ? سوالی بود که من جواب دادم و برای من شخصی مثل یک کارگاه خصوصی واین دست افراد )و عمق میدانی کم که ما را در همان سطح گویی نگه میدارد...و بسیار حس کنجکاوی را تحریک می کند چرا ?چون هرچه می خواهیم نزدیک شویم نمی توانیم گویی فرد مرزبندی مشخصی و تعریف شده ای برای روابط با هر انسان دارد .واین کراپ از سر چرا?ایا این فرد فردی است تاثیر گذار با جریان فکری خاص...کسی که برای مردمش تلاش میکند...کسی که ایدولوژی خاصی دارد....پیچ های مویش به خوبی بازگو کننده هست ... در مجموع به نطر من ثبت زیرکانه ای بود و به نظر من همین پیچیدگی شخصیتی که به این فرد داده شده در عکس انقدر نقد این هفته را پور شور تر کرده
    ممنون از همه دوستان
    nmroshan، viva_utopia و eternal تشکر می‌کنند.
    با احترام فراوان مرتضی صادقیان

  9. #19
    كاربر فعال ahmad.abaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    941
    تشکر شده
    3516
    تشکر کرده
    3137

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Moty نمایش پست ها

    اولین کسی که با یقه بالا به ذهن شما میاد کیه ?
    اریک کانتونا

  10. #20
    كاربر فعال Moty آواتار ها
    تاریخ عضویت
    April 2011
    محل سکونت
    آمل
    نوشته ها
    713
    تشکر شده
    2366
    تشکر کرده
    3483

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmad.abaee نمایش پست ها
    اریک کانتونا

    ممنون از کمکی که کردید
    دقیقا کانتونا نیز مرا به یاد همون افراد می اندازد....یک کارگردان درون زمین که با بازیکنان فاصله اش را حفظ می کند و بازیکنان اجازه شکستن خطوط قرمز و مرزها را در برابر ایشان به خود نمی دهند کسی که شاید نقشش در تیم در بعضی مواقع پررنگ تر از مربی تیم هست...شخصیتی با پیچیدگی خاص شخصستس و رفتاری درون زمین و غیر قابل پیشبینی با ان یقه معروف......ایا ان سوی چهره این فرد نیز همین گونه است..... ژولیدگی موهایش در پی چیست؟ چرا عینک میزند؟ می خواهد دنیا را جور دیگر ببیند؟ یا دیگران او را ؟
    با احترام فراوان مرتضی صادقیان

صفحه 2 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 5 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •