صفحه 2 از 8 نخستنخست 1 2 3 4 5 6 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج : از شماره 11 تا 20 , از مجموع 79
Like Tree298تشکر

موضوع: درستی یا نادرستی اصطلاحات عکاسانه مورد استفاده در زبان پارسی

  1. #11
    Forum Moderator کوروش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    October 2011
    نوشته ها
    2,637
    تشکر شده
    18156
    تشکر کرده
    12826

    پیش فرض

    دوست عزیز جناب سورنا
    نظر من اینه که واقعن نیازی به تاپیک جداگانه نبود . غلط ننویسیم ، میتونه همه چیز رو در بر بگیره . از اشتباه های واژه های به کار برده شده تا اشتباه های به کار رفته در زبان عکاسی .
    کمااینکه واژه " اصطلاحات" نیز پارسی نیست . و "واژگان" یا " فرهنگ واژگان " را می شود جای آن به کار برد .

  2. #12
    كاربر فعال Ali M.Rezaei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    Shiraz
    نوشته ها
    752
    تشکر شده
    914
    تشکر کرده
    1254

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط SORENNA نمایش پست ها
    ولی گهگاه بهتر است به نوشتار مولف وفادار بمانیم (چون در جایگاه نخست او ( آنها) نیز میتوانست(ند) ساده نویسی کند). ولی درسته مترجم باید ساده سازی کنه!!! ولی پرسش اینجاست: تا چه حد؟
    ببينيد، من مدتي به كار ترجمه مشغول بودم. اوايل بيشتر ترجمه لغت به لغت مدنظرم بود و همين صحبت شما كه بايستي به نوشتار اصلي وفادار بمونيم. ولي به تجربه دريافتم كه يه ترجمه خوب، يه ترجمه مفهوميه. حتي ممكنه شما در ترجمه از كلماتي استفاده كنيد كه در متن اصلي اصلا موجود نباشه، هيچ اشكالي نداره، به شرطي كه جمله رو زير و رو نكنه (اين پاسخ تا چه حده؟). من هميشه ميگم يه ترجمه خوب ترجمه ايه كه وقتي خونده ميشه اصلا متوجه نشي كه اين يه متن ترجمه شده ست و به نظر بياد زبان اصلي نويسنده همين بوده.

  3. #13
    كاربر ويژه Kaveh Ghobadi آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2006
    محل سکونت
    Tehran & Karaj
    نوشته ها
    7,449
    تشکر شده
    26211
    تشکر کرده
    14105

    پیش فرض

    بنده اصولا با اصل و اساس و ریشه این تاپیک و هدف اش مشکل اساسی دارم.

    چرا باید هر چیزی را از زبان های غیر مادری و بیگانه لوکالیزه ! کرده و به زبان خودمان برگردانیم و حتی دست به واژه سازی و یا واژه در آوردن از هیچ ! بزنیم ؟

    چه اشکالی دارد وقتی دنبال Composition هستیم همان واژه را به کار ببریم که جامع تر و کامل تر است و نرویم به سراغ معادی سازی ! حتی اگر یک معادل رایج مثل ترکیب بندی برایش وجود داشته باشد؟

    به نظرم درد علم در ایران یکی همین واژه سازی های بی ربط و اساس است.
    lamagra، rezatop، toolhelp و 5 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    کاوه قبادی
    Exposure.ir
    I am a visual man. I watch, watch, watch. I understand things through my eyes. Henri Cartier-Bresson

  4. #14
    كاربر ويژه Persian آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2005
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    2,475
    تشکر شده
    10711
    تشکر کرده
    6072

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaveh Ghobadi نمایش پست ها
    بنده اصولا با اصل و اساس و ریشه این تاپیک و هدف اش مشکل اساسی دارم.

    چرا باید هر چیزی را از زبان های غیر مادری و بیگانه لوکالیزه ! کرده و به زبان خودمان برگردانیم و حتی دست به واژه سازی و یا واژه در آوردن از هیچ ! بزنیم ؟

    چه اشکالی دارد وقتی دنبال Composition هستیم همان واژه را به کار ببریم که جامع تر و کامل تر است و نرویم به سراغ معادی سازی ! حتی اگر یک معادل رایج مثل ترکیب بندی برایش وجود داشته باشد؟

    به نظرم درد علم در ایران یکی همین واژه سازی های بی ربط و اساس است.
    کاوه جان بسیاری از کلماتی که به نظر من و شما بسیار عادی هستند کلماتی هستند که توسط فرهنگستان اول ساخته شدند ایا اصطلاح " اکول طب انورسیته تهران" به نظر شما عادی تر است یا " دانشکده پزشکی دانشگاه تهران". بیش از 2 هزار کلمه توسط فرهنگستان اول ساخته شد که بیشتر آنها در زندگی روزمره ما بسیار معمول هستند هواپیما به جای طیاره - یخچال به جای فریزر- آشپزخانه به جای مطبخ و... که همه ساخته فرهنگستان اول هستند. من هم با سره گرایی بی حد که شیوه فرهنگستان دوم و عرب زدگی شیوه فرهنگستان بعد از 57 موافق نیستم اما زبان فارسی هم دارای این امکان هست که برای بسیاری از کلمات معادل مناسب ساخته شود.
    Amir Mohebi، yasin-m، Kaveh Ghobadi و 16 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    علیرضا غفاری
    لینک مقالات سایت
    "Travel is the graduate school of life" Joe McNally



  5. #15
    كاربر ويژه Kaveh Ghobadi آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2006
    محل سکونت
    Tehran & Karaj
    نوشته ها
    7,449
    تشکر شده
    26211
    تشکر کرده
    14105

    پیش فرض

    علیرضا جان...

    اون مثال ها رو دقیق و شفاف قبول دارم ...

    اما ...

    موضوع یک مبحث تخصصی است.یک تخصص که ما نه در آن سهیم بوده ایم و نه گسترش اش داده ایم و نه توان اش را داریم ! مثلا خودشان هم هنوز برای BOKEH معادلی نساخته اند ! چون نیست !


    به نظر بنده برای معادل سازی علوم تخصصی و سطح بالا ( که عکاسی هم جزیی از آن است ) نباید پا پیش گذاشت و دستکاری کرد و مشکل تراشید !

    اما برای امور روزمره بله .سخت است بگوییم انورسیته تا وقتی دانشکده و دانشگاه است !

    اما اگر بیاییم به جای فیلتر بگوییم صافی خطا است !

    به جای مثلا لنز بگوییم عدسی خطا است !

    به حای شاتر بگوییم چک چکانده ی پره ای بالارونده ی خوشگل خطا است !

    معادل سازی اصولا برای علوم فنی و تکنیکال نه تنها کمکی به پیشرفت آن فن و تکنیک نمی کند بلکه ضربه ای به بدنه آن خواهد زد.چون تفرقه و دو دستگی ایجاد می کند.

    بحث افراط و تفریط است...

    مثلا در شغل شما که کاملا تکنیکال و فنی و فوق تکنولوژی است یک وسیله ای مثلا اسم خاصی دارد ! حالا شما بیایید معادلی برایش ایجاد کنید آیا این معادل نهایتان در بین خودتان و چهار تا از شرکت های دیگر گسترش خواهد یافت و همیشه مجبورید نام اصلی را بیان کنید.
    Rofougaran، M-Yousefi، maziyarsh و 9 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    کاوه قبادی
    Exposure.ir
    I am a visual man. I watch, watch, watch. I understand things through my eyes. Henri Cartier-Bresson

  6. #16
    كاربر همراه saber.pix آواتار ها
    تاریخ عضویت
    August 2009
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    453
    تشکر شده
    533
    تشکر کرده
    701

    پیش فرض

    البته دوستان در جریان هستند که اکثر این کلمات جایگزین مورد استفاده نیستن.

  7. #17
    كاربر فعال persian.boy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    سـرزمین اهـورا
    نوشته ها
    782
    تشکر شده
    2923
    تشکر کرده
    4662

    پیش فرض

    درود


    暈け يا همون بوکه کوتاه شده ي واژه ي ボケ味 (به معناي blur quality) است . بنابراين برگردان اين واژه ميشه blur quality . برگردان بوکه به پارسي مي تواند واژه ي "محو شدگي" باشد که دقيقا در تناسب با معادل اصليه .

    اما اينکه چرا خود انگليسي زبان ها از همون بوکه استفاده مي کنن بر مي گرده به 3 دليل :
    1) هجوم واژه هاي بيگانه به زبانشون در حدي نيست که خطري از اين بابت احساس کنن .
    2) استفاده از واژه ي اصلي رو به عنوان مرجع ، منطقي تر مي دونن .
    3) عادت .


    شرايط ايران و زبان ما البته متفاوته با کشورهاي ديگه ... نخست اينکه با وجود اينکه پارسي يکي از قوي ترين زبان هاي زنده ي جهان محسوب ميشه و قدرت واژه سازي فوق العاده اي داره ، روز به روز تحت تاثير واژه هاي بيگانه (خصوصا زبان تازي و انگليسي) قرار گرفته و در مرز تغيير کليه . به گونه اي که جوان ایرانی امروزي به سختي مي تونه اشعار غير متکلف 500-600 سال قبل رو بفهمه . اين براي زباني که روزي انگلس در رابطه با اون با مارکس چنين نامه نگاري کرده واقعا وحشتناکه :

    چند هفته‌ای‌ست که در پهنه‌ی سخن‌وری و هنر خورآيان‌زمين، فرورفته‌ام. از زمان بهره‌ برده و به آموختن زبان پارسی پرداخته‌ام. آن‌چه تاکنون مرا بازداشته تا به آموختن زبان تازی بپردازم، از يک‌سو بيزاری زادی من به زبان‌های سامی‌ است و از سوی ديگر پهناوری گزارش‌ناپذير اين زبان دشوار با مرز چهارهزار ريشه که در دو تا سه هزار سال ريخت گرفته.
    به وارون، زبان پارسی، زبانی‌ست بسيار ساده و آسان؛ اگر دبيره‌ی تازی نبود که هميشه پنج، شش نويسه کمابيش يک سدا واگويی می‌شوند و نشانه‌ها نيز روی واژه‌ها گذاشته نمی‌شود که دشواری‌هايی در خواندن و نوشتن پديد می‌آورد. به هر روی، آسوده‌دل‌ام که در 48 تسو(ساعت)، دستور زبان پارسی را فرابگيرم. اين هم به رهنمون يک‌دندگی با "پيير". اگر او بسيار گراينده است که با من به هم‌آوردی برخيزد، اين گوی و اين ميدان. زمانی را که برای فراگيری زبان پارسی در نگر گرفته‌ام، دست‌بيش سه هفته است، کنون اگر سرور پيير توانست در دو ماه اين زبان را به‌تر از من ياد بگيرد، می‌پذيرم که او در زمينه‌ی فراگيری زبان از من به‌تر است.

    برای "ويتلينگ" بسيار دريغ‌مندم که پارسی نمی‌داند، زيرا اگر آشنايی با اين زبان داشت می‌توانست «آن زبان جهانی را که در آرزو داشته، بيابد». به باور من پارسی تنها زبانی است که در آن پوييده‌ی(مفعول) بي‌ميان‌جی و باميان‌جی نيست.
    در چنين شرايطي واقعا وظيفه ما چيه ؟ بايد مدام به اين روند فزاينده ي تخريبي دامن بزنيم يا تا جاي ممکن معادل سازي کنيم ؟ در رابطه با حفظ اصالت يک واژه ي علمي بيگانه اگر بتونيم معادل خوبي پيدا کنيم واقعا جايگزيني چه اشکالي داره ؟ مگر وقتي چارت با نمودار ،فرکانس با بسامد ، استرس با تنش (در رشته های مهندسی) و .... جايگزين شد اشکالي پيش اومد ؟

    بنابراين اگر ميشه واژه اي رو برگردان کرد چه بهتر که هم يک برگردان قابل فهم براي مردم عادي ساخته بشه و هم زبان به جاي تغيير به زايش بپردازه .اما نکته ي خيلي مهمي که وجود داره اينه که در ترجمه نبايد زیاده روی کرد ... برای نمونه متن این ارسال توسط من پر است از واژه های بیگانه (خصوصا تازی) ... خیلی از این واژه ها در تار و پود زبان ما ریشه کردن و جایگزین کردنشون به نوعی زیاده رویه .

    در برگردان هم نباید توقع داشت که واژه ی جدید کاملا از ریشه های پارسی بهره ببره . به عنوان مثال همون "محو شدگی" که من به عنوان معادل بوکه بیان کردم واژه ی بسیار زیباییه که دشوار هم نیست .


    اگر خواست نیرومندی در نخبگان برای جابجایی به سوی این مسیر باشه ، این کار شدنیه . تغییر بوکه یا دیستوریشن یا وینیت و اپرچر و ... نه از بار معنایی اون واژگان می کاهه و نه ضرری به جنبه ی تخصصی یک واژه وارد می کنه . چیزی که مهمه خواست نخبگان و درخواست از نهادهای ویژه ی واژه سازی برای این کاره ... چیزی که بنده ابدا در اراده ی فعلی هم میهنانم مشاهده نمی کنم .





    با آرزوی بهترین ها
    پسر پارسی
    ashkan 78، Canon!، amirmisagh و 6 نفر دیگر تشکر می‌کنند.



  8. #18
    كاربر همراه MSRS آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 2011
    محل سکونت
    ایران عزیز
    نوشته ها
    177
    تشکر شده
    795
    تشکر کرده
    1003

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaveh Ghobadi نمایش پست ها
    علیرضا جان...

    اون مثال ها رو دقیق و شفاف قبول دارم ...

    اما ...

    موضوع یک مبحث تخصصی است.یک تخصص که ما نه در آن سهیم بوده ایم و نه گسترش اش داده ایم و نه توان اش را داریم ! مثلا خودشان هم هنوز برای BOKEH معادلی نساخته اند ! چون نیست !


    به نظر بنده برای معادل سازی علوم تخصصی و سطح بالا ( که عکاسی هم جزیی از آن است ) نباید پا پیش گذاشت و دستکاری کرد و مشکل تراشید !

    اما برای امور روزمره بله .سخت است بگوییم انورسیته تا وقتی دانشکده و دانشگاه است !

    اما اگر بیاییم به جای فیلتر بگوییم صافی خطا است !

    به جای مثلا لنز بگوییم عدسی خطا است !

    به حای شاتر بگوییم چک چکانده ی پره ای بالارونده ی خوشگل خطا است !

    معادل سازی اصولا برای علوم فنی و تکنیکال نه تنها کمکی به پیشرفت آن فن و تکنیک نمی کند بلکه ضربه ای به بدنه آن خواهد زد.چون تفرقه و دو دستگی ایجاد می کند.

    بحث افراط و تفریط است...

    مثلا در شغل شما که کاملا تکنیکال و فنی و فوق تکنولوژی است یک وسیله ای مثلا اسم خاصی دارد ! حالا شما بیایید معادلی برایش ایجاد کنید آیا این معادل نهایتان در بین خودتان و چهار تا از شرکت های دیگر گسترش خواهد یافت و همیشه مجبورید نام اصلی را بیان کنید.
    سلام به دوستان عزيز
    اين بحث قبلا هم در تاپيك غلط ننويسيم كم و بيش شده بود.
    به نظر من معادل سازي كار درستي است و همه جا بايد اجرا شود. حتي در حوزه هاي تخصصي علوم مختلف. البته مسلماً بايد براي ايجاد واژه هاي جديد، كارگروه مرتبط و آشنا به آن حوزه دست به اينكار بزند.
    از طرفي هميشه يك واژه جديد در ابتدا ناآشنا و غريب است. اما بعد از اينكه جا افتاد ديگر استفاده از آن ساده و راحت ميشود.
    يادمه استاد ادبيات ما مثال مي‌زد هنگاميكه واژه دانشگاه به جاي University معرفي شد مورد تمسخر خيلي‌ها قرار گرفت. اما امروز ميبينيم كه دانشگاه واژه‌اي آشنا و در عوض يونيورسيتي واژه‌اي غريب است.
    يا به عنوان مثال در فيزيك همه گشتاور را ميشناسند و كمتر از واژه تورگ (Torque) استفاده ميشود.
    هميشه مهم آن است كه همزمان با ورود يك واژه جديد معادل آن هم ساخته و وارد زبان روزمره شود و اين وظيفه متوليان اين حوزه است و ما هم با استفاده معادل فارسي در حفظ زبان ملي و مادري‌مان كمك كرده‌ايم
    مثال ديگر واژه نرم افزار و يا سخت افزار است كه براي همه آشنا و قابل درك است.
    همچنين واژه بيشينه يا كمينه كه داره جاي خودش رو باز ميكنه

    دركل اگر قرار باشد هر واژه جديدي كه به واسطه فناوري و پيشرفت علم ديگر كشورها ساخته و وارد زبانمان ميشود را به همان شكل استفاده كنيم، بعد از مدتي زبانمان هويت خود را از دست ميدهد.
    Persian، ashkan 78، OptiX و 3 نفر دیگر تشکر می‌کنند.
    بااحترام-صادق
    عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَادُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ
    خدا در جانشان بزرگ است. پس غیر در نگاهشان کوچک

  9. #19
    كاربر ويژه Kaveh Ghobadi آواتار ها
    تاریخ عضویت
    January 2006
    محل سکونت
    Tehran & Karaj
    نوشته ها
    7,449
    تشکر شده
    26211
    تشکر کرده
    14105

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط MSRS نمایش پست ها
    سلام به دوستان عزيز
    اين بحث قبلا هم در تاپيك غلط ننويسيم كم و بيش شده بود.
    به نظر من معادل سازي كار درستي است و همه جا بايد اجرا شود. حتي در حوزه هاي تخصصي علوم مختلف. البته مسلماً بايد براي ايجاد واژه هاي جديد، كارگروه مرتبط و آشنا به آن حوزه دست به اينكار بزند.
    از طرفي هميشه يك واژه جديد در ابتدا ناآشنا و غريب است. اما بعد از اينكه جا افتاد ديگر استفاده از آن ساده و راحت ميشود.
    يادمه استاد ادبيات ما مثال مي‌زد هنگاميكه واژه دانشگاه به جاي University معرفي شد مورد تمسخر خيلي‌ها قرار گرفت. اما امروز ميبينيم كه دانشگاه واژه‌اي آشنا و در عوض يونيورسيتي واژه‌اي غريب است.
    يا به عنوان مثال در فيزيك همه گشتاور را ميشناسند و كمتر از واژه تورگ (Torque) استفاده ميشود.
    هميشه مهم آن است كه همزمان با ورود يك واژه جديد معادل آن هم ساخته و وارد زبان روزمره شود و اين وظيفه متوليان اين حوزه است و ما هم با استفاده معادل فارسي در حفظ زبان ملي و مادري‌مان كمك كرده‌ايم
    مثال ديگر واژه نرم افزار و يا سخت افزار است كه براي همه آشنا و قابل درك است.
    همچنين واژه بيشينه يا كمينه كه داره جاي خودش رو باز ميكنه

    دركل اگر قرار باشد هر واژه جديدي كه به واسطه فناوري و پيشرفت علم ديگر كشورها ساخته و وارد زبانمان ميشود را به همان شكل استفاده كنيم، بعد از مدتي زبانمان هويت خود را از دست ميدهد.
    بنده صد در صد و یقینا با شما اختلاف نظر اساسی پیرو این موضوع دارم ! بار ها هم عرض کرده و می کنم که معادل سازی برای واژه های عکاسی کاری بیهوده و یک چرخه نادرست و بی سرانجام است.

    180 سال است که عکاسی در این مملکت هست و به جز تعدادی واژه بقیه از زبان های اصلی ( فرانسه و انگلیسی ) گزینش شده اند و کارشان را پس داده اند.

    این موضوع هویت زبان را هم به هیچ وجه درک نمی کنم ! به نظرم اگر زبان رایج در ایران انگلیسی باشد ( مثلا ) و زبان ثانویه فارسی کارکرد بسیار بهتر و مفید تر و رو به رشد تری دارد البته شاید صد ها سال برای تحقق این آرزو زمان نیاز باشد.اما امیدوارم در آینده عملی باشد.
    Rofougaran، Bijan.DSLR و dayyer تشکر می‌کنند.
    کاوه قبادی
    Exposure.ir
    I am a visual man. I watch, watch, watch. I understand things through my eyes. Henri Cartier-Bresson

  10. #20
    كاربر فعال persian.boy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    سـرزمین اهـورا
    نوشته ها
    782
    تشکر شده
    2923
    تشکر کرده
    4662

    پیش فرض

    درود

    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaveh Ghobadi نمایش پست ها
    این موضوع هویت زبان را هم به هیچ وجه درک نمی کنم ! به نظرم اگر زبان رایج در ایران انگلیسی باشد ( مثلا ) و زبان ثانویه فارسی کارکرد بسیار بهتر و مفید تر و رو به رشد تری دارد البته شاید صد ها سال برای تحقق این آرزو زمان نیاز باشد.اما امیدوارم در آینده عملی باشد.
    سر تا ته پیام شما قابل برجسته سازی و پاسخ بود ... اما در مورد جمله ی آخر ؛ این جمله برای من یه حالت خاصی داره چون به معنای واقعی از لحظه ای که پیام رو دیدم در بُهت به سر می برم ... واقعا نمی دونم با چه واژه ای باید جملات شما رو توصیف کنم یا پاسخ بدم . این اولین باره که چنین اظهار نظری جسورانه ای رو در مورد یکی از قوی ترین زبان های زنده دنیا دارم می بینم .

    امیدوارم واقعا یک توضیح شفاف و واضح همراه با بیان دلایل داشته باشید چون در حال حاضر هم از دید میهن پرستی به پارسی توهین شده و هم از نظر علم زبان شناسی (هر چند که می دونم دلیل قابل استنادی ندارید ... اگر دلیل داشتید قطعا به پشتوانه اش در موضوع مورد بحث دانش هم داشتید ... و اگر دانش داشتید قطعا چنین مطالبی رو منتشر نمی کردید) .




    با آرزوی بهترین ها
    پسر پارسی
    Kaveh Ghobadi، Amateur، kouhsar و 7 نفر دیگر تشکر می‌کنند.

صفحه 2 از 8 نخستنخست 1 2 3 4 5 6 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •